فاخته- اینکه رصد ،پایش و مراقبت قوی بر رخداد بیماریها و تقویت گزارشات بیماریابی در گستره جغرافیای محل فعالیت مدیران و کارشناسان مربوطه بعنوان یک ارزش شناخته شود بسیار ارزشمند است و اینکه از کتمان حقایق ،بسوی شفافیت و صداقت قدم برداریم نیز بسیار زیبنده تر خواهد بود.
این دغدغه یکی از عمیقترین و مخربترین چالشهای نظام مدیریتی و اپیدمیولوژیک بیماریها است.
وقتی شاخص ارزیابی عملکرد یک مدیر استانی و شهرستانی بر مبنای «صفر بودن آمار بیماری» یا «عدم وجود کانون بیماری» تعریف شود، ناخواسته سیگنال اشتباهی به بدنه اجرایی سازمان ارسال شده است. در ادامه، به ابعاد این پدیده و پیامدهای خطرناک آن بر سلامت دام و انسان و ریشههای ساختاریاش اشاره میشود.
شکلگیری مکانیسم «کتمان حقیقت» بدنبال فشارهای وارده از بالا صورت گرفته و با پنهانکاریهای موضوع از پایین همراه خواهد بود
لازم بذکر است که در مدیریت اصولی بحران، بروز بیماری یک پدیده بیولوژیک اجتنابناپذیر است و هنر مدیران در «سرعت کشف»، « ردیابی دقیق»، «قرنطینه به موقع» و «کنترل کانون بیماری» سنجیده میشود. اما وقتی نگاه کلان، وقوع کانون را برابر با «بیکفایتی مدیر» بداند، مدیران خود را در بنبست معیار ارزیابی وارونه گرفتار می بینند.
با این نگرش،اعلام شفاف بیماری موجبات توبیخ، بازخواست، افت امتیاز ارزیابی عملکرد و حتی عزل را فراهم کرده ودر عوض ،کتمان یا کاهش نمود بیماری ،مزایای سکوت سیستم، خرید زمان، و امید به اینکه بیماری خودبهخود فروکش کند و یا تقصیر به گردن دیگری افتد را بدنبال دارد.
طبیعی است که در چنین ساختاری، انگیزه برای پنهانکاری یا ثبت آمار و اطلاعات غیرواقعی به شدت افزایش یابد و به تبع ،پیامدهای فاجعهبار مخفی سازی رخداد بیماریهای واگیر و مهمی مانند تب برفکی که به دلیل میزان بالای انتشار و سویههای مختلف در گردش،،بسیار حائز اهمیت می باشد،دور از انتظار نخواهد بود.
میدانیم که مهار بیماری تب برفکی نیازمند واکنش سریع در شعاع کانون است، بنابراین اولین خسارت این نگاه مدیریتی، از دست رفتن زمان طلایی جهت اقدام موثر می باشد. پنهانکاری باعث انتشار ویروس در منطقه شده و فرصت کنترل مناسب بیماری از دست خواهد رفت.
دفتر بهداشت و مدیریت بیماریهای دامی سازمان برای تامین و تخصیص به موقع واکسن و اعتبارات به ارائه آمار واقعی از سوی استانها نیاز دارد. آمارسازی استانی، برنامهریزی ملی وفرایند تصمیم سازی و اقدام بمنظور تأمین واکسن و نهادههای بیولوژیک مناسب و مورد نیاز را در ستاد مرکزی مختل نموده و از طرفی خسارات اقتصادی جبرانناپذیری را به دامداران و بهره برداران بخش وارد مینماید. مرگومیر دامهای جوان، افت شدید تولید شیر و گوشت، هزینههای سنگین درمان و بعضا عوارض طولانی مدت و ماندگار بیماری ،معیشت دامدار را نابود میکند. شیوع کنترلنشده بیماریهای دامی، نه تنها امنیت غذایی را تهدید کرده بلکه اعتبار صادراتی دام و فرآوردههای دامی کشور در حوزه تجارت های بین المللی را مخدوش میسازد.
از منظر حقوقی و مسئولیتهای حرفهای و براساس قوانین و دستورالعملهای سازمان دامپزشکی،رخداد برخی بیماریها بویژه مواردیکه در گروه یک و شامل موارد هشدار کردنی قرار دارند ، می بایست در زمان حداقلی مقرر گزارش،شوند. کتمان آنها تخلف اداری و حتی در مواردی تهدید علیه بهداشت عمومی را سبب خواهد شد.
پس مدیران و مسئولان فنی در قبال سلامت دام و سرمایه دامی منطقه، مسئولیت شرعی، قانونی و حرفهای دارند. بدیهی است ترجیح مناصب مدیریتی بر صیانت از بهداشت با اصول حرفه ای مربوطه در تضاد آشکار است.
برای برون رفت از این عارضه، تغییر نگرش و شاخصهای ارزیابی در سطوح عالی مدیریت سازمان ضرورت دارد
مدیر موفق کسی نیست که «هیچ گزارشی از بیماری ندارد»، بلکه باید کسی باشد که «سریعترین سیستم پیشآگهی، شفافترین گزارشدهی و کمترین میزان خسارت در مهار کانون را دارد».
چنانچه بدوا اشاره شد، ستاد مرکزی باید به استانهایی که با شجاعت و سرعت کانونها را گزارش و مهار میکنند، پاداش داده و فرهنگ برخورد قهری با اعلامکنندگان بیماری را ریشهکن نماید.
هرگونه نگاه اشتباه در اینخصوص، مصداق بارز «تنبیه دیدهبان به خاطر دیدن خطر» است و تا زمانی که سیستم، دیدهبان را به جرم اعلام خطر مجازات کند، خطر در خفا، بزرگتر خواهد شد.
در حوزه نظارت بهداشتی بر فرآورده های خام دامی نیز مساله بهمین منوال است.امروزه و علی الخصوص در شرایط کنونی کشور ، دیگر گزارشات پرطمطراق معدوم سازی حجم چندین تن کالاهای پروتئینی کشفی فاسد و غیر قابل مصرف ،شاید خیلی محلی از اعراب نداشته باشد و قطعا اولویت بر بازرسیها و نظارت موثرِ توام با اشراف اطلاعاتی است که بمنظور ناامن سازی فضای تخلفات و تدابیر پیشگیرانه از رخداد موارد اینچنینی خواهد بود و اساسا گام های بازدارنده و در جهت حذف حداقلی محصولات پروتئینی و از بین بردن شرایط سوق بدین سوی، کارآمد تر می باشد.
اگر بپرسید پس با این وجود ، چگونه ارزیابی صحیح و واقعی از عملکرد مدیران در حوزه های مدیریت بیماریها و نظارت موثر بر فرآورده های خام دامی امکانپذیر خواهد بود، سخن به گزافه نبوده است.
نگاه های مدیریتی درخصوص ارزیابی عملکرد متنوع است ولیکن نگرشی به صواب نزدیکتر است و برکت عملی در جهت تامین رضایت مصرف کنندگان و نیز نیل به اهدف غایی سازمانی بهمراه دارد که هرچه واقعی تر و اجرایی تر باشد. یکی از بدیهی ترین متدها در وهله اول کاهش وابستگی صِرف آمار سازمانی به گزارشهای سلیقهای استانی و شاید لزوم اخذ خروجی و بازخورد مستقیم عملیات فنی انجام شده در جامعه هدف باشد. بدین شکل که با تقویت راه ارتباطی و البته آسان و سریع بهره بردار با سازمان مرکزی، در قالب یک سرشماره تماس ۳ رقمیِ متمرکز کشوری و بمنظور دریافت گزارشات مردمی چه در حوزه بروز بیماریهای دامی و یا مشکل کیفی کالاهای پروتئینی، تدبیر کرد. با این روش، اعلام قبلی موارد کانون بیماری شناسایی شده و چگونگی نظارت بر واحدهای عرضه مواد پروتئینی توسط مدیران سنجیده شده و ارزش گذاری میشود.
دکتر فردین حسین زاده
رئیس شبکه دامپزشکی دامپزشکی شهرستان کاشمر
این پایگاه خبری بر اساس مجوز معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول فعالیت است. این پایگاه خبری تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران بوده و هر گونه برداشت از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.