فاخته- با این حال، مشاهده میشود که نوعی «مدیریت جزیرهای» در ساختار ستادی سازمان حاکم است که این امر با روح خدماتی دامپزشکی، سخت در تعارض است. تحلیل و بررسی نحوه تعامل دفاتر تخصصی سازمانی نظیر حوزه های مدیریت و مبارزه با بیماریهای دام و طیور، قرنطینه و نظارت بر بهداشت عمومی، بیانگر آنست که این گسست ساختاری متاثر از عدم هماهنگی در سیاستگذاریها و اجرای آنها بوده و نه تنها کارایی برنامههای مهار بیماری را کاهش داده، بلکه منجر به ابهام در مسئولیتهای حقوقی و اقتصادی ذینفعان صنعت دام و طیور نیز میگردد.
در دنیای امروز که رخداد بیماریهای مشترک و زنجیره تأمین مواد غذایی با پیچیدگیهای فزایندهای روبرو است، کارآمدی سازمانهای نظارتی مستقیماً با توانایی آنها در «هماهنگی» گره خورده است. سازمان دامپزشکی به عنوان یک سازمان راهبردی، وظیفه نظارت بر سلامت دام، طیور و فرآوردههای خام دامی را بر عهده دارد ولیکن یک پارادوکس ساختاری در این میان مشهود است؛ بدین مفهوم که علیرغم ماهیت یکپارچه چالشهای پیش رو، ساختار اداری سازمان به سمت «جزیرهای شدن» گرایش یافته است.
معمولا مدیریت جزیرهای زمانی رخ میدهد که دفاتر تخصصی ستاد، به جای فعالیت در قالب یک استراتژی واحد، تنها بر تحقق اهداف و شاخصهای اختصاصی خود تمرکز میکنند. این پدیده در سازمان دامپزشکی میتواند به طرق اشاره شده ذیل ، حادث گردد.
اول از همه اینکه بدلیل عدم جریان آزاد اطلاعات و دادهها میان سامانههای مختلف از قبیل عدم پیوند دقیق اطلاعات قرنطینه با دادههای حوزه بهداشت عمومی ، شاهد رخداد گسست اطلاعاتی خواهیم بود.
و اما تضاد در سیاستگذاری در زمانی که دستورالعمل یک دفتر با الزامات دفاتر دیگر در تعارض قرار میگیرد، دومین عامل موثر در این زمینه است.
سومین فاکتور همانا تمرکزگرایی فرآیندی است و این یعنی؛ بعضا تصمیمگیریهای ستادی بدون در نظر گرفتن ظرفیتهای اجرایی در سطح استان و شهرستانها، صادر شده و درست همینجاست که نسخه های پیچیده شده ستاد سازمانی کارایی لازم را ندارد.
برنامههای مهار و کنترل یک بیماری نظیر بروسلوز ،نیازمند زنجیره عملیاتی پیوسته و مشتمل بر تأمین واکسنهای متناسب و کارآمد از طریق دفتر مدیریت بیماریها در وهله اول تا کنترل تردد دامها براساس ضوابط و بعضا اعمال محدودیت های ابلاغی دفتر قرنطینه و نهایتا نظارت بر سلامت محصولات تولیدی ، طبق دستورالعملهای دفتر نظارت بر بهداشت عمومی می باشند. در این اثنا، مدیریت جزیرهای باعث خواهد شد که هر بخش صرفا بخود مشغول بوده وحال آنکه اگر حلقهای مثل قرنطینه از کار بیفتد، سایر بخشها نیز در رسیدن به هدف نهایی که همان کاهش شیوع بیماریها و تولید محصولات بهداشتی بوده ،شکست میخورند.
از این دست موارد همچنین می توان به مضمون مقاله قبلی اینجانب باعنوان "آیا طرح فراگیر واکسیناسیون بروسلوز دامی نیاز به مکمل دارد؟"که ناظر بر لزوم اجرای متمم یا مکمل برخی برنامه ها و طرحهای مختلف بین بخشی در ستاد سازمانی بوده ،اشاره نمود. حتی در اجرای برخی طرحهای شکست خورده و یا بدفرجام گذشته نظیر تولید و پرورش مرغ سبز و یا گرید «آ پلاس»، زمانی که تصمیمات مربوط به استانداردهای بهداشتی با واقعیتهای زنجیره تأمین و قیمتگذاری کیفی، همخوانی نداشته باشد، نه تنها تولیدکننده دچار زیان شده و نتیجه مطلوب حاصل نمی شود ، بلکه ممکن است سلامت محصول نهایی نیز به خطر افتد.شایان ذکر است در همین راستا و برای نیل به هماهنگیهای فراسازمانی مورد نیاز ،بدوا ،تحقق هماهنگیها و یکپارچگی درون سازمانی ضرورت دارد.
یکی از آسیبهای جدی این معماری نابسامان سازمانی در حوزه های حقوقی است و موجبات ایجاد «منطقهی خاکستری» و تفاسیر گوناگون از قوانین را فراهم می آورد. به تبع عدم انسجام در بخشنامههای اداری ، مسئولان فنی ، دامپزشکان و سایر افراد مرتبط در حوزه اجرای ضوابط ابلاغی در مواجهه با چالش ها و در تعیین مرزهای مسئولیت کیفری و مدنی خود دچار تردید خواهند شد.
من حیث المجموع، مدیریت جزیرهای در سازمان دامپزشکی، فراتر از یک چالش اداری ساده بوده و یک ریسک مهم برای حوزه سلامت و امنیت زیستی به حساب می آید که امید می رود در دوره جدید مدیریت این سازمان، این نقص و این ضعف به حدقل ممکن برسد.
دکتر فردین حسین زاده
رئیس شبکه دامپزشکی شهرستان کاشمر
این پایگاه خبری بر اساس مجوز معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول فعالیت است. این پایگاه خبری تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران بوده و هر گونه برداشت از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.