فاخته- وظیفه وی نظارت بر رعایت استانداردهای بهداشتی، کنترل فرآیند تولید، مدیریت سیستمهای HACCP یا ISO، و اطمینان از انطباق مشخصات محصول خروجی با استانداردهای بهداشتی سازمان دامپزشکی است.
قانونگذار، مسئول فنی را به عنوان “شخصِ مسئول” میشناسد. این یعنی سازمان دامپزشکی، مسئولیت کیفیت و سلامت محصول را به یک “فرد مشخص” واگذار کرده است.
به همین دلیل است که اگر مسئول فنی در واحد تولیدی حضور نداشته باشد، از نظر قانونی “واحد فاقد مسئول فنی مقیم” محسوب و تولیدات در آن مقطع زمانی غیر مجاز محسوب میگردد.
مسئول بهداشتی در واقع تاییدکننده عملیاتی است که متضمن انطباق تولید محصول با استانداردها است.
در استانداردهای بینالمللی و قوانین حوزه بهداشت مواد غذایی، تأکید بر این است که واحد تولیدی باید اولین خط دفاعی باشد و لذا دولت به مسئول فنی این اختیار را داده تا بر اساس “مسئولیت مدنی و کیفری خود”، تایید کند که محموله تولیدی، آماده انتقال و توزیع است. در واقع، او با صدور این مجوز، تعهد خود را به سازمان ثبت کرده و مسئولیت سلامت این محموله را به عهده گرفته است.
وقتی مسئول فنی در سامانه، مجوز حمل را صادر میکند، در واقع در حال صدور یک “اعلامیه رسمی” است.
با این کار، او مسئولیت قانونی صحت اطلاعات شامل نوع محصول، مقدار، سلامت و … را بر عهده میگیرد.
به نحویکه در قبال احراز هرگونه مغایرت طی بازرسیهای بعدی یا در مقصد، مسئولیت خواهد داشت.
بنابراین، دسترسی به سامانه های دولتی، یک “بار مسئولیت سنگین از نوع مستقیم و جنس کیفری یا مدنی” بر دوش مسئول فنی است.
مسئولیت مدنی، جبران خسارتهای وارده به مصرفکنندگان یا حتی شرکت تولیدی را شامل شده ولی اگر ثابت شود در صدور مجوز حمل، تقلب، غفلت عمدی یا نادیده گرفتن آشکار دستورالعملها وجود داشته، وی با اتهاماتی نظیر “تهدید علیه بهداشت عمومی” یا “تقلب” مواجه میشود.
مسئولیتهای اداری او نیز به شکل ابطال صلاحیت فنی و از دست دادن پروانه اشتغال، در جای خود متوجه نامبرده می باشد.
مسئولیتهای کیفری در اشکال قصور یا تقصیر بسته به شدت جرم، ممکن است مشتمل بر حبس، جزای نقدی سنگین و محرومیت از فعالیتهای حرفهای باشد.
طبق «قانون مسئولیت مدنی»، مسئولیت کارفرما در کنار مسئول فنی قرار میگیرد
این همه را گفتیم تا به این برسیم که از یک سو مسئولیت سنگینی بدوش مسئولین فنی - بهداشتی بوده و از سویی دیگر، تنگنای طاقت فرسایی را که او در آن قرار گرفته ،هجمه های زیادی محاصره کرده اند و اوست که مظلوم و بی پناه ،به تنهایی می بایست پیش رفته و همواره نگران پیچ و خم ها و چاله های مسیرش باشد.
شایان ذکر است در حقوق ایران، طبق «قانون مسئولیت مدنی»، مسئولیت کارفرما در کنار مسئول فنی قرار میگیرد.
پس اگر کارفرما برای رعایت بهداشت، بودجه یا تجهیزات لازم را فراهم نکرده باشد، او «مسئولیت همپای» مسئول فنی را دارد.
نکته مهم اینجاست که حتی اگر هم مسئول فنی بخواهد تقصیر را گردن کارفرما بیندازد، طبق قانون، مسئولیت متصدی (صاحب واحد) در رعایت ضوابط بهداشتی، مستقل از مسئول فنی است. چه بسا کارفرما ، عدم عِلم به اطلاعات تخصصی و فنی خود را عَلَم کرده و داعیه وظیفه مندی مسئول فنی را در خصوص مشکلات بوجود آمده، داشته باشد.
در این میان ،اساسا بار حقوقی اداره دامپزشکی نسبت به موارد گفته شده، از نظر «نوع» متفاوت است. اداره مسئولِ شکستِ سیستمِ پیشگیری و نظارتی است و بنابراین بار حقوقی اداره معمولاً «کمتر وبصورت ثانویه» است، مگر اینکه قصور در انجام وظیفه محرز گردد.به عبارت دیگرمسئولیت اداره غالبا از نوع «اداری و حکومتی» است .
واضح است که در میانه ی این میدان ، مسئول فنی بینوا ،تنهاست و همواره باید بر اساس “استراتژیهای دفاعی و پیشگیرانه” قدم بردارد.
در واقعیت ،مسئول فنی در یک “خلاء حقوقی” قرار دارد . از یک سو ،او مسئولیت کامل دارد و از سویی دیگر، فاقد قدرت اجرایی کامل است.
اینجاست که ارائه یک نقشه راه برای مسئول فنی بمنظور مدیریت این خلاء و ایجاد یک حفاظ دفاعی مستند،سرنوشت ساز خواهد بود.
دستورات شفاهی، خطرناکترین عاملی است که منجر به عدم وجود مستند برای دفاع در آینده میشود.
فشار مدیریت جهت تأیید اجباری شرایط برای چیزی که از نظر فنی مشکوک است، معمولا وجود دارد.
کمبود منابع و عدم تأمین از سوی مدیریت واحد هم ،قوز بالای قوز می باشد.
پس مسئول فنی “چه گِلی بر سر بگیرد”؟!
مستندسازی اقدامات،ابلاغهای صورت گرفته جهت رعایت دستورالعملهای بهداشتی و هشدارهای فنی، اولین و مهمترین گام است.
این مستندسازی ها اعم از مخالفتهای مدیریت بوده و از طریق ایمیل، گزارشهای کتبی یا یادداشتهای داخلی ثبت میشود. حتی اگر دستور مدیر عامل مبنی بر ادامه تولید صادر شود، مسئول فنی باید یک “گزارش عدم انطباق” ثبت کرده باشد که در آن ریسکها ،ذکر شده است.
گزارشدهیِ سلسلهمراتبیِ مکتوب در راستای مستند سازی است. البته یادگیری نحوه نوشتن گزارشهایی که همزمان حاوی مبانی تخصصی بوده و هم مبنی بر انتقال مسئولیتهای آتی به مدیریت باشند، هنر مسئول فنی را میطلبد.
در این شرایط، مسئول فنی نباید و البته که نمیتواند نقش “جنگجو” را بازی کند، و اگر چنین کند، قطعا نان خود را آجر خواهد نمود.وی باید نقش یک “دیپلماتِ مستندساز” را ایفا کند. کلیه استراتژی ها باید بر پایه “انتقال مسئولیت از طریق فرآیند مناسب” ونه از طریق “تقابل” اتخاذ گردد.
در این راستا، استراتژی “تغییر زبان” از “مخالفت” به “گزارش خطرات”کمک کننده خواهد بود.
واقعیت اینست که در محیطهای تولیدی، کلمه “نمیشود” یا “اشتباه است” از سوی مدیر عامل به عنوان “تلاش برای ممانعت و یا ایجاد مزاحمت” تعبیر میشود.
در این وانفسا مسئول فنی باید کلاهش را محکم بچسبد و شرایط را بصورت ریسکمحور پیش ببرد.مثلا در یک مورد مصداقی، اعلام نماید“طبق نتایج آزمایشات مربوطه، این بچ دارای عدم انطباق است و در صورت توزیع، ریسک بازگشت کالا، جریمه سنگین سازمان و احتمال توقف فعالیت واحد وجود دارد". این روش عدم تقابل را به ذهن متبادر نموده و “هشدار دادن” و “نگرانی برای شرکت” را دلالت میکند و در واقع بار مسئولیت “تصمیمگیری” به دوش مدیریت منتقل شده است.
دراینخصوص تعبیر اتخاذ سیاست“ردپای مکتوب غیرمستقیم” بی مناسبت نیست.
وقتی نمیشود از طریق یک نامه رسمی و تند مخالفت کرد،ضروریست روشهای “نرم” برای ایجاد ردپا و اثر گذاری، جایگزین شود.
بعد از دریافت هر دستور یا درخواست شفاهی و مساله دار ، یک ایمیل کوتاه مثلا با این مضمون که "مدیرعامل محترم، پیرو مذاکره شفاهی صورت گرفته و طرح بحث موضوع ریسکهای احتمالی ناشی از اقدام درخواستی شما،طبق دستور جنابعالی عمل خواهد شد" رهگشا می باشد.
همچنین ارسال گزارشهای دورهای و منظم به مدیریت که متضمن هشدارهای اعلامی باشد، مفید خواهد بود.
با بهره جستن از روشهای نوین و با کمک “نرمافزارها و سامانه ها،می توان مسئولیت رویارویی مستقیم با مدیریت را به “سیستم ها سپرد.
مسئول بهداشتی وظیفه دارد “تلاش” کند و “هشدار” دهد. اگر مدیریت با وجود تمام هشدارها و مستندات ، مسیر اشتباه را انتخاب کرد، او از نظر حقوقی در جایگاه “هشداردهنده” است ونه “معاونت” که بعدها دامنگیرش شود.
همیشه یک نسخه از تمام گزارشهای بسیار حساس و ایمیلهای حاوی “هشدارهای خطر” را در خارج از شرکت نگهداری تا در صورت نیاز به دفاع حقوقی، در دسترس باشند.
مستندسازی اقدامات مبنی بر“تلاش برای تأمین منابع و امکانات” با هدف اثبات اینکه برای انجام وظایف ، نیازمندیها اعلام شده اما امکانات مورد نیاز فراهم نشده است، همواره مد نظر قرار گیرد.
اما نکته مهم وشاید مهمترین آن در این مقوله ،چگونگی ثبت کردن درخواستها بمنظور مستند سازی است.طبق روال معمول ، بدیهی ترین راه، تحویل مکاتبه به دبیرخانه و اخذ شماره و تاریخ ثبت آنست .اما بعضا این شیوه جواب نداده و حتی عامدانه در گیر و دار اداری مربوطه ،مکاتبه مورد نظر، مفقود و بلا اثر میگردد.لذا ابتکار عمل مسئول فنی در اینخصوص بسیار مهم است .بعنوان نمونه، بهره جستن از برخی ترفند ها نظیر استفاده از پیامک بمنظور اعلام کلی موضوع مکاتبات ویا هشدارهای بهداشتی و مستند سازی ابلاغهای صورت گرفته، حائز اهمیت بسیارمی باشد. ضبط صدا در برخی شرایط،به خصوص در مورد دستورات کلیدی با رعایت ابعاد حقوقی آن ،میتواند اماره و مدرک مهمی دال بر اثبات دفاعیات باشد.
من حیث المجموع آنچه مسئول فنی بهداشتی باید بدان توجه نماید اینست که با وجود اثبات عاملیت اصلی مدیر واحد، مسئولیت او همچنان پابرجاست و عدم گزارش تخلفات توسط مسئول فنی به شبکه دامپزشکی هم میتواند در صورت احراز شرایط قانونی، او را در معرض مسئولیت های تبعی تحت عناوینی مثل ترک فعل یا حتی معاونت قرار دهد. البته برای محکوم کردن مسئول فنی به معاونت، باید تخلفاتی بیش از «گزارش نکردن» ثابت شود.
بنابراین اقدامات اشاره شده رافع مسئولیت اصلی مسئول فنی نبوده و ارتباطات موثر و بموقع با ادارات متولی است که در زمان اضطرار، امکان حمایت از مسئول فنی را فراهم میکند. با این حال، اگر بدلیل معذوریتهای شغلی، امکان گزارش و برخورد رسمی وجود ندارد ،تعامل با ادارات دولتی و در قالب گزارشهای غیر رسمی میتواند در جهت تبرئه از مشارکت در تخلفات و یا جرائم احتمالی کارساز باشد.
دکتر فردین حسین زاده
.
این پایگاه خبری بر اساس مجوز معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول فعالیت است. این پایگاه خبری تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران بوده و هر گونه برداشت از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.