یادداشت؛ علیرضا کیهان پور:

از «آرامش در حضور دیگران» تا «یک اتفاق ساده»؛ وقتی روستا به زبان جامعه تبدیل شد/بخش سوم

اگر "گاو و قیصر" مسیر تازه‌ای را در سینمای ایران گشودند، فیلمسازانی که پس از آن آمدند، این مسیر را به جریانی فکری و هنری تبدیل کردند. همان‌گونه که منتقدان در مقاله خود تأکید می‌کنند، ویژگی ممتاز موج نو آن بود که کارگردانانش از یکدیگر تقلید نمی‌کردند؛ هر یک جهان‌بینی، زبان سینمایی و امضای شخصی خود را داشتند. نقطه اشتراک آنان نه در شیوه روایت، بلکه در دغدغه مشترک برای فهم جامعه بود.
کد خبر  16048
note

فاخته-یکی از مهم‌ترین این چهره‌ها، ناصر تقوایی است. نخستین فیلم بلند او، "آرامش در حضور دیگران ، سه سال در زمان پهلوی دوم توقیف شد؛ نکته‌ای که خود نشان می‌دهد چرا موج نو در فضایی پر از محدودیت‌های فرهنگی و سیاسی شکل گرفت. اما اهمیت این فیلم فقط در توقیف آن نیست. تقوایی برخلاف بسیاری از فیلمسازان هم‌دوره خود، به جای پرداختن به حادثه، به لایه‌های پنهان روان انسان توجه می‌کند. شخصیت‌های وی بیش از آنکه با دشمنی بیرونی درگیر باشند، با گذشته، خاطره، شکست و تنهایی خود دست‌وپنجه نرم می‌کنند.
همان‌گونه که اشاره شد، «آرامش در حضور دیگران» روایت جامعه‌ای است که زخم‌های گذشته را با خود حمل می‌کند؛ زخمی که هنوز التیام نیافته و بر روابط امروز انسان‌ها سایه انداخته است. این نگاه، تفاوت اساسی تقوایی با سینمای تجاری آن دوران را نشان می‌دهد. او جامعه را از خلال روان انسان می‌بیند، نه صرفاً از مسیر حوادث.
این رویکرد در آثار بعدی او، از جمله «نفرین» و «صادق کرده»، نیز ادامه یافت. مودب به‌درستی یادآور می‌شود که تقوایی حتی در داستانی که می‌توانست به ستایش انتقام و قهرمان‌سازی بینجامد، از این دام فاصله گرفت و تمرکز خود را بر نابسامانی روابط اجتماعی گذاشت. این یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های موج نو بود؛ کنار گذاشتن قهرمان‌پروری و جایگزین کردن تحلیل اجتماعی.
در سوی دیگر، بهرام بیضایی با "رگبار" راهی متفاوت را برگزید. منتقدین به‌درستی به پیشینه تئاتری و دانش گسترده بیضایی در اسطوره‌شناسی و ادبیات اشاره می‌کنند. همین پشتوانه فرهنگی سبب شد شخصیت‌های وی ، برخلاف تیپ‌های ساده و تکراری فیلم‌فارسی، دارای لایه‌های پیچیده انسانی باشند.
بیضایی در «رگبار» به جای قهرمانی شکست‌ناپذیر، معلمی معمولی را در مرکز داستان قرار می‌دهد؛ انسانی شریف، اما ناتوان از تغییر همه‌چیز. این انتخاب، در ظاهر ساده است، اما در واقع نوعی اعتراض به سنت قهرمان‌سازی در سینمای آن زمان محسوب می‌شود. انسان عادی، برای نخستین بار، شایسته آن دانسته می‌شود که شخصیت اصلی یک فیلم باشد.
نکته دیگری که باید به آن اشاره نمود و کمتر مورد توجه قرار گرفته، تصویر متفاوت زن در آثار بیضایی است. زنان او، برخلاف الگوهای رایج فیلم‌فارسی، صرفاً عنصری تزئینی یا وابسته به مرد نیستند؛ آنان صاحب اراده، شخصیت و نقش مستقل در روایت‌اند. این تحول، یکی از دستاوردهای مهم موج نو در بازتعریف شخصیت‌های زن در سینمای ایران بود.
اما اگر قرار باشد واقع‌گرایی موج نو را در خالص‌ترین شکل آن ببینیم، باید به سراغ سهراب شهید ثالث برویم. تحلیلگران فیلم های سینمایی ایران از او به‌عنوان فیلمسازی یاد می‌کند که با فیلم "یک اتفاق ساده" به اوج واقع‌گرایی در سینمای ایران رسید.
«یک اتفاق ساده» شاید برای بسیاری از مخاطبان امروز فیلمی کم‌حادثه به نظر برسد، اما همین پرهیز از حادثه، مهم‌ترین ویژگی آن است. 
شهید ثالث نشان می‌دهد که زندگی واقعی، برخلاف فیلم‌های تجاری، همیشه سرشار از اتفاق‌های بزرگ نیست؛ بلکه بیشتر از تکرار، انتظار، سکوت، کار روزمره و فرسایش تدریجی تشکیل شده است. وی از دل همین سکوت، تصویری عمیق از فقر، بی‌پناهی و تنهایی انسان ارائه می‌دهد.
در ادامه، «طبیعت بی‌جان» همین مسیر را دنبال می‌کند. 
انسان‌هایی که در این فیلم حضور دارند، نه شکست‌خورده‌اند و نه پیروز؛ آنان فقط زندگی می‌کنند، آن هم در چرخه‌ای یکنواخت که گویی کسی آن را نمی‌بیند. شاید به همین دلیل است که بسیاری از منتقدان، شهید ثالث را یکی از پیشگامان واقع‌گرایی "مینیمالیستی در سینمای ایران" می‌دانند.
نکته مشترک میان تقوایی، بیضایی و شهید ثالث، آن است که هیچ‌کدام روستا یا شهر کوچک را به عنوان «سوژه‌ای رمانتیک» انتخاب نکردند. برای آنان، این فضاها محلی برای کشف حقیقت انسان بودند.

 روستا در این آثار، نه بهشت ازدست‌رفته است و نه جهنمی بی‌پایان؛ بلکه آینه‌ای است که تضادهای جامعه را شفاف‌تر بازتاب می‌دهد.

بیشتر بخوانید:

وقتی روستا روی پرده نقره ای قربانی شد؛ سینمای موج نو، روایت حقیقت یا سیاه‌نمایی؟ /بخش نخست
روستایی که آینه یک ملت شد؛ راز اصرار موج نوی سینمای ایران بر روایت زندگی در دهات /بخش دوم 

در واقع، هرچه موج نو پیش می‌رود، روشن‌تر می‌شود که «روستا» در این سینما، یک مکان صرف نیست؛ یک زبان است. زبانی برای سخن گفتن از هویت، تنهایی، عدالت، سنت، تغییر، امید و شکست.

همین ویژگی است که آثار این دوره را از مرزهای زمان و جغرافیا فراتر برده و همچنان آنها را در کانون توجه پژوهشگران سینما و جامعه‌شناسی قرار داده است./977

علیرضا کیهان‌پور

خبرهای مرتبط
برچسب ها
نظرات
ورودی نامعتبر
ورودی نامعتبر
ورودی نامعتبر
ورودی نامعتبر

این پایگاه خبری بر اساس مجوز معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول فعالیت است. این پایگاه خبری تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران بوده و هر گونه برداشت از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.

تمامی حقوق برای پایگاه خبری تحلیلی فاخته محفوظ است.