یادداشت؛ علیرضا کیهان پور:

امنیت غذایی در تله «سندرم پیتر»؛ چگونه مدیریت‌های ضعیف، آینده کشاورزی، دام و طیور را تهدید می‌کنند؟

امنیت غذایی، یکی از اساسی‌ترین مؤلفه‌های اقتدار ملی و زیربنای توسعه پایدار هر کشور است.
کد خبر  16203
note

فاخته- اگر کشوری نتواند غذای سالم، کافی و پایدار برای شهروندان خود تولید یا تأمین کند، حتی با برخورداری از منابع طبیعی فراوان نیز در برابر بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی آسیب‌پذیر خواهد بود. به همین دلیل، امروزه امنیت غذایی در کنار امنیت نظامی، اقتصادی و انرژی، به یکی از ارکان اصلی امنیت ملی تبدیل شده است.
در دهه‌های اخیر، جهان با چالش‌های بزرگی همچون تغییرات اقلیمی، خشکسالی، کاهش منابع آب شیرین، فرسایش خاک، افزایش جمعیت، بیماری‌های نوظهور دام و طیور و نوسانات بازارهای جهانی غذا روبه‌رو شده است. با این حال، در کنار این تهدیدهای آشکار، یک خطر پنهان نیز وجود دارد که کمتر درباره آن سخن گفته می‌شود؛ خطری که نه از طبیعت، بلکه از درون ساختارهای مدیریتی سرچشمه می‌گیرد و می‌تواند تمامی ظرفیت‌های تولید غذا را تضعیف کند.

 این خطر همان «سندرم پیتر» است
این نظریه را ، آموزگار، پژوهشگر و نظریه‌پرداز کانادایی، در سال ۱۹۶۹ همراه با انتشار کتاب «اصل پیتر» مطرح کرد. پیتر در سال ۱۹۱۹ در کانادا متولد شد و پس از سال‌ها فعالیت آموزشی و پژوهشی، به ایالات متحده مهاجرت کرد. او تا پایان عمر خود در زمینه آموزش و مدیریت سازمانی پژوهش کرد و سرانجام در سال ۱۹۹۰ و در هفتادسالگی درگذشت.

 با وجود گذشت دهه‌ها از انتشار نظریه او، «اصل پیتر» همچنان در معتبرترین کتاب‌های مدیریت جهان تدریس می‌شود.
پیتر پس از مطالعه صدها سازمان به این نتیجه رسید که در نظام‌های اداری، افراد معمولاً بر اساس موفقیت در شغل فعلی خود ارتقا می‌یابند، نه بر اساس توانایی انجام مسئولیت‌های جدید. 
به بیان ساده، یک کارشناس موفق لزوماً مدیر موفقی نخواهد بود. یک مدیر مزرعه موفق الزاماً رئیس موفق یک سازمان کشاورزی نیست و یک دامپزشک برجسته نیز الزاماً توان اداره یک مجموعه بزرگ را ندارد.

اصل پیتر می‌گوید: «در هر نظام سلسله‌مراتبی، افراد تمایل دارند تا سطح نالایقی خود ارتقا پیدا کنند.» یعنی هر فرد آن‌قدر ارتقا می‌یابد تا به جایگاهی برسد که دیگر مهارت لازم برای انجام وظایف آن را ندارد. از همان نقطه، کارایی سازمان کاهش می‌یابد.
اما مسئله تنها به همین جا ختم نمی‌شود. بخش دوم این پدیده، خطرناک‌تر است. مدیری که احساس کند از نظر علمی یا مدیریتی توان کافی ندارد، معمولاً از حضور افراد متخصص‌تر در اطراف خود احساس نگرانی می‌کند. 
 وی به جای آنکه بهترین کارشناسان را انتخاب کند، ترجیح می‌دهد مدیران میانی و معاونانی را برگزیند که کمتر سؤال بپرسند، کمتر نقد کنند و از نظر تخصصی پایین‌تر از خود باشند.
 چنین رفتاری شاید در کوتاه‌مدت جایگاه مدیر را حفظ کند، اما در بلندمدت، سرمایه انسانی سازمان را نابود می‌کند.
اگر این اتفاق در بخش کشاورزی رخ دهد، خسارت آن تنها محدود به یک اداره یا سازمان نخواهد بود. کشاورزی با امنیت غذایی میلیون‌ها انسان ارتباط مستقیم دارد.
 هر تصمیم اشتباه درباره الگوی کشت، مدیریت منابع آب، اصلاح بذر، کنترل آفات، توسعه مکانیزاسیون یا حمایت از تولیدکنندگان می‌تواند آثار گسترده‌ای بر تولید ملی داشته باشد.
فرض کنید مدیری که شناخت کافی از اقلیم، اقتصاد کشاورزی یا فناوری‌های نوین ندارد، متخصصان باسابقه را کنار بگذارد و تصمیم‌های مهم را با مشورت افراد کم‌تجربه اتخاذ کند. نتیجه چنین مدیریتی، کاهش عملکرد مزارع، افزایش هزینه تولید، هدررفت منابع آب، گسترش آفات و کاهش درآمد کشاورزان خواهد بود.
در حوزه دامپروری نیز وضعیت تفاوتی ندارد. امنیت پروتئین کشور به مدیریت علمی وابسته است. برنامه‌ریزی برای اصلاح نژاد دام، تغذیه علمی، کنترل بیماری‌ها، واکسیناسیون، تولید علوفه، مدیریت مراتع و کاهش تلفات، همگی نیازمند تصمیم‌هایی مبتنی بر دانش هستند. 
هرگاه متخصصان از چرخه تصمیم‌سازی حذف شوند، هزینه تولید گوشت و لبنیات افزایش می‌یابد و وابستگی به واردات بیشتر می‌شود.

در صنعت طیور، حساسیت حتی بیشتر است
بیماری‌هایی مانند آنفلوانزای فوق‌حاد پرندگان یا نیوکاسل می‌توانند ظرف مدت کوتاهی خسارت‌های میلیاردی ایجاد کنند. مقابله با چنین بحران‌هایی نیازمند مدیرانی است که از بهترین دامپزشکان، اپیدمیولوژیست‌ها و متخصصان تغذیه طیور بهره بگیرند. 
اگر انتصاب‌ها بر اساس روابط و نه شایستگی انجام شود، احتمال خطا در تصمیم‌گیری افزایش یافته و امنیت غذایی جامعه با مخاطره روبه‌رو می‌شود.

کشورهایی که امروز در تولید محصولات کشاورزی و دامی پیشتاز هستند، به این واقعیت پی برده‌اند که سرمایه اصلی آنان نه فقط زمین و آب، بلکه نیروی انسانی متخصص است. 
آنان مدیرانی را انتخاب می‌کنند که از حضور نخبگان استقبال کنند، نه آنکه از آنان هراس داشته باشند.
 در این کشورها، موفقیت مدیر به تعداد متخصصانی سنجیده می‌شود که توانسته است گرد هم آورد، نه به تعداد افرادی که از او ضعیف‌تر هستند.
یکی از نشانه‌های مدیریت سالم، تشکیل تیم‌های چندرشته‌ای است. امروز مسائل کشاورزی تنها با دانش زراعت حل نمی‌شود؛ بلکه به همکاری متخصصان آب، خاک، اقتصاد، اقلیم، فناوری اطلاعات، هوش مصنوعی، مهندسی ماشین‌آلات، دامپزشکی و علوم تغذیه نیاز دارد. مدیری که این واقعیت را درک نکند، سازمان خود را از ظرفیت‌های علمی محروم خواهد کرد.

از سوی دیگر، "سندرم پیتر" آثار روان‌شناختی مهمی نیز دارد
 هنگامی که کارشناسان شایسته مشاهده می‌کنند که شایستگی معیار ارتقا نیست، انگیزه خود را از دست می‌دهند.
 برخی سکوت می‌کنند، برخی سازمان را ترک می‌کنند و برخی نیز به مهاجرت می‌اندیشند.
 نتیجه این روند، کاهش سرمایه انسانی و تضعیف توان علمی بخش کشاورزی است.
امنیت غذایی تنها به معنای تولید بیشتر نیست؛ بلکه به معنای تولید پایدار، اقتصادی، سالم و رقابت‌پذیر است.
 این هدف بدون نظام مدیریتی مبتنی بر شایسته‌سالاری دست‌یافتنی نیست.
 اگر مدیران توانمند انتخاب شوند، آنان نیز مدیران میانی و کارشناسان توانمند را برمی‌گزینند و زنجیره‌ای از دانش، نوآوری و بهره‌وری شکل می‌گیرد.
 اما اگر این زنجیره از ابتدا با انتخاب‌های نادرست قطع شود، آثار آن در مزارع، دامداری‌ها، مرغداری‌ها و در نهایت بر سفره مردم نمایان خواهد شد.
امروز جهان به سمت کشاورزی هوشمند، کشاورزی دقیق، اصلاح ژنتیکی، مدیریت داده‌محور و فناوری‌های نوین حرکت می‌کند.
 استفاده از پهپادها، تصاویر ماهواره‌ای، سامانه‌های پیش‌بینی بیماری، حسگرهای هوشمند و هوش مصنوعی، آینده تولید غذا را متحول کرده است.
 بهره‌گیری از این فناوری‌ها نیازمند مدیرانی است که دانش را فرصت بدانند، نه تهدید.
شاید بزرگ‌ترین پیام نظریه  لارنس پیتر" برای مدیران بخش کشاورزی، دام و طیور این باشد که اقتدار واقعی از حذف نخبگان به دست نمی‌آید؛ بلکه از توانایی هدایت آنان حاصل می‌شود.
 مدیری که از حضور متخصصان برجسته استقبال می‌کند، نه‌تنها جایگاه خود را تضعیف نمی‌کند، بلکه اعتبار سازمان را افزایش می‌دهد.

در نهایت ، امنیت غذایی بیش از آن که به وسعت زمین‌های کشاورزی یا تعداد دام وابسته باشد، به کیفیت حکمرانی وابسته است. 
اگر نظام مدیریتی بر پایه شایسته‌سالاری، پاسخگویی، شفافیت و احترام به علم بنا شود، تولید غذا نیز پایدار خواهد بود.
 اما اگر "سندرم پیتر" بر ساختارهای مدیریتی سایه بیفکند و ترس از نخبگان جایگزین اعتماد به تخصص شود، نخستین قربانی آن امنیت غذایی خواهد بود؛ امنیتی که حفظ آن، وظیفه‌ای ملی و مسئولیتی تاریخی برای همه مدیران و سیاست‌گذاران است./996

علیرضا کیهان‌پور

خبرهای مرتبط
برچسب ها
آنچه شما گفته اید
  • اعتراض
    می گوید:
    مدیریت ضعیف یعنی جذب بازنشسته برای بخش خصوصی در صورتی که ۳۰۰ نفر پشت خط باشند خواهشا به دادمان برسید
نظرات
ورودی نامعتبر
ورودی نامعتبر
ورودی نامعتبر
ورودی نامعتبر

این پایگاه خبری بر اساس مجوز معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول فعالیت است. این پایگاه خبری تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران بوده و هر گونه برداشت از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.

تمامی حقوق برای پایگاه خبری تحلیلی فاخته محفوظ است.