روستا، امید؛ کاوش حقیقت به دور از سیاه نمایی نقره ای
فاخته- در تاریخ سینمای ایران، کمتر جریانی به اندازه «موج نو» توانسته است هم تحسین جهانی برانگیزد و هم محل مناقشه باشد. این جریان که از اواخر دهه ۱۳۴۰ شکل گرفت، زبان تازهای را وارد سینمای ایران کرد؛ زبانی که به جای قهرمانهای اغراقآمیز و داستانهای سرگرمکننده، به سراغ انسان، جامعه و بحرانهای اجتماعی رفت. اما در میان همه موضوعات، یک پرسش همچنان باقی است: چرا بخش مهمی از فیلمهای شاخص آن دوران، روستا را سرزمینی سرشار از فقر، ناامیدی و بنبست نشان میدادند؟
پاسخ این پرسش را باید در بستر تاریخی آن دوران جستوجو کرد. دهه ۱۳۴۰، دهه تغییرات سریع اقتصادی و اجتماعی بود.
درآمدهای جنون آمیز دلارهای نفتی، اصلاحات ارضی، توسعه شهرنشینی، گسترش صنایع و مهاجرت گسترده روستاییان به شهرها، ساختار سنتی جامعه را دگرگون کرده بود. این تحولات، فرصتهایی ایجاد کرد، اما در عین حال، بسیاری از روستاها را نیز با بحرانهای تازهای روبهرو ساخت؛ از کاهش نیروی کار گرفته تا تغییر روابط اجتماعی و اقتصادی.
فیلمسازان موج نو، این دگرگونیها را نه از دریچه آمار و گزارشهای اقتصادی، بلکه از نگاه انسان روایت کردند. آنان روستا را صرفاً یک موقعیت جغرافیایی نمیدیدند؛ بلکه آن را نمادی از جامعهای میدانستند که میان گذشته و آینده سرگردان مانده است. به همین دلیل، روستا در بسیاری از آثار این دوره، به صحنهای برای نمایش تنهایی، فروپاشی روابط انسانی، خرافه، فقر و ناتوانی انسان در تغییر سرنوشت تبدیل شد.
نمونه شاخص این نگاه، فیلم گاو است؛ اثری که با وجود روایت ساده، تصویری عمیق از وابستگی انسان به معیشت، فقر و هویت ارائه میدهد. در این فیلم، روستا نه فقط محل وقوع داستان، بلکه شخصیت اصلی فیلم است؛ شخصیتی که فقر و محرومیت، همه ساکنانش را در بر گرفته است.
اما آیا همه روستاهای آن دوران چنین بودند؟
پاسخ، به احتمال زیاد منفی است. حتی در همان سالها نیز بسیاری از روستاها از پویایی اقتصادی، کشاورزی، دامداری، صنایع دستی، همبستگی اجتماعی و فرهنگ غنی برخوردار بودند. با این حال، این وجوه کمتر در سینمای موج نو بازتاب یافت. علت آن را باید در ماهیت این جریان جستوجو کرد. فیلمسازان موج نو بیش از آنکه دغدغه ثبت همه واقعیتهای جامعه را داشته باشند، در پی طرح پرسشهای فلسفی و اجتماعی بودند. آنان از روستا بهعنوان یک استعاره استفاده میکردند؛ استعارهای برای نمایش بحران انسان معاصر.
همین رویکرد سبب شد که برخی منتقدان، این آثار را به «سیاهنمایی» متهم کنند. البته باید میان «سیاهنمایی» و «نقد اجتماعی» تفاوت قائل شد. نقد اجتماعی، بر برجسته کردن مشکلات برای ایجاد آگاهی استوار است؛ اما اگر یک اثر هنری بهگونهای ساخته شود که تنها بخش تاریک واقعیت را نشان دهد و همه ظرفیتها و جنبههای مثبت را نادیده بگیرد، طبیعی است که مخاطب با تصویری یکسویه مواجه شود.
واقعیت این است که سینمای موج نو، همان اندازه که در معرفی سینمای ایران به جهان موفق بود، در شکلدهی به تصویری خاص از جامعه ایرانی نیز نقش داشت. بسیاری از مخاطبان خارجی، نخستین شناخت خود از روستاهای ایران را از همین فیلمها به دست آوردند؛ روستاهایی خاموش، فقیر، غبارآلود و گرفتار چرخهای از محرومیت.
با این حال، نمیتوان ارزش هنری این آثار را انکار کرد. نوآوری در روایت، بازیگری، میزانسن، فیلمبرداری و نگاه انسانگرایانه، موجب شد این فیلمها جایگاهی ماندگار در تاریخ سینمای ایران پیدا کنند. مسئله اصلی، نه ارزش هنری آنها، بلکه محدود بودن زاویه دیدشان نسبت به زندگی روستایی است.
امروز، پس از گذشت چند دهه، سینمای ایران فرصت آن را دارد که روستا را با نگاهی کاملتر روایت کند؛ روستایی که هم با چالشهایی مانند کمبود امکانات، مهاجرت و تغییرات اقلیمی روبهرو است و هم دارای ظرفیتهای بزرگی در تولید غذا، حفظ فرهنگ بومی، گردشگری، سرمایه اجتماعی و توسعه پایدار است.
اگر موج نوی سینمای ایران، روستا را نماد بحران میدانست، سینمای امروز میتواند روستا را نماد «تابآوری»، «نوآوری» و «امید» نیز معرفی کند. هنر زمانی به حقیقت نزدیکتر میشود که همه ابعاد واقعیت را ببیند؛ نه فقط تاریکیها را و نه صرفاً روشناییها را.
از این منظر، مهمترین میراث موج نو شاید نه تصویر روستا، بلکه جرئت پرسیدن سؤالهای بزرگ باشد؛ سؤالهایی که هنوز نیز درباره توسعه، عدالت، مهاجرت و هویت، پاسخهای قطعی برای آنها وجود ندارد. این میراث ارزشمند است، اما بازخوانی انتقادی آن نیز به همان اندازه ضروری است؛ زیرا تاریخ سینما، همانند خود تاریخ، زمانی کاملتر فهمیده میشود که هم نقاط قوت آن دیده شود و هم محدودیتهایش./973
علیرضا کیهان پور
این پایگاه خبری بر اساس مجوز معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول فعالیت است. این پایگاه خبری تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران بوده و هر گونه برداشت از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.