«اعتبار نوین» یا "بدهی مدرن" ؟!
فاخته- در روزگاری که تولیدکننده دام و طیور زیر فشار تورم نهاده، نوسان قیمت، قطعی انرژی، هزینههای حملونقل و بیثباتی بازار نَفَس میکشد، معرفی ابزارهایی با عنوان «اعتبار دیجیتال زنجیرهای» توسط یکی از بانک های کشور بهعنوان «پایان تأمین مالی سُنتی» بیش از آنکه نوید رهایی باشد، میتواند نشانهای از تغییر شکل وابستگی باشد؛ وابستگی از جنس کاغذی به وابستگی از جنس کُد و سامانه.
مسئله اصلی این نیست که ابزار دیجیتال بَد است؛ مسئله این است که وقتی ساختار سودآوری تولید بیمار است، تزریق اعتبار کوتاهمدت درمان نیست، مُسکن است.
اعتبار بدون نقدینگی؛ بازی با واژهها
دامدار و مرغدار برای ادامه تولید به «پول در گردش واقعی» نیاز دارند؛ پولی که بتواند دستمزد بدهد، بدهی قبلی را صاف کند، هزینه پیشبینینشده را پوشش دهد و نه ادامه و پوست اندازی کیف پول پالیز!
اما اعتبار زنجیرهای، معمولاً محدود به خرید نهاده از مسیرهای تعریفشده است. یعنی:
نقدی به دست تولیدکننده نمیرسد.
انعطاف تصمیمگیری کاهش مییابد.
بازپرداخت در موعد مشخص—even اگر بازار دچار رکود شده باشد—الزامی است.
در اقتصادی که قیمت مرغ و گوشت تابع سیاستهای مقطعی است، سه ماه میتواند به اندازه سه سال ریسک داشته باشد.
اگر فروش با قیمت دستوری یا بازار اشباع مواجه شود، تولیدکننده با بدهی سررسیدشده روبروست؛ بدهیای که دیجیتال است، اما فشارش کاملاً واقعی.
انتقال ریسک از بانک به مزرعه
در ظاهر، بانک تأمین مالی کرده است؛ اما در عمل چه کسی ریسک را میپردازد؟
اگر بیماری دامی شیوع پیدا کند،
اگر بازار صادراتی بسته شود،
اگر قیمت خرید تضمینی عقب بیفتد،
این تولیدکننده است که باید قسط اعتبار را بپردازد.
بانک کارمزد و اصل پول را میخواهد؛ مزرعه باید با نوسان و بحران کنار بیاید.
این مدل، تقسیم ریسک نیست؛ زمانبندی ریسک برای تولیدکننده است.
تمرکز قدرت در یک گلوگاه مالی
وقتی تأمین نهاده، مسیر پرداخت، زمان تسویه و گردش مالی همگی زیر چتر یک سامانه بانکی تعریف شود، قدرت چانهزنی دامدار و مرغدار کاهش مییابد.
بهتدریج:
انتخاب تأمینکننده محدود میشود.
وابستگی به کانال رسمی افزایش مییابد.
استقلال مالی کوچکترین حلقه زنجیره کمرنگ میشود.
این یعنی تبدیل زنجیره تولید به زنجیره کنترل.
پایداری نمایشی بهجای پایداری واقعی
در گزارشها ممکن است گفته شود:
«نهاده تأمین شد، تولید متوقف نشد، سامانه فعال است.»
اما سؤال اساسی این است:
آیا حاشیه سود تولیدکننده افزایش یافته؟
آیا بدهی او کاهش یافته؟
آیا امنیت روانی وی بیشتر شده؟
اگر پاسخ منفی باشد، ما با پایداری آماری روبهرو هستیم، نه پایداری اقتصادی.
دیجیتالسازی بدون اصلاح ساختار
فناوری زمانی نجاتبخش است که بر بستر سالم بنشیند.
اگر مشکلات بنیادین حل نشده باشد—از قیمتگذاری دستوری گرفته تا ضعف بیمه کشاورزی و نابرابری در توزیع سود زنجیره—دیجیتال شدن فقط همان مشکل را سریعتر و منظمتر میکند.
سامانه میتواند هوشمند باشد،
اما اگر سود اصلی در حلقههای میانی متمرکز بماند،
هوشمندی سامانه به معنای عدالت اقتصادی نیست.
کاری است که شده اما...
دامدار و مرغدار بیش از هر چیز به ثبات بازار، تضمین خرید منصفانه، بیمه کارآمد و کاهش هزینههای تولید نیاز دارند.
اگر این زیرساختها اصلاح نشود، هر «اعتبار نوین» میتواند به بدهی نوین تبدیل شود.
زنجیر دیگر آهنی نیست؛
زنجیره دیجیتال است!
اما وقتی موعد بازپرداخت میرسد، فشارش همانقدر سنگین است.
پایان تأمین مالی سنتی زمانی معنا دارد که تولیدکننده از چرخه بدهی رها شود، نه اینکه بدهیاش فقط شکل و نام تازهای بگیرد.
متاسفانه پروپاگاندا و هیاهوی بانک فوق و مسؤولین بخش دولتی و تعاون متولی تولید پروتئین قرمز و سفید در باب گزارش عملکرد در این راستا دارای شبهه است و راستی آزمایی، در عرصه و همگام با بَرشکستگی مزرعه پرورش دام و طیور توسط دامدار و مرغدار نشر و بسط داده شود. / ۸۸۹
علیرضا کیهان پور
مطالعه بیشتر:
مدیرعامل موسسه جهاد استقلال: «نویپو» بانک کشاورزی پایان تأمین مالی سنتی در زنجیره دام و طیور است
این پایگاه خبری بر اساس مجوز معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول فعالیت است. این پایگاه خبری تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران بوده و هر گونه برداشت از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.