تحلیلی مدیریتی و ساختاری بر فراز و فرود رؤسای سازمان دامپزشکی
فاخته- سازمان دامپزشکی کشور یکی از معدود سازمانهایی است که فعالیت آن بهطور همزمان با امنیت غذایی، سلامت عمومی، اقتصاد کشاورزی، تجارت بینالمللی، محیط زیست، حیات وحش و امنیت زیستی کشور گره خورده است. با وجود چنین جایگاه مهمی، بررسی تاریخچه این سازمان نشان میدهد که در بسیاری از دورهها، رؤسای سازمان مدت نسبتاً کوتاهی در سمت خود باقی ماندهاند و حتی در مقاطعی، برخی مدیران پس از سالها دوباره به ریاست سازمان بازگشتهاند.
این یادداشت تلاش میکند بدون ورود به مباحث سیاسی، ریشههای این پدیده را از منظر مدیریت دولتی، سازمانی ، تخصصی و حتی بین رشته ای بررسی کند.
دامپزشکی ؛ سازمانی که همیشه در شرایط بحران مدیریت میشود
برخلاف بسیاری از دستگاههای اجرایی، دامپزشکی تقریباً هیچگاه در شرایط عادی فعالیت نمیکند. هر سال احتمال بروز یا شیوع بیماریهایی مانند آنفلوانزای فوقحاد پرندگان، تب برفکی، هاری، بروسلوز، تب کریمه–کنگو، طاعون نشخوارکنندگان کوچک، بیماریهای آبزیان و تهدیدهای نوپدید وجود دارد.
در چنین شرایطی، رئیس سازمان و سایر همکاران وی در سراسر کشور همواره در معرض تصمیمگیریهای دشوار قرار دارند؛ تصمیمهایی که هم بر سلامت جامعه اثر میگذارند و هم بر اقتصاد تولیدکنندگان.
دامپزشکی؛ سازمانی با ذینفعان فراوان
کمتر سازمانی به اندازه دامپزشکی با گروههای مختلف در ارتباط است :
دامداران
مرغداران
آبزیپروران
صنایع لبنی
صنایع گوشت
واردکنندگان و صادرکنندگان
وزارت صمت
وزارت بهداشت
سازمان محیط زیست
گمرک
استاندارد
شهرداریها
دانشگاهها
بخش خصوصی
سمن ها و تشکل های تخصصی مردم نهاد(NGO,S)
و...
شاید هر تصمیم سازمان ممکن است به نفع یک بخش و به زیان بخشی دیگر تلقی شود و همین مسئله مدیریت را پیچیدهتر میکند.
نبود فرصت کافی برای اجرای برنامههای بلندمدت
برنامههای اجرایی دامپزشکی معمولاً پنج تا ده سال زمان نیاز دارند؛ از جمله:
ریشهکنی بیماریها
نوسازی آزمایشگاهها
توسعه سامانههای هوشمند
ارتقای قرنطینه
اصلاح قوانین
توسعه صادرات محصولات دامی
وقتی مدیریت در فاصله کوتاهی تغییر میکند، بسیاری از این برنامهها یا متوقف میشوند یا با تغییر اولویتها از نو آغاز میشوند.
مدیریت تخصصی یا مدیریت اداری؟
یکی از پرسشهای قدیمی این است که آیا رئیس سازمان دامپزشکی صرفاً باید یک دامپزشک برجسته باشد یا علاوه بر دانش تخصصی، تجربه مدیریت کلان نیز داشته باشد؟
واقعیت این است که ریاست چنین سازمانی نیازمند ترکیبی از :
دانش دامپزشکی،
مدیریت بحران،
اقتصاد،
تجارت بینالملل،
مدیریت منابع انسانی،
ارتباطات بین رشته ای ملموس
و سیاستگذاری عمومی است.
داشتن تنها یکی از این ویژگیها برای اداره چنین سازمانی کافی نیست.
چرا برخی رؤسا دوباره منصوب میشوند؟
بازگشت برخی مدیران را میتوان از چند منظر تحلیل کرد:
تجربه قبلی در مدیریت سازمان
شناخت ساختار اداری
آشنایی با قوانین و شبکه کارشناسی
توانایی مدیریت بحران
ایجاد اعتماد برای اجرای برنامههای خاص
این پدیده در بسیاری از سازمانهای تخصصی دنیا نیز دیده میشود و لزوماً نشانه ضعف ساختار نیست؛ البته تکرار بیش از حد آن میتواند نشاندهنده ضعف در تربیت مدیران جدید باشد.
هزینههای بیثباتی مدیریتی
تغییرات پیدرپی "ممکن" است موجب؛
کاهش انگیزه کارشناسان
تغییر مکرر سیاستها
توقف پروژههای ملی
کاهش اعتماد بخش خصوصی
دشوار شدن جذب سرمایهگذاری
از بین رفتن حافظه مدیریتی سازمان
شود.
تجربه کشورهای موفق
در بسیاری از کشورها، سازمانهای دامپزشکی از ثبات بیشتری برخوردارند.
مدیران ارشد معمولاً بر اساس شایستگی حرفهای انتخاب میشوند و تا زمانی که عملکرد قابل قبول داشته باشند، فرصت اجرای برنامههای بلندمدت را پیدا میکنند.
نتیجه این ثبات، موفقیت در کنترل بیماریها، ارتقای صادرات و افزایش اعتماد تولیدکنندگان است.
راهکارهای پیشنهادی
برای افزایش کارآمدی سازمان دامپزشکی، میتوان به چند راهکار اندیشید از جمله؛
تعیین دوره مدیریتی مشخص همراه با ارزیابی سالانه عملکرد.
تدوین برنامه راهبردی ۱۰ ساله که با تغییر مدیران متوقف نشود.
تقویت نظام جانشینپروری برای تربیت مدیران آینده.
استفاده از شاخصهای علمی و قابل اندازهگیری در ارزیابی مدیران.
افزایش اختیارات فنی سازمان در حوزههای تخصصی.
تقویت ارتباط با دانشگاهها، مراکز پژوهشی و بخش خصوصی.
کلام آخرین برای شنیدن
سازمان دامپزشکی نهادی است که موفقیت آن تنها به توانایی یک رئیس وابسته نیست؛ بلکه به ثبات مدیریتی، برنامهریزی بلندمدت، منابع کافی، نیروی انسانی متخصص و نظام ارزیابی شفاف نیاز دارد.
اگر مدیران فرصت کافی برای اجرای برنامههای خود داشته باشند و عملکردشان با معیارهای علمی سنجیده شود، امکان ایجاد تحول پایدار بیشتر خواهد بود.
در مقابل، تغییرات مکرر مدیریتی، هرچند گاهی اجتنابناپذیر است، اما میتواند هزینههای قابل توجهی برای نظام سلامت دام، امنیت غذایی و اقتصاد بخش کشاورزی به همراه داشته باشد.
در نهایت، مهمترین سرمایه هر سازمان تخصصی، تداوم سیاستهای حرفهای است؛ زیرا بیماریهای دامی، امنیت غذایی و سلامت عمومی با تغییر مدیران متوقف نمیشوند و نیازمند مدیریتی پایدار، دانشمحور و آیندهنگر هستند./ 988
علیرضا کیهانپور
این پایگاه خبری بر اساس مجوز معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول فعالیت است. این پایگاه خبری تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران بوده و هر گونه برداشت از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.