یادداشت؛ علیرضا کیهان پور:

آیا روستاهای ایران حقیقت بود یا استعاره؟ بخش پنجم و پایانی

 آیا موج نوی سینمای ایران یک اتفاق بود یا ضرورتی تاریخی؟ با مرور آثار شاخص این دوره، پاسخ به این پرسش دشوار نیست. موج نو نه محصول شانس بود و نه نتیجه ظهور چند فیلمساز مستعد؛ بلکه پاسخی هنری به جامعه‌ای بود که با شتاب در حال تغییر بود و زبان سینمای رایج دیگر توان روایت آن را نداشت.
کد خبر  16061
note

فاخته- در پایان این بررسی پنجگانه که به عشق  روستا به رشته تحریر درآمد ، شاید مهم‌ترین پرسشی که پیش روی ما قرار می‌گیرد، همان پرسشی باشد که در عنوان یادداشت های  چهاربخش پیشین  نیز نهفته است:
 آیا موج نوی سینمای ایران یک اتفاق بود یا ضرورتی تاریخی؟ با مرور آثار شاخص این دوره، پاسخ به این پرسش دشوار نیست. موج نو نه محصول شانس بود و نه نتیجه ظهور چند فیلمساز مستعد؛ بلکه پاسخی هنری به جامعه‌ای بود که با شتاب در حال تغییر بود و زبان سینمای رایج دیگر توان روایت آن را نداشت.
با این حال، نکته‌ای که باید بر آن تأکید کرد این است که نباید فیلم‌های موج نو را معادل «واقعیت کامل» جامعه ایران دانست. 
سینما، حتی در واقع‌گراترین شکل خود، بازتابی انتخاب‌شده از واقعیت است. فیلمساز تصمیم می‌گیرد کدام بخش از زندگی را برجسته کند، کدام شخصیت را محور روایت قرار دهد و از چه زاویه‌ای به جامعه بنگرد.
 بنابراین، همان‌گونه که فیلم‌فارسی با اغراق در رؤیاپردازی ، تصویر کاملی از جامعه ارائه نمی‌کرد، موج نو نیز با تمرکز بر بحران‌ها، فقر، تنهایی یا شکاف‌های اجتماعی، تنها بخشی از واقعیت را روایت می‌کرد.
اما همین انتخاب آگاهانه، ارزش تاریخی این آثار را شکل می‌دهد. 
فیلمسازان موج نو به جای آنکه جامعه را آن‌گونه که دوست داشتند باشد نشان دهند، کوشیدند جامعه را آن‌گونه که از دریچه نگاه خود می‌دیدند به تصویر بکشند. تفاوت مهم همین‌جاست ؛ آنها از تبلیغ فاصله گرفتند و به مشاهده نزدیک شدند.
در این میان، روستا جایگاهی ویژه پیدا کرد. برخلاف برخی برداشت‌های سطحی، روستا در این فیلم‌ها صرفاً نماد محرومیت نبود. در بسیاری از آثار، روستا آزمایشگاهی بود که در آن می‌شد مناسبات قدرت، پیوندهای خانوادگی، جایگاه سنت، مفهوم مالکیت، نقش همبستگی اجتماعی ، تأثیر فقر بر هویت انسان و شاید امید به آینده را با وضوح بیشتری مشاهده کرد.
 از همین رو، روستا بیش از آنکه یک نقطه روی نقشه باشد، به استعاره‌ای از جامعه ایران تبدیل شد.
این نکته را می‌توان در تنوع فیلم‌هایی که  به آنها اشاره شد نیز مشاهده کرد. از "گاو تا یک اتفاق ساده، از تنگسیر تا رگبار و از شازده احتجاب تا سوته‌دلان" ، با وجود تفاوت در سبک و روایت، همه یک دغدغه مشترک دارند : 
بازگرداندن انسان واقعی به مرکز سینما.

از منظر امروز، شاید مهم‌ترین میراث موج نو، نه صرفاً خلق چند فیلم ماندگار، بلکه تغییر نگاه به «سوژه» باشد.
 این جریان نشان داد که قهرمان سینما می‌تواند یک «کشاورز، یک دامدار، یک مرغدار ، یک صیاد ، یک معلم، یک کارمند ساده، یک راننده، یک پیرمرد تنها یا حتی کودکی در روستایی دورافتاده» باشد.
 نگارنده این تحلیل پنج گانه اعتقاد دارد که ارزش انسان ، به موقعیت اجتماعی یا ثروتش وابسته نیست ؛ هر زندگی در هر مکان ظرفیت روایت شدن دارد.
 شوربختانه تحلیلگران و منتقدین سینمای ایران در پایان مقاله های خود نیز  به‌درستی نتیجه می‌گیرند که فیلمسازان موج نو، هر یک از دریچه لنز خود گوشه‌ای از جامعه را روشن کردند و اگر این تصاویر را کنار هم بگذاریم، به نمایی نزدیک‌تر از واقعیت می‌رسیم.

 این جمع‌بندی تحلیل ها، از نظر تاریخی قابل دفاع است.
 با این حال، شاید بتوان یک گام فراتر رفت و گفت که اهمیت واقعی موج نو در آن بود که به سینمای ایران در دهه های ۴۰ و ۵۰ جرئت پرسیدن داد. 
جرئت این که درباره فقر، هویت، سنت، عدالت، تنهایی، قدرت، مهاجرت و تغییرات اجتماعی سخن بگوید، بی‌آنکه خود را به فرمول‌های تکراری گیشه محدود کند.
در نهایت ، پاسخ به تیترهای این نوشتار پنج قسمتی نیز روشن می‌شود.
 روستایی هایی که در موج نوی سینمای ایران دیده می‌شوند، فقط یک روستا نیستند؛ آینه‌ای است که فیلمسازان، تصویر یک ملت در حال گذار را در آن منعکس کرده‌اند.
 گاه این تصویر تلخ است، گاه شاعرانه، گاه معترض و گاه اندوهگین؛ اما در همه حال، تلاشی است برای فهم انسان و جامعه.
شاید به همین دلیل است که با گذشت بیش از نیم قرن، بسیاری از این آثار همچنان زنده‌اند؛ زیرا بیش از آنکه به یک دوره تاریخی تعلق داشته باشند، به پرسش‌هایی می‌پردازند که هنوز نیز برای هر جامعه‌ای معنا دارند:
 انسان در برابر تغییر چگونه می‌ایستد؟ جامعه چگونه هویت خود را حفظ یا بازآفرینی می‌کند؟ و هنر چگونه می‌تواند آیینه‌ای باشد که ما را وادار به دیدن خودمان کند؟

بیشتر بخوانید:

وقتی روستا روی پرده نقره ای قربانی شد؛ سینمای موج نو، روایت حقیقت یا سیاه‌نمایی؟ /بخش نخست
روستایی که آینه یک ملت شد؛ راز اصرار موج نوی سینمای ایران بر روایت زندگی در دهات /بخش دوم 
از «آرامش در حضور دیگران» تا «یک اتفاق ساده»؛ وقتی روستا به زبان جامعه تبدیل شد/بخش سوم
هر کارگردان، یک ایران؛ از جنوب سوزان تا عمارت‌های خاموش/ بخش چهارم

فراموش نکنیم:

«شاید بزرگ‌ترین دستاورد موج نوی سینمای ایران، نه ساختن چند فیلم ماندگار، بلکه واداشتن جامعه به تماشای خودش بود ؛ آن هم از دریچه روستاهایی که تنها روستا نبودند، بلکه آینه‌ای از آرزوها، اضطراب‌ها، شکست‌ها و امیدهای یک ملت به شمار می‌رفتند.»./981

 علیرضا کیهان‌پور

خبرهای مرتبط
برچسب ها
نظرات
ورودی نامعتبر
ورودی نامعتبر
ورودی نامعتبر
ورودی نامعتبر

این پایگاه خبری بر اساس مجوز معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول فعالیت است. این پایگاه خبری تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران بوده و هر گونه برداشت از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.

تمامی حقوق برای پایگاه خبری تحلیلی فاخته محفوظ است.