یادداشت؛ دکتر رضا افشاریان:

از لرزش زمین تا لرزش سلامت؛ دامپزشکی در خط مقدم بحران‌های دیده و نادیده

نزدیک به دو ماه بود که دیگر افکارم یارای بیان دغدغه‌های سازمانی‌ام نمی‌شد.نه از آن رو که دغدغه‌ای وجود نداشت بلکه شاید به‌دلیل گرفتاری‌های تازه شاید ملاحظات اداری و شاید هم از سرِ خستگیِ آن حس تلخِ بی‌نتیجه‌بودنِ گفتن و نوشتن. گاهی انسان به نقطه‌ای می‌رسد که واژه‌ها در ذهنش صف می‌کشند اما دل فرمان حرکت نمی‌دهد. تا اینکه برگزاری مانور نمادین زلزله در شهر مقدس مشهدباحضورفعال شبکه های دامپزشکی همجوار، آن هم با محوریت دامپزشکی دوباره افکارم را به حرکت واداشت  گویی خاطره‌ای قدیمی مسئولیتی فراموش‌شده و ندایی درونی بار دیگر مرا به نوشتن فراخواند. این مانور تنها یک تمرین نبود جرقه‌ای بود برای بازگشت به دغدغه‌هایی که سال‌هاست در سکوت بار سنگین سلامت جامعه را بر دوش می‌کشند.
کد خبر  15052
note

فاخته- زلزله همیشه بی‌خبر می‌آید بی‌دعوت بی‌مقدمه و بی‌رحم. زمین  همان زمینی که هر روز با اطمینان بر آن قدم می‌زنیم ناگهان می‌لرزد و در چند ثانیه  زندگی انسان‌ها را به قبل و بعد از خود تقسیم می‌کند. در تاریخ ایران و جهان، خاطره زلزله‌ها نه فقط در کتاب‌ها‌ که در حافظه جمعی مردم حک شده است از زلزله ویرانگر طبس که شبانه شهری را به سکوت مرگ سپرد تا بم که با فروریختن ارگ تاریخی‌اش قلب یک ملت را شکست و از رودبار و منجیل که بوی خاک و آوارش هنوز در ذهن‌ها زنده است، تا زلزله‌های ترکیه، هایتی و ژاپن که هرکدام به‌گونه‌ای جهان را با معنای واقعی بحران روبه‌رو کردند.
در این میان آنچه اغلب در هیاهوی امدادرسانی کمتر دیده می‌شود سرنوشت حیوانات و نقشی است که سلامت آن‌ها در سرنوشت انسان‌ها ایفا می‌کند. دام‌هایی که زیر آوار مانده‌اند  حیوانات شهری که بی‌پناه و سرگردان شده‌اند  گله‌هایی که تمام دارایی یک خانواده یا یک روستاست و با یک لرزش زمین در معرض نابودی قرار می‌گیرد. تجربه زلزله‌های گذشته در ایران نشان داده است که نادیده گرفتن این بخش تنها به از دست رفتن سرمایه‌های دامی ختم نمی‌شود بلکه می‌تواند آغازگر بحران‌هایی خاموش اما عمیق در حوزه سلامت عمومی باشد.
پس از زلزله بم روایت‌های تلخی از دفن غیربهداشتی لاشه‌ها آلودگی منابع آب و افزایش خطر بیماری‌های مشترک میان انسان و دام شنیده شد؛ حران‌هایی که اگر به‌موقع مدیریت نمی‌شدند می‌توانستند دامنه فاجعه را از آوار و ویرانی فراتر ببرند. در رودبار و منجیل نیز  دامپزشکانی بودند که بی‌آنکه نامی از آنان در رسانه‌ها مطرح شود روزها در میان آوار و خاک، با حداقل امکانات، مشغول مهار خطرهایی بودند که دیده نمی‌شدند اما می‌توانستند جان هزاران نفر را تهدید کنند. همین تجربه‌ها به‌روشنی نشان داد که سلامت انسان و حیوان، دو مسیر جدا از هم نیستند، بلکه شاخه‌هایی از یک ریشه‌اند.
در جهان نیز این حقیقت بارها تکرار شده است. ژاپن پس از زلزله و سونامی با اتکا به ساختار مستقل و توانمند دامپزشکی توانست امنیت غذایی و بهداشت محیط را به‌سرعت سامان دهد  در حالی که در کشورهایی که این حوزه نادیده گرفته شد بحران‌های ثانویه سال‌ها ادامه یافت. این تفاوت‌ها به ما می‌آموزد که دامپزشکی نهادی حاشیه‌ای یا صرفاً خدماتی نیست بلکه یکی از پایه‌های اصلی تاب‌آوری اجتماعی در برابر بلایای طبیعی است.
مانور نمادین زلزله در شهر مشهد یادآور همین خاطرات و درس‌ها بود تمرینی برای روزی که امیدواریم هرگز فرا نرسد اما عقل، تجربه و مسئولیت اجتماعی حکم می‌کند برای آن آماده باشیم. حضور فعال و هماهنگ دامپزشکی با تمامی نیروها و ظرفیت‌ها در این مانور نشان داد که این مجموعه چگونه می‌تواند در کنار سایر دستگاه‌های امدادی نقشی تعیین‌کننده در حفظ سلامت جامعه ایفا کند. دامپزشکی در چنین شرایطی نه‌فقط درمانگر حیوانات بلکه نگهبان امنیت غذایی، دیده‌بان بیماری‌های واگیر و پاسدار بهداشت محیط است.
با این حال،‌ تحقق کامل این نقش مهم، نیازمند نگاهی عمیق‌تر و حمایت‌های ساختاری پایدار است. تجربه بحران‌ها به‌وضوح نشان داده است که دامپزشکی تنها زمانی می‌تواند مسئولیت‌های خطیر خود را به‌درستی انجام دهد که از استقلال حرفه‌ای  ساختاری و اجرایی برخوردار باشد  استقلالی که امکان تصمیم‌گیری سریع، علمی و به‌دور از ملاحظات غیرتخصصی را فراهم آورد. همان‌گونه که سلامت انسان بدون نظام درمانی مستقل و توانمند قابل تصور نیست، سلامت جامعه نیز بدون دامپزشکی مستقل و مقتدر در برابر بلایای طبیعی و بحران‌های پنهان خواهد بود. از سوی دیگر، عدالت در سلامت اقتضا می‌کند که بخشی مشخص، شفاف و پایدار از بودجه سلامت کشور به حوزه دامپزشکی اختصاص یابد بودجه‌ای که صرف پیشگیری آمادگی آموزش تجهیز و تقویت توان واکنش در شرایط بحرانی شود  چراکه هزینه‌کرد در دامپزشکی  سرمایه‌گذاری برای آینده‌ای ایمن‌تر است.

اما زلزله، تنها آن لرزش ناگهانی زمین نیست که دیوارها را فرو می‌ریزد. گاه زلزله‌ای آرام‌تر اما ویرانگرتر هر روز در جریان است‌تخلفات بهداشتی سودجویانه، کشتار غیرمجاز، عرضه فرآورده‌های ناسالم و به خطر انداختن سلامت مردم برای سود بیشتر. این‌ها زلزله‌های خاموشی هستند که دامپزشکی سال‌هاست بی‌وقفه با آن‌ها مقابله می‌کند  زلزله‌هایی که اگر مهار نشوند، عتماد و سلامت جامعه را از درون فرسوده می‌سازند.
و امروز، در کنار همه این تهدیدها، باید به زلزله‌ای دیگر نیز اشاره کرد ورود سویه‌های غیربومی بیماری تب برفکی به نقاطی از کشور که همانند لرزشی نامرئی می‌تواند پایه‌های تولید، معیشت دامداران و امنیت غذایی را به خطر اندازد. مقابله با این تهدید شباهتی آشکار به مدیریت زلزله دارد سرعت عمل تصمیم‌گیری علمی، حضور میدانی و فداکاری بی‌وقفه. دامپزشکان،‌در خط مقدم این نبرد خاموش با تمام توان تلاش کردند تا کمترین آسیب ممکن وارد شود و از بروز همه‌گیری‌های وسیع‌تر جلوگیری گردد تلاشی طاقت‌فرسا که اغلب در سکوت انجام شد.
با این همه، تلخ آنجاست که علی‌رغم این تلاش‌های شبانه‌روزی، نه صدای تشکری بلند شد و نه قدردانی شایسته‌ای از سوی مسئولان صورت گرفت؛ گویی عادت کرده‌ایم فقط ویرانی‌های آشکار را ببینیم و از پیشگیری‌های موفق‌که فاجعه‌ای را نادیده کرده‌اند عبور کنیم. شاید دامپزشکی محکوم به همین گمنامی شریف باشد حضوری که وقتی درست انجام می‌شود، دیده نمی‌شود.
در پایان، و در کمال احترام، لازم است از همه دامپزشکان، کارشناسان،همکاران لجستیک و مدیران و مسئولانی که علی‌رغم تعطیلی چندروزه‌ با تعهد تخصص و احساس مسئولیت در مانور نمادین زلزله مشهد حضور داشتند، صمیمانه قدردانی شود.
آنان که چه در زلزله‌های ناگهانی طبیعت چه در زلزله‌های خاموش بیماری‌ها و تخلفات بهداشتی بی‌وقفه ایستاده‌اند تا جامعه، سلامت را بدیهی تجربه کند.

دکتر رضا افشاریان

خبرهای مرتبط
برچسب ها
نظرات
ورودی نامعتبر
ورودی نامعتبر
ورودی نامعتبر
ورودی نامعتبر

این پایگاه خبری بر اساس مجوز معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول فعالیت است. این پایگاه خبری تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران بوده و هر گونه برداشت از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.

تمامی حقوق برای پایگاه خبری تحلیلی فاخته محفوظ است.