فاخته- در چنین نگاهی، هرچه تولید بیشتر و انبارها پُرتر بودند، امنیت غذایی نیز در وضعیت مطلوبتری قرار داشت. اما تحولات چند دهه اخیر جهان، از همهگیری بیماریها و تغییرات اقلیمی گرفته تا جنگها، اختلال در زنجیرههای تأمین و گسترش شبکههای اجتماعی، نشان داده است که امنیت غذایی مفهومی بسیار پیچیدهتر از گذشته است.
امروز دیگر نمیتوان امنیت غذایی را صرفاً با میزان تولید گندم، برنج، گوشت، شیر، تخممرغ یا آبزیان اندازهگیری کرد.
در کنار دو عنصر بنیادین «نان» و «آب»، مؤلفه سومی نیز وجود دارد که اگر تضعیف شود، حتی فراوانی مواد غذایی نیز نمیتواند آرامش و ثبات را تضمین کند. این مؤلفه همان «اعتماد» است؛ سرمایهای نامرئی اما تعیینکننده که نقش آن در پایداری جوامع روزبهروز پررنگتر میشود.
نان؛ نخستین ستون حیات
از آغاز تمدن بشری، تأمین غذا مهمترین دغدغه جوامع انسانی بوده است. تاریخ نشان میدهد بسیاری از مهاجرتها، جنگها، انقلابها و حتی فروپاشی حکومتها ریشه در بحرانهای غذایی داشتهاند.
نان در معنای گسترده خود نماد غذا، معاش و امنیت اقتصادی خانوادههاست.
هر کشوری که بتواند غذای کافی، سالم و در دسترس برای شهروندان خود فراهم کند، یکی از مهمترین وظایف حکمرانی را انجام داده است. به همین دلیل است که تولید محصولات کشاورزی، دامپروری، شیلات و آبزیپروری همچنان در کانون سیاستهای توسعه قرار دارند.
با این حال، تجربه جهانی نشان داده است که افزایش تولید بهتنهایی تضمینکننده امنیت غذایی نیست.
تاریخ معاصر نمونههای متعددی را ثبت کرده که در آنها علیرغم وجود ذخایر مناسب غذایی، جامعه دچار نگرانی، آشفتگی و رفتارهای هیجانی شده است.
آب؛ شریان حیاتی تولید
اگر نان نماد امنیت غذایی باشد، آب شریان حیات آن است. هیچ بخشی از زنجیره تولید غذا بدون آب معنا ندارد. کشاورزی، دامداری، آبزیپروری، صنایع غذایی و حتی سلامت عمومی به منابع آبی وابستهاند.
قرن بیستویکم را بسیاری از کارشناسان «قرن آب» نامیدهاند.
رشد جمعیت، توسعه شهرنشینی، تغییرات اقلیمی و افزایش تقاضا برای غذا موجب شده است که مدیریت منابع آب به یکی از مهمترین چالشهای جهانی تبدیل شود.
امروزه کشورها میلیاردها دلار برای افزایش بهرهوری مصرف آب، توسعه فناوریهای نوین آبیاری، بازچرخانی آب و حفاظت از منابع طبیعی سرمایهگذاری میکنند ، زیرا بهخوبی میدانند که آینده امنیت غذایی بدون امنیت آبی قابل تصور نیست.
اما حتی آب نیز بهتنهایی قادر به تضمین امنیت غذایی پایدار نیست. حلقهای دیگر وجود دارد که گاه از هر دو عنصر قبلی اثرگذارتر است.
اعتماد ؛ ستون نامرئی امنیت غذایی
اعتماد را نمیتوان در سیلوها ذخیره کرد، در مزرعه کشت نمود یا در مخازن نگهداری کرد. با این حال، نقش آن در امنیت غذایی کمتر از گندم، آب یا نهادههای تولید نیست.
اعتماد یعنی اطمینان مردم به اینکه غذا در زمان مناسب در دسترس خواهد بود.
اعتماد یعنی باور مصرفکننده به سلامت و کیفیت مواد غذایی.
اعتماد یعنی اطمینان تولیدکننده به ثبات سیاستها و بازار.
اعتماد یعنی باور جامعه به صداقت و شفافیت نظام اطلاعرسانی.
هرگاه این اعتماد آسیب ببیند، حتی در شرایط وفور کالا نیز نگرانی و بیثباتی اجتماعی افزایش مییابد.
تجربهای که جهان را شگفتزده کرد
در سالهای اخیر، بسیاری از کشورها شاهد رفتارهایی بودند که از منظر اقتصادی چندان منطقی به نظر نمیرسید. مردم به فروشگاهها هجوم بردند، کالاهای اساسی را بیش از نیاز خریداری کردند و قفسهها در مدت کوتاهی خالی شدند.
نکته جالب آن بود که در بسیاری از موارد، کمبود واقعی کالا وجود نداشت. آنچه بحران را شکل داد، ترس از کمبود بود، نه خود کمبود.
این تجربه یک واقعیت مهم را آشکار کرد: مردم تنها غذا مصرف نمیکنند؛ آنان اعتماد نیز مصرف میکنند.
هرچه اعتماد عمومی بیشتر باشد، جامعه در برابر شایعات، نگرانیها و بحرانهای احتمالی مقاومتر خواهد بود.
رسانه؛ مزرعه تولید اعتماد
در جهان امروز، رسانهها تنها انتقالدهنده اخبار نیستند. آنان بخشی از زیرساخت امنیت غذایی محسوب میشوند.
یک خبر نادرست درباره کمبود کالا میتواند بازار را دچار التهاب کند.
یک تحلیل غیرکارشناسی میتواند رفتار مصرفکنندگان را تغییر دهد.
یک شایعه در فضای مجازی ممکن است زنجیرهای از واکنشهای هیجانی را ایجاد کند.
در مقابل، اطلاعرسانی دقیق، علمی و مسئولانه میتواند به حفظ آرامش عمومی و افزایش تابآوری اجتماعی کمک کند.
به همین دلیل، خبرنگاران حوزه کشاورزی، آب، غذا، محیط زیست و روستا در حقیقت در خط مقدم دفاع از امنیت غذایی قرار دارند.
روستاها ؛ سنگرهای خاموش امنیت غذایی
در پس هر سفره، شبکهای گسترده از کشاورزان، دامداران، صیادان، آبزیپروران، کارشناسان و کارگران قرار دارند که وظیفه تأمین غذا را بر عهده گرفتهاند.
روستاها تنها محل تولید غذا نیستند؛ آنها حافظان بخشی از سرمایه اجتماعی کشورها نیز هستند.
هرچه ارتباط میان تولیدکننده و مصرفکننده شفافتر باشد، اعتماد عمومی افزایش مییابد.
وقتی مردم بدانند غذای آنان چگونه، کجا و توسط چه کسانی تولید میشود، احساس امنیت بیشتری خواهند داشت.
ذخایر راهبردی جدید
در گذشته، ذخایر راهبردی عمدتاً شامل گندم، برنج، خوراک دام و سایر کالاهای اساسی بود.
امروز باید مفهوم جدیدی را نیز به این فهرست افزود :
ذخایر اعتماد اجتماعی.
این ذخیره نه در انبارها نگهداری میشود و نه با بودجههای عمرانی قابل خریداری است. این سرمایه از طریق صداقت، شفافیت، پاسخگویی، عدالت و ارتباط مؤثر با مردم شکل میگیرد.
جامعهای که ذخیره اعتماد بیشتری دارد، بحرانهای غذایی، اقتصادی و اجتماعی را با هزینه کمتری پشت سر میگذارد.
سخن پایانی
جهان در حال ورود به دورهای است که امنیت غذایی تنها با افزایش تولید تعریف نمیشود. تولید بیشتر همچنان ضروری است، آب همچنان حیاتی است، اما عنصر سومی نیز وجود دارد که ضامن پایداری همه دستاوردهاست.
اگر نان نباشد، گرسنگی شکل میگیرد.
اگر آب نباشد، تولید متوقف میشود.
و اگر اعتماد نباشد، حتی فراوانی غذا نیز آرامش و امنیت ایجاد نخواهد کرد.
به همین دلیل، امنیت غذایی پایدار در قرن جدید بر سه ستون استوار است:
نان برای بقا، آب برای حیات و اعتماد برای پایداری.
این سهگانه، «مثلث طلایی امنیت غذایی» را شکل میدهد ؛ مثلثی که آینده جوامع انسانی بیش از هر زمان دیگری به استحکام آن وابسته است./957
علیرضا کیهانپور
این پایگاه خبری بر اساس مجوز معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول فعالیت است. این پایگاه خبری تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران بوده و هر گونه برداشت از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.