چگونه بحران خوراک دام به ریسک ساختاری بازار پروتئین و امنیت غذایی جهان تبدیل شد؟
فاخته- افزایش وابستگی دامپروری جهانی به نهادههای محدود، تشدید فشارهای اقلیمی و شکنندگی زنجیره تأمین خوراک دام، از شکلگیری بحرانی خاموش خبر میدهد که پیامدهای آن میتواند فراتر از بخش کشاورزی، به اقتصاد کلان، تورم غذایی و ثبات اجتماعی کشورها سرایت کند.
۱. خوراک دام؛ متغیر پنهان اقتصاد جهانی پروتئین
در ادبیات اقتصاد غذا، خوراک دام اغلب بهعنوان یک نهاده فنی تلقی میشود؛ در حالیکه در عمل، یکی از متغیرهای کلیدی اقتصاد جهانی پروتئین است. برآوردهای بینالمللی نشان میدهد که بین ۵۵ تا ۷۰ درصد هزینه تمامشده تولید گوشت، شیر و تخممرغ، مستقیماً به خوراک دام وابسته است. به بیان دیگر، هر نوسان در بازار نهادههای دامی، با ضریبی بالا به قیمت مصرفکننده منتقل میشود.
این وابستگی بالا، دامپروری صنعتی را به صنعتی حساس، نوسانپذیر و آسیبپذیر تبدیل کرده است؛ صنعتی که برخلاف تصور عمومی، حاشیه امنی در برابر شوکهای بیرونی ندارد.
۲. تمرکز نهادهای؛ ریسک سیستماتیک پنهان
ساختار فعلی خوراک دام در جهان بهشدت متمرکز است. ذرت و سویا، بههمراه مشتقات آنها، ستون فقرات جیره غذایی دام را تشکیل میدهند. این تمرکز، اگرچه در دهههای گذشته به افزایش بهرهوری کمک کرده، اما اکنون به یک ریسک سیستماتیک تبدیل شده است.
تمرکز نهادهای پیامدهای متعددی دارد:
حساسیت شدید به نوسانات اقلیمی
وابستگی به چند اقلیم و چند صادرکننده محدود
شکنندگی در برابر اختلالات لجستیکی و ژئوپلیتیکی
انتقال سریع شوک قیمتی به بازار جهانی غذا
در چنین شرایطی، امنیت غذایی جهان عملاً بر دو یا سه محصول کشاورزی بنا شده است؛ وضعیتی که از منظر اقتصاد سیاسی غذا، پایدار تلقی نمیشود.
۳. تغییرات اقلیمی؛ ضربه مستقیم به آخور
تغییرات اقلیمی، دیگر یک سناریوی آیندهنگرانه نیست؛ یک واقعیت جاری است. افزایش دما، تغییر الگوی بارش، خشکسالیهای ممتد و سیلابهای ناگهانی، مستقیماً تولید نهادههای دامی را هدف گرفتهاند.
دادههای جهانی نشان میدهد که:
بهرهوری مزارع ذرت و سویا در بسیاری از مناطق کاهش یافته
تولید علوفه در مناطق سنتی دامپروری ناپایدار شده
پیشبینیپذیری تولید خوراک دام بهشدت افت کرده است
این کاهش پیشبینیپذیری، سرمایهگذاری در دامپروری را با ریسک مضاعف مواجه میکند و برنامهریزی بلندمدت را دشوار میسازد.
۴. اثر دومینویی بر زنجیره تأمین غذا
بحران خوراک دام بهصورت خطی و محدود باقی نمیماند. اثر دومینویی آن، کل زنجیره تأمین غذا را درگیر میکند:
افزایش قیمت نهاده
رشد هزینه تولید دام
کاهش حاشیه سود
خروج تولیدکنندگان کوچک
تمرکز بازار
افزایش قیمت مصرفکننده
در نهایت، این فرآیند به کاهش دسترسی اقشار کمدرآمد به پروتئین حیوانی منجر میشود؛ پدیدهای که در گزارشهای بینالمللی از آن بهعنوان «فرسایش تدریجی عدالت غذایی» یاد میشود.
۵. دامدار خُرد؛ نخستین قربانی بحران
در اغلب کشورها، دامداران خُرد نخستین گروهی هستند که از چرخه تولید خارج میشوند. آنها در مقایسه با واحدهای بزرگ صنعتی:
قدرت چانهزنی کمتری در بازار نهاده دارند
دسترسی محدودتری به اعتبارات مالی دارند
امکان ذخیرهسازی خوراک برای دورههای بحران را ندارند
نتیجه این وضعیت، تمرکز هرچه بیشتر تولید و کاهش تنوع بازیگران بازار است؛ روندی که در بلندمدت، ریسکهای اقتصادی و اجتماعی جدیدی ایجاد میکند.
۶. چرا بحران خوراک دام دیر دیده میشود؟
برخلاف بحرانهای انرژی یا مالی، بحران خوراک دام:
تدریجی است
فاقد شوک ناگهانی رسانهای است
با تأخیر به مصرفکننده منتقل میشود
همین ویژگیها باعث میشود که سیاستگذاران و رسانهها دیر به آن واکنش نشان دهند. اما زمانی که افزایش قیمت گوشت و لبنیات به تیتر اول تبدیل میشود، بحران از قبل تثبیت شده و هزینه مداخله بهمراتب بالاتر رفته است.
۷. بازار جهانی پروتئین در آستانه بازتعریف
تحولات اخیر نشان میدهد که بازار جهانی پروتئین حیوانی در حال ورود به مرحلهای جدید است. افزایش هزینه خوراک دام، باعث شده است:
رشد تولید گوشت کند شود
برخی کشورها به کاهش مصرف سرانه فکر کنند
جایگزینهای پروتئینی جدیتر بررسی شوند
این روند، صرفاً یک تغییر ذائقه نیست؛ بلکه پاسخی اقتصادی به محدودیت منابع است.
۸. حرکت بهسوی خوراکهای جایگزین
در واکنش به شکنندگی ساختار فعلی، برخی کشورها و شرکتهای پیشرو بهدنبال تنوعبخشی به منابع خوراک دام هستند. گزینههای مطرحشده شامل:
جلبکها و ریزجلبکها
پروتئینهای میکروبی
تخمیر زیستی
استفاده هدفمند از پسماندهای کشاورزی
با این حال، این راهکارها هنوز در مرحله گذار قرار دارند و تا جایگزینی کامل خوراکهای متداول فاصله قابلتوجهی دارند.
۹. پیامدهای تورمی بحران خوراک دام
یکی از مهمترین پیامدهای بحران خوراک دام، تورم غذایی ساختاری است. برخلاف شوکهای موقتی، افزایش هزینه نهادهها میتواند به افزایش پایدار قیمتها منجر شود.
تورم غذایی، بهویژه در حوزه پروتئین حیوانی، پیامدهای گستردهای دارد:
افزایش فشار بر بودجه خانوار
تغییر الگوی مصرف
تشدید نابرابری غذایی
در این چارچوب، خوراک دام از یک مسئله بخشی، به یک متغیر کلان اقتصادی تبدیل میشود.
۱۰. امنیت غذایی؛ فراتر از تولید
امنیت غذایی صرفاً به معنای تولید کافی نیست؛ بلکه به دسترسی پایدار و مقرونبهصرفه به غذا اشاره دارد. بحران خوراک دام، این دسترسی را تهدید میکند، حتی اگر تولید جهانی در ظاهر کاهش چشمگیری نداشته باشد.
به بیان دیگر، ممکن است غذا وجود داشته باشد، اما برای همه قابلدسترسی نباشد.
۱۱. نقش سیاستگذاری؛ پیشگیری یا انفعال؟
سیاستگذاری در حوزه خوراک دام، تاکنون بیشتر واکنشی بوده است تا پیشگیرانه. در حالیکه شواهد نشان میدهد بدون:
تنوعبخشی به منابع خوراک
سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه
اصلاح ساختار بازار نهادهها
بحرانهای مشابه در آینده تکرار خواهند شد.
۱۲. آخور خالی؛ استعارهای اقتصادی
«آخور خالی» صرفاً یک تصویر روستایی نیست؛ استعارهای اقتصادی است از سیستمی که به نقطه شکنندگی رسیده است. وقتی آخور خالی میشود، زنجیرهای از واکنشها آغاز میشود که در نهایت به سفره مصرفکننده میرسد.
این استعاره، یادآور آن است که اقتصاد غذا، برخلاف تصور، از پایینترین حلقهها آغاز میشود.
۱۳. آینده دامپروری؛ بین فناوری و محدودیت منابع
دامپروری آینده، ناگزیر میان دو مسیر حرکت خواهد کرد:
استفاده از فناوری برای افزایش بهرهوری
سازگاری با محدودیت منابع و تغییرات اقلیمی
خوراک دام، نقطه تلاقی این دو مسیر است و نقش تعیینکنندهای در شکلدهی آینده بازار غذا ایفا خواهد کرد.
«فرسایش تدریجی عدالت غذایی»
بحران جهانی خوراک دام، نه یک رویداد مقطعی و نه یک مسئله صرفاً کشاورزی است. این بحران، هشداری خاموش برای اقتصاد جهانی غذا است؛ هشداری که اگر جدی گرفته نشود، میتواند به افزایش پایدار قیمتها، تشدید نابرابری غذایی و تضعیف امنیت غذایی منجر شود.
«وقتی آخور خالی میشود، مسئله فقط دام نیست؛ اقتصاد غذاست که وارد منطقه خطر میشود.»./871
علیرضا کیهانپور
این پایگاه خبری بر اساس مجوز معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول فعالیت است. این پایگاه خبری تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران بوده و هر گونه برداشت از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.