یادداشت؛ علیرضا کیهان پور:

ثروت اگر فهم نشود، نفرین است

در جهانی که هر روز با وعده‌ی «ثروتمند شدن سریع»، «درآمد دلاری»، «سرمایه‌گذاری تضمینی» و «موفقیت یک‌شبه» بمباران می‌شود، کتابی نزدیک به یک قرن پیش، آرام و بی‌ادعا، هنوز خوانده می‌شود و هنوز حرف تازه دارد؛
کد خبر  15114
note

تحلیلی خلاصه بر «ثروتمندترین مرد بابِل»؛ کتابی که قبل از پول، انسان را می‌سازد

فاخته؛ مقدمه | چرا هنوز از بابِل حرف می‌زنیم؟
در جهانی که هر روز با وعده‌ی «ثروتمند شدن سریع»، «درآمد دلاری»، «سرمایه‌گذاری تضمینی» و «موفقیت یک‌شبه» بمباران می‌شود، کتابی نزدیک به یک قرن پیش، آرام و بی‌ادعا، هنوز خوانده می‌شود و هنوز حرف تازه دارد؛ «ثروتمندترین مرد بابِل» تالیف  "جرج ساموئل کلاسون".
راز ماندگاری این کتاب در تکنیک‌های مالی یا فرمول‌های اقتصادی نیست؛ بلکه در این حقیقت نهفته است که کلاسون قبل از آن‌که از پول حرف بزند، از انسان حرف می‌زند. او ثروت را نه عددی در حساب بانکی، بلکه نتیجه‌ی نوع نگاه انسان به زندگی، آینده، مسئولیت و خویشتن می‌داند.
این کتاب، بی‌آنکه شعار بدهد، به ما هشدار می‌دهد:
اگر ثروت را نفهمی، حتی اگر به دستش بیاوری، تو را نابود خواهد کرد.
بابِل؛ شهر پول یا شهر فهم؟
بابِل در این کتاب یک شهر تاریخی صرف نیست؛ نماد تمدنی است که اقتصاد را می‌فهمد. بابِلِ کلاسون شهری است که مردمش یاد گرفته‌اند:
پول را خرج نکنند، مدیریت کنند
کار را تحمل نکنند، بسازند
ثروت را نمایش ندهند، حفظ کنند
بابِل نماد جامعه‌ای است که در آن، ثروت نتیجه‌ نظم فکری است، نه شانس.
 این تفاوتی بنیادین با بسیاری از جوامع امروز دارد که پول را می‌خواهند، اما منطق آن را نه.
در بابِل، فقیر کسی نیست که پول ندارد؛
فقیر کسی است که فهم ثروت ندارد.
«اول به خودت پرداخت کن»؛ جمله‌ای که تمدن می‌سازد
مشهورترین اصل کتاب این است:
«حداقل ده درصد از درآمدت را برای خودت نگه دار.»
در نگاه اول، این توصیه ساده به نظر می‌رسد؛ اما در عمق، یک انقلاب فکری است.
این جمله یعنی:
تو بَرده‌ هزینه‌هایت نیستی
تو حق داری برای آینده‌ات تصمیم بگیری
تو مهم‌تر از چشم و هم‌چشمی اجتماعی هستی
کلاسون به‌وضوح نشان می‌دهد که فقر، قبل از آن‌که مالی باشد، روانی و ذهنی است.
 انسانی که هرچه به دست می‌آورد فوراً خرج می‌کند، حتی اگر درآمدش ده برابر شود، همچنان فقیر خواهد ماند.
در این نگاه، پس‌انداز نه خساست است و نه ترس؛
پس‌انداز احترام به خویشتن آینده است.
خرج کردن بدون حساب؛ خیانت به آینده
یکی از انتقادات تیز کتاب، به زندگیِ بی‌محاسبه است.
کلاسون به‌صراحت می‌گوید:
بسیاری از مردم فقیر نیستند، فقط بی‌نظم‌اند.
خرج کردن بدون برنامه، در این کتاب نوعی بی‌اخلاقی اقتصادی تلقی می‌شود؛ زیرا:
آینده را قربانی لذت لحظه‌ای می‌کند
انسان را وابسته نگه می‌دارد
قدرت انتخاب را از فرد می‌گیرد
کتاب یادآوری می‌کند که هر سکه‌ای که امروز بی‌فکر خرج می‌شود، فردا می‌تواند زنجیر باشد.
بدهی؛ بردگی شیکِ عصر جدید
در «ثروتمندترین مرد بابِل»، بدهی چهره‌ای خشن دارد.
کلاسون بدهی را دشمن آرامش، آزادی و کرامت انسان می‌داند.
در داستان‌های کتاب، بدهکار:
همیشه نگران است
همیشه عجول است
همیشه مجبور است
بدهی در این نگاه، صرفاً یک مسئله مالی نیست؛ مسئله‌ی حیثیت انسانی است.
کسی که زیر بار بدهی است، حتی اگر ظاهراً آزاد باشد، در عمل انتخاب ندارد.
این نگاه امروز بیش از هر زمان دیگری معنا دارد؛ در جهانی که قسط، وام و بدهی به امری عادی و حتی افتخارآمیز تبدیل شده است.
سرمایه‌گذاری ناآگاهانه ؛ قمار با لباس عقلانیت
کلاسون هیچ دشمنی با سرمایه‌گذاری ندارد؛ اما دشمن سرسخت طمع است.
او هشدار می‌دهد:
پولی که بدون فهم وارد بازی شود، محکوم به نابودی است.
در کتاب، بارها تأکید می‌شود:
اگر نمی‌فهمی، وارد نشو
اگر مشورت خردمندانه نداری، ریسک نکن
اگر وعده‌ی سود عجیب شنیدی، فرار کن
این نگاه، نقدی عمیق به فرهنگ امروز است؛ فرهنگی که شکست مالی را نتیجه‌ «بدشانسی» می‌داند، نه بی‌خردی.
ثروت پایدار، محصول شخصیت پایدار است
در بابِل، ثروتمندترین مرد کسی نیست که بیشترین طلا را دارد؛
کسی است که توان نگه‌داشتن طلا را دارد.
کلاسون بارها نشان می‌دهد:
پول به آدم بی‌انضباط وفادار نمی‌ماند
ثروت از آدم عجول فرار می‌کند
دارایی به آدم بی‌مسئولیت اعتماد نمی‌کند
در این نگاه، شخصیت، زیربنای اقتصاد است.
اگر شخصیت اصلاح نشود، هیچ سیاست اقتصادی معجزه نمی‌کند.
چرا این کتاب هنوز خطرناک است؟
«ثروتمندترین مرد بابِل» کتاب خطرناکی است؛ چون:
بهانه‌ها را می‌گیرد
قربانی‌نمایی را بی‌اعتبار می‌کند
مسئولیت را به خود فرد برمی‌گرداند
این کتاب به انسان می‌گوید:
شاید همه‌چیز دست تو نباشد، اما مدیریت خودت دست توست.
و این جمله برای بسیاری سنگین است.
بابِل در برابر دنیای امروز
دنیای امروز پر از ابزار مالی است، اما فقیر از نظر فهم اقتصادی.
بابِل ابزار نداشت، اما منطق داشت.
امروز:
اطلاعات زیاد است، اما خرد کم
درآمد هست، اما آرامش نیست
پول هست، اما امنیت نیست
کلاسون بی‌صدا می‌پرسد: آیا ما پیشرفت کرده‌ایم، یا فقط پیچیده‌تر فقیر شده‌ایم؟

سخن پایانی | ثروت، امتحان است نه جایزه
پیام نهایی کتاب ساده اما سنگین است:
ثروت اگر با فهم همراه نباشد، امتحانی است که انسان در آن مردود می‌شود.
این کتاب نه وعده می‌دهد، نه فریب می‌دهد، نه هیجان کاذب می‌فروشد.
فقط آینه‌ای جلویمان می‌گذارد و می‌پرسد:
آیا بلدی پول را نگه داری؟
آیا بلدی آینده را بسازی؟
آیا جرأت داری منظم باشی؟
و شاید به همین دلیل است که بعد از دهه‌ها، هنوز خوانده می‌شود، هنوز آزار می‌دهد و هنوز نجات می‌دهد./ 873

 علیرضا کیهان‌پور 

#منهای دامپزشکی

خبرهای مرتبط
برچسب ها
نظرات
ورودی نامعتبر
ورودی نامعتبر
ورودی نامعتبر
ورودی نامعتبر

این پایگاه خبری بر اساس مجوز معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول فعالیت است. این پایگاه خبری تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران بوده و هر گونه برداشت از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.

تمامی حقوق برای پایگاه خبری تحلیلی فاخته محفوظ است.