یادداشت؛ علیرضا کیهان پور:

روسی بازارهای ۹۰ هکتاری (FOOD CITY) و روستا بازارهای رها شده دیگران؛ بخش نخست

روستابازارهای برخی کشورها از جمله ایران قرار بود نسخه‌ای بومی از بازارهای کشاورزان جهان باشد؛ جایی که کشاورز، دامدار، زن روستایی، عشایر، باغدار و تولیدکننده خرد بتوانند بی‌واسطه، بی‌دلال و با هویت محلی، محصول خود را به مردم عرضه کنند. قرار بود این بازارها، «تپنده‌ترین قلب اقتصاد محلی» باشند....
کد خبر  15104
note

نقدی ترکیبی، جامعه‌شناختی، اقتصادی و رسانه‌ای بر ناکارآمدترین حلقه زنجیره فروش محصولات محلی

فاخته- مقدمه؛ روستابازارهای برخی کشورها از جمله ایران قرار بود نسخه‌ای بومی از بازارهای کشاورزان جهان باشد؛ جایی که کشاورز، دامدار، زن روستایی، عشایر، باغدار و تولیدکننده خرد بتوانند بی‌واسطه، بی‌دلال و با هویت محلی، محصول خود را به مردم عرضه کنند. قرار بود این بازارها، «تپنده‌ترین قلب اقتصاد محلی» باشند، نه سقف‌های خالی و سازه‌های بی‌روح. قرار بود روستابازار «پل اعتماد» میان شهر و روستا شود، نه «دیوار بی‌اعتمادی» میان تولیدکننده و مصرف‌کننده.

اما امروز واقعیت بسیار تلخ‌تر از رؤیاهای اولیه است:
روستابازارها از بازار روستا تهی شده و به ویترین دلالان شهری بدل شده است.

این یادداشت، روستابازارها را از چهار زاویه بررسی می‌کند:

اقتصادی

اجتماعی و فرهنگی

ساختاری و مدیریتی

الگوبرداری جهانی

و در پایان ۹ راهکار راهبردی برای احیای واقعی آن‌ها ارائه می‌شود.

۱. فلسفه‌ای که گم شد؛ روستابازارها  از ابتدا تا اکنون

روستابازارها در جهان با یک هدف ساخته می‌شوند: قدرت‌بخشی به تولیدکننده خُرد.

این بازارها حلقه اتصال میان تولیدکننده محلی و مصرف‌کننده آگاه هستند. در جهان، روستابازار محل گفت‌وگوی فرهنگی، تبادل مهارت، فروش مستقیم، تنوع زیستی بومی و ایجاد حس «مالکیت اجتماعی» است. اما در ایران ، این فلسفه‌ها از همان ابتدا رقیق شد.

روستابازار در ایران بیشتر به «پروژه» تبدیل شد تا «فرآیند».
بیشتر به «سازه» تبدیل شد تا «سیستم».
بیشتر به «ویترین» تبدیل شد تا «بازار».

در بسیاری از مناطق، روستابازارها فقط تابلو دارند، نه محتوا.
سازه دارند، نه فلسفه.
غرفه دارند، نه تولیدکننده.

۲. خطای مادر: روستابازارها از روستا آغاز نشدند

کالبد روستابازار ایرانی در شهر طراحی شد، در اداره تصویب شد، در شهرداری ساخته شد، و در نهایت به دست دلالانی افتاد که «روستا» برایشان فقط یک بِرند است، نه یک هویت.

هیچ‌کس نپرسید:

این روستا چه محصولی دارد؟

این زنان روستایی چه مهارتی دارند؟

زنجیره چه چیزی کامل است؟

چه کسانی ذی‌نفع واقعی‌اند؟

مردم شهر چه انتظاری از بازار محلی دارند؟

بیشتر روستابازارهای ایران «ساخته شدند» اما هرگز «زاده نشدند».

آن‌ها مانند درختی هستند که روی سرامیک کاشته شده‌اند؛
نه ریشه دارند و نه میوه.

۳. بازار  واسطه ها ودلالان ، نه روستاییان:  چرا غرفه‌ها به تولیدکنندگان نمی‌رسد؟

یکی از بزرگ‌ترین انحرافات در روستابازارهای کشور، تجاری‌سازی غرفه‌ها است. غرفه‌ها اجاره داده می‌شوند، قیمت بالا می‌رود، و اولین کسانی که از این چرخه حذف می‌شوند، همان کسانی هستند که برای آن‌ها بازار ساخته شده است:
تولیدکنندگان واقعی.

وقتی هزینه غرفه سرسام‌آور است، کشاورز واقعی دیگر نمی‌تواند حضور پیدا کند. در نتیجه غرفه‌ها به افراد «غیرتولیدکننده» می‌رسند که محصول کارخانه‌ای با عنوان «محصول روستایی» می‌فروشند.
این یعنی:

فریب مشتری + حذف تولیدکننده + تحریف اقتصاد محلی

چه چیزی باقی می‌ماند؟
بازاری که نامش روستابازار است اما محتوا و روحش کاملاً شهری شده است.

۴. شکست اعتماد؛ چرا مردم از روستابازارها خرید نمی‌کنند؟

مردم به سه دلیل اصلی به روستابازار اعتماد نمی‌کنند:

محصولات واقعاً روستایی نیستند.

قیمت‌ها تفاوت معناداری با بازار شهر ندارند.

کیفیت یکسان نیست و استاندارد ندارد.

مردم وقتی وارد یک روستابازار می‌شوند، انتظار محصول تازه، سالم، محلی، بدون بسته‌بندی کارخانه‌ای و حاصل دست زن روستایی یا تلاش کشاورز را دارند. اما در بسیاری از موارد محصولات در روستابازار همان چیزهایی است که در فروشگاه‌های سطح شهر یافت می‌شود.

وقتی اعتماد از دست برود، ساختن دوباره آن بسیار دشوار است.

۵. نقش زنان روستایی در روستابازارها؛ ظرفیت بزرگ، حضور کوچک

بخش بسیار مهمی از اقتصاد روستایی در جهان بر دوش زنان روستایی است:
پته‌دوزی، نمدمالی، خوراک‌های محلی، صنایع‌دستی، تولیدات خانگی، گیاهان دارویی، بسته‌بندی سنتی و ده‌ها مهارت دیگر.

اما در ایران زنان روستایی اغلب غایب اجباری در روستابازارند.
چرا؟
زیرا نظام غرفه‌بندی برای آن‌ها طراحی نشده:

اجاره‌ها بالاست.

امنیت شغلی نیست.

فضای فرهنگی مناسب فراهم نشده.

حمایت واقعی وجود ندارد.

آموزش بازاریابی غایب است.

در نتیجه، ظرفیت عظیم زنان روستایی «نمایش داده نمی‌شود» و بازار از مهم‌ترین سرمایه انسانی خود محروم می‌ماند.

۶. روستابازارهای جهان چگونه موفق می‌شوند؟
وقتی به شهر غذای اروپا و یا روسی بازار شهر مسکو با "عرصه" حدود ۹۰ هکتاری "عرضه" مستقیم و بی واسطه آن برای فروش مواد غذایی تازه دامی و گیاهی، بهداشتی، سالم، ممیزی شده انواع پروتئین خام حیوانی  و...آن نگاه می کنیم تا ثریا تفاوت آشکار است و حسرت و فقط نگاه کردن ؛ باقیمانده این صورت و مخرج و فصل مشترک آن است!./871
ادامه دارد..

 علیرضا کیهان‌پور

خبرهای مرتبط
برچسب ها
نظرات
ورودی نامعتبر
ورودی نامعتبر
ورودی نامعتبر
ورودی نامعتبر

این پایگاه خبری بر اساس مجوز معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول فعالیت است. این پایگاه خبری تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران بوده و هر گونه برداشت از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.

تمامی حقوق برای پایگاه خبری تحلیلی فاخته محفوظ است.