فاخته- در هیاهوی واردات نژادهای پرهزینه و وابسته، دامداری ایران آرامآرام سرمایهای را از دست میدهد که قرنها با اقلیم این سرزمین سازگار شده است؛
نژادهای بومی گوسفند.
در میان آنها، گوسفند زَندی و گوسفند کَلکوهی نهفقط برای گوشت، بلکه برای پشم ارزشمند و صادراتی دو گنج خاموشاند.
گوسفند زَندی؛ سیاهِ مقاومِ دشتهای مرکزی
گوسفند زَندی، نژادی کاملاً سیاهرنگ و بومی دشتها و مناطق نیمهخشک سمنان، ورامین و حاشیه کویر مرکزی ایران است.
رنگ سیاه پشم زَندی یک مزیت اقتصادی است، نه ضعف؛
زیرا:
نیاز به رنگرزی شیمیایی را کاهش میدهد در صنایع نمدمالی، فرش دستباف و منسوجات سنتی ارزش بالاتری دارد
در بازارهای خاص صادراتی، بهویژه صنایع دستی و پوشاک طبیعی، مطلوبتر است
پشم زَندی:
نسبتاً ضخیم
مقاوم
مناسب نمد، قالی و منسوجات سنتی
از نظر تولیدی، زَندی:
کممصرف
مقاوم به خشکی
سازگار با علوفه فقیر
و مناسب دامداری کمهزینه روستایی است.
گوسفند کَلکوهی؛ سیاهوسفیدِ کوهستان و کوچ
کَلکوهی،
گوسفند سیاه و سفید و بسیار زیبا
و زاده ارتفاعات و دامنههای زاگرس مرکزی است؛ از لرستان و همدان تا چهارمحالوبختیاری. این نژاد، همراه ایل است؛ گوسفند راه، کوچ و شیب.
پشم کَلکوهی:
بلندتر از زَندی
چندمنظورهتر
مناسب قالی، گلیم، جاجیم و صادرات پشم خام
ترکیب رنگ سیاهوسفید و یکی از شاهکارهای خلقت در صنایع دستی و طراحیهای مدرن نساجی یک مزیت رقابتی بهشمار میرود.
کَلکوهی، تحمل بالایی در برابر سرما، شیب و تنشهای محیطی دارد و یکی از ستونهای دامداری عشایری ایران است.
پشم؛ محصول مغفول اما ارزآور در حالی که تمرکز سیاستها بر گوشت است،
پشم میتواند:
ارزآور
اشتغالزا
و کمریسکتر از گوشت باشد
پشم زَندی و کَلکوهی:
کاملاً بومی
بدون وابستگی ژنتیکی
سازگار با استانداردهای تولید طبیعی با احیای زنجیره: چیدن → شستوشو → فرآوری → بستهبندی → صادرات
میتوان:
روستا را زنده کرد دامدار را ماندگار و هویت تولید را حفظ کرد
چرا این دو نژاد باید حفظ شوند؟
سازگاری اقلیمی بالا
هزینه نگهداری پایین
پشم ارزشمند و صادراتی
نقش کلیدی در اقتصاد روستایی و عشایری
کاهش وابستگی به نهادههای وارداتی
این نژادها، پاسخ بومی به بحران آب، خوراک و اقتصاداند.
بازگشت به ثروت سیاه و سفید
زَندیِ سیاه و کَلکوهیِ سیاهوسفید، دو رنگ از یک حقیقتاند:
توسعه پایدار دامداری و دامپروری ایران،از دل نژادهای بومی میگذرد. اگر امروز پشم آنها را نبینیم، فردا نه دام میماند نه دامدار.
نگارنده یادداشت در اوایل دهه ۱۳۷۰ دبیر اجرایی نخستین جشنواره قوچ اصیل زندی و کلکوهی ایران به مدت دو روز و در اواخر پاییز بوده که با استقبال و مشارکت چشم نواز دامداران اقصی نقاط کشور برگزار شد که گزارش مکتوب داوری و انتخاب قوچ های برتر،فیلم برداری، عکس و رسانه ای این جشنواره کاملا مردمی، روستایی و عشایری در ماهنامه های وزین کشاورزی و دامپروری آن دوران به ویژه توسط شادروان "مهندس میربلوک" صاحب امتیاز و مدیر مسوول "نشریه برزگر" که عاشقانه و دوربین به دست ، خالق صحنه های نوستالژیک و به یادماندنی نخستین جشنواره فوق بود که در بخشی از تاریخ دامپروری ایران هرگز تکرار نشد و در اوایل زمستان آن دهه و بدون هزینه رسانه ای به زیور طبع آراسته شد که به عنوان یک سند رسانه ای در آرشیو زمان و لوح دل ها ؛ مانا و جاودانه ماند.
«هرچند زحمات به یاد ماندنی دکتر " محمد راسخ افشار" چهره ماندگار و کارشناس "معاونت امور دام" دفتر مرکزی جهادسازندگی پیشین ؛ مهندس "تیرداد مهراد" و زنده یاد "مهندس امرا...زند" ، پیوستِ خاطره خوش جشنواره بود که بدینوسیله نام و یادشان را زنده نگاه داشته و باقیات و صالحات تلاشگران فوق؛ به یقین ره توشه این جهان و عالم آخرت آنان و نیز همه دست اندرکاران برگزاری شکوهمند این رویداد ثبت بر جریده دوران شد.»/ ۸۶۲
علیرضا کیهانپور
این پایگاه خبری بر اساس مجوز معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول فعالیت است. این پایگاه خبری تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران بوده و هر گونه برداشت از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.