دامپزشکی چیست؟
نگاهی از درون حرفه، برای کسانی که میخواهند این رشته را انتخاب کنند
به مناسبت چهاردهم مهرماه، روز ملی دامپزشکی و همزمانی آن با اعلام نتایج کنکور
در جهت کمک به کسانی که میخواهند وارد این حرفه شوند
فاخته- من هیچوقت فکر نمیکردم که دامپزشک بشوم؛ نه در دوران راهنمایی، نه دبیرستان، نه زمان کنکور و نه حتی هنگام انتخاب رشته.
من اصلاً این رشته را انتخاب نکردم. دیگران آن را انتخاب کردند و حتی خودم هم نمیدانستم که رشته دامپزشکی برای من انتخاب شده است.
بعد از کنکور، وقتی فهمیدم در رشته دامپزشکی قبول شدهام، واقعاً شوکه و ناراحت شدم. حدود دو سه هفته در خانه ماندم و اصلاً نمیخواستم برای ثبتنام بروم. خانواده اصرار کردند و فقط برای اینکه ناراحتشان نکنم، رفتم و ثبتنام کردم.
همین موضوع بعدها برای من یک سؤال جدی ایجاد کرد:
واقعاً دامپزشکی چیست؟
جامعه چه اطلاعاتی به جوانی که میخواهد این رشته را انتخاب کند میدهد؟ چه کسی باید به او کمک کند تا بداند وارد چه حرفهای میشود؟
من بعد از حدود ۲۳ سال کار در این حرفه، میخواهم بخشی از تجربهای را که به دست آوردهام برای کسانی که میخواهند وارد این رشته شوند بیان کنم؛ شاید کمک کند که با چشم بازتری انتخاب کنند و بعداً دچار سرخوردگی نشوند.
۱. اول از همه بدانیم دامپزشکی واقعاً چیست؟
واقعیت این است که نگاه جامعه به دامپزشک و دامپزشکی، هنوز یک نگاه علمی و کامل نیست و متأسفانه کسی هم بهصورت جدی نتوانسته این تصویر را اصلاح کند.
حتی افراد تحصیلکرده و حتی بعضی از دوستان پزشک من، خیلی وقتها دقیقاً نمیدانند دامپزشکی چیست و دامپزشک چه کارهایی انجام میدهد.
وقتی مردم میگویند دامپزشکی، معمولاً یاد یک حیوان بیمار میافتند که دامپزشک آمده و آن را درمان میکند.
در حالی که دامپزشکی فقط درمان یک گاو، گوسفند، اسب یا حیوان خانگی بیمار نیست.
تشخیص، پیشگیری و کنترل بیماریهای دام و طیور، بخش بسیار مهمی از دامپزشکی است.
در سالهای اخیر، بیماریهای مهمی که در دنیا اتفاق افتادهاند و همچنین بیماریهای نوپدید، نشان دادهاند که بسیاری از بیماریها منشأ حیوانی دارند یا ارتباط بسیار نزدیکی بین حیوان و انسان وجود دارد.
دامپزشک میتواند در خط مقدم بهداشت عمومی قرار داشته باشد و حتی بیماری را در حیوان، پیش از آنکه به انسان منتقل شود، شناسایی کند.
دامپزشکی با بهداشت عمومی، فرآوردههای خام دامی، کشتارگاهها، مزارع، بیماریهای مشترک انسان و دام و بسیاری از مسائل دیگر ارتباط مستقیم دارد.
بنابراین کسی که میخواهد وارد این رشته شود، باید بداند که:
دامپزشکی فقط «درمان حیوان» نیست؛ یک حرفه بسیار گسترده است.
۲. کسی که میخواهد دامپزشکی را انتخاب کند، چه ویژگیهایی باید در خودش ببیند؟
۲-۱. علاقه واقعی به حیوان و حرفه دامپزشکی
اولین موضوع، علاقه واقعی به کار با حیوان و خود حرفه دامپزشکی است.
من خودم بهصورت اتفاقی وارد این حرفه شدم، ولی الان واقعاً حال دلم با این حرفه خوب است.
شاید اگر وارد حرفه دیگری میشدم، از نظر مالی شرایط متفاوتی پیدا میکردم، ولی خدا را شکر میکنم که دامپزشک شدم.
وقتی یک حیوان بیمار است و شما کمک میکنید سلامتی خودش را دوباره به دست بیاورد، واقعاً احساس بسیار خوبی پیدا میکنید.
وقتی یک دام مبتلا به تب برفکی نمیتواند غذا بخورد، نمیتواند آب بخورد، تب دارد و به سختی میایستد و شما بتوانید کمکش کنید که دوباره خوب شود، این برای من واقعاً لذتبخش است.
وقتی یک گاو یا گوسفند دچار سختزایی شده و شما بتوانید حیوان را نجات بدهید و گوساله یا بره سالم به دنیا بیاورید، مخصوصاً برای یک دامدار روستایی، ارزش بسیار زیادی دارد.
کسی که میخواهد وارد این حرفه شود باید این بخش از کار را هم دوست داشته باشد؛ یعنی فقط دنبال عنوان «دکتر» یا صرفاً دنبال مدرک نباشد.
۲-۲. آمادگی جسمانی و توانایی کار با حیوان
برای کسی که میخواهد کلینیسین، مخصوصاً کلینیسین دام بزرگ، بشود، آمادگی جسمانی اهمیت دارد.
باید چابک باشید، شجاعت داشته باشید و توانایی کار با حیوانات بزرگ و کوچک را داشته باشید.
در جراحی دام بزرگ و سزارین نیز شرایط فیزیکی خاص خودش را دارد.
اگر اساساً از حیوانات یا حتی سگ میترسید، کار بالینی برای شما سخت خواهد بود.
البته منظور من بیاحتیاطی و بیمحابا بودن نیست؛ منظور این است که ترس اساسی از حیوان نداشته باشید و بتوانید با آن کار کنید.
۲-۳. خلاقیت و توانایی حل مسئله
موضوع دیگر، خلاقیت و توانایی حل مسئله است.
اگر چیزی خراب شود و شما بتوانید خودتان راهحل پیدا کنید، قطعات را به هم وصل کنید و یک راه عملی برای حل مشکل پیدا کنید، این میتواند یکی از نشانههای استعداد کار بالینی باشد.
مهارت دست و کار فنی مهم است.
اگر دستتان خوب کار میکند، بتوانید سیمها را به هم وصل کنید، چیزی بسازید یا تعمیر کنید و دست و پنجهتان در کارهای فنی خوب باشد، این برای کار بالینی یک امتیاز محسوب میشود.
کار فنی با حفظ کردن خیلی فرق میکند.
۲-۴. شمّ تشخیص
«شمّ تشخیص» هم بسیار مهم است.
یک کلینیسین باید بتواند از مجموعه علائم و چیزهایی که میبیند، به یک تشخیص برسد.
باید مشاهده کند، اطلاعات را کنار هم بگذارد، ارتباط بین آنها را پیدا کند و در نهایت تصمیم بگیرد.
معدل بالا بهتنهایی هیچ تضمینی برای اینکه شما کلینیسین خوبی بشوید نیست.
دانشجوی بالینی باید بداند برای تشخیص بیماری چه چیزی را بخواند، چه چیزی را دنبال کند، چه چیزی را جستوجو کند و چه چیزی را اصلاً لازم نیست وقت زیادی برایش بگذارد.
۲-۵. توانایی یادگیری از افراد باتجربه
یک نکته دیگر این است که باید بتوانید از آدمهای باتجربه، «علم و دانش بدزدید».
منظورم از دزدیدن علم این است که وقتی یک فرد ماهر کاری انجام میدهد، شما با دقت نگاه کنید و از تجربه او یاد بگیرید.
مثلاً اگر فیلم یک جراحی را ببینید و بتوانید مراحل کار را خوب درک کنید و در ذهن خودتان نگه دارید و بعد، با آموزش، تمرین و زیر نظر فرد باتجربه، آن کار را درست انجام بدهید، این میتواند یک استعداد خوب برای کار بالینی باشد.
البته منظور این نیست که کسی فقط یک فیلم جراحی ببیند و فردا برود جراحی کند.
آموزش، نظارت و تمرین لازم است.
۲-۶. حافظه تصویری و قدرت مشاهده
حافظه تصویری هم اهمیت دارد.
اگر شما کسی را یک بار ببینید و چهرهاش در ذهنتان بماند، یا یک مکان را یک بار ببینید و بتوانید بعداً آن را به یاد بیاورید، این میتواند در کار بالینی کمککننده باشد.
در دامپزشکی بالینی شما باید بتوانید راه رفتن دام، وضعیت ایستادن، نحوه تنفس، چشم و مخاط، حرکات شکم، ترشحات و خیلی از جزئیات دیگر را ببینید، در ذهن نگه دارید، تحلیل کنید و بین آنها ارتباط برقرار کنید.
یک کلینیسین خوب فقط چیزی را که خوانده است حفظ نمیکند؛
مشاهده میکند، به خاطر میسپارد، تحلیل میکند، ارتباط میدهد و در نهایت دانشش را تبدیل به عمل میکند.
پس اگر کسی میخواهد دامپزشکی را انتخاب کند، بهتر است در خودش مجموعهای از این ویژگیها را ببیند:
علاقه، آمادگی جسمانی، چابکی، شجاعت، خلاقیت، مهارت دست، قدرت مشاهده، حافظه تصویری، توانایی یادگیری از افراد باتجربه، شم تشخیص، مسئولیتپذیری و علاقه به کار عملی.
۳. قرار نیست بلافاصله بعد از فارغالتحصیلی همهچیز را بلد باشید
نباید انتظار داشته باشید که بلافاصله بعد از فارغالتحصیلی همهچیز را بلد باشید.
ممکن است ۱۰ تا ۱۵ سال زمان لازم باشد تا به سطحی که در ذهن خودتان تصور میکنید برسید؛ مخصوصاً اگر بخواهید از راه تجربه عملی رشد کنید.
اگر واقعاً توانمند شوید، در نهایت میتوانید از نظر حرفهای روی پای خودتان بایستید و همه چیز را به دست بیاورید.
ولی قرار نیست از روز اول ثروتمند شوید.
باید صبر داشته باشید و مهارت را در طول زمان بسازید.
۴. دامپزشکی فقط کلینیسین شدن نیست
در کشور ما، دکترای حرفهای دامپزشکی حدود ۶ تا ۶/۵ سال طول میکشد.
بعد از آن، میتوانید وارد بازار کار شوید یا ادامه تحصیل بدهید و در یک حوزه تخصصی فعالیت کنید.
میتوانید وارد حوزه تدریس و آموزش عالی شوید، تخصص بگیرید و در دانشگاهها تدریس کنید.
میتوانید کلینیسین شوید.
در حوزه دام بزرگ، میتوانید روی گاو و گوسفند، اسب، شتر، گاومیش و سایر دامها کار کنید.
در حوزه دام کوچک و حیوانات خانگی، بیشتر با سگ، گربه و سایر حیوانات خانگی سروکار خواهید داشت.
در حوزه طیور صنعتی، میتوانید در واحدهای گوشتی و تخمگذار و همچنین در زمینه بلدرچین، بوقلمون، کبک و سایر پرندگان فعالیت کنید.
در پرندگان زینتی نیز میتوانید با انواع کبوتر، عروس هلندی، فنچ، قناری و سایر پرندگان زینتی خانگی کار کنید.
حوزه آبزیان نیز یک حوزه جداگانه است؛ از ماهیهای آکواریومی گرفته تا ماهی قزلآلا، ماهیان گرمابی و سردآبی، خاویار و ماهیان دریایی.
در حوزه زنبور عسل هم میتوانید فعالیت کنید.
میتوانید بهعنوان مسئول فنی در کشتارگاههای دام و طیور کار کنید، در واحدهای بستهبندی فعالیت داشته باشید، در فروشگاههای بزرگ کار کنید و در کارخانههای شیر مشغول شوید.
در ادارات کل دامپزشکی استانها نیز میتوانید بهعنوان کارمند دولت وارد شوید.
در حوزههای پرورشی نیز میتوانید خودتان سرمایهگذاری کنید؛ گاوداری بزنید، مرغداری راهاندازی کنید، بوقلمون یا شترمرغ پرورش دهید یا وارد زنبورداری شوید.
در مراکز تولید واکسن نیز میتوانید فعالیت کنید و اگر به حوزه تولید واکسن علاقهمند باشید، مؤسسه رازی یکی از مراکز مهم این حوزه است.
در حوزههای پژوهشی نیز میتوانید فعالیت کنید.
بنابراین دامپزشکی فقط یک مسیر شغلی ندارد و میتواند شما را به حوزههای مختلفی هدایت کند.
خلاصه کلام اینکه این رشته، رشته بسیار سختی است؛ اما مسیرهای شغلی متنوعی دارد.
۵. اما بازار کار دامپزشکی چگونه است؟
واقعیتهای امروز این حرفه را هم باید بدانید، اگر میخواهید وارد این رشته شوید.
تعداد زیادی از فارغالتحصیلان دامپزشکی، مهارت عملی و فنی لازم برای بازار کار را ندارند.
بین چیزهایی که در دانشگاه آموزش داده میشود و مهارتهایی که بازار کار به آن نیاز دارد، یک فاصله جدی وجود دارد.
مسئله فقط تعداد دامپزشک نیست؛ مسئله، تعداد دامپزشک واقعاً ماهر و توانمند است.
جا برای کار کردن افراد توانا همیشه در این حرفه وجود دارد، ولی صرف داشتن مدرک الزاماً به معنی پیدا کردن کار نیست.
درآمد و حقوق دامپزشکی با پزشکی و دندانپزشکی اصلاً قابل مقایسه نیست.
تعرفه خدمات دامپزشکی نیز در بسیاری از موارد با واقعیت کار همخوانی ندارد.
تورم و افزایش هزینهها هم فشار زیادی به دامپزشک و تولیدکننده وارد کرده است.
تعداد دام بزرگ نسبت به زمانی که من وارد بازار کار شدم، کمتر شده است.
در حال حاضر، در مهرماه ۱۴۰۵، صنعت پرورش و نگهداری اسب، به نظر من، با یک بحران جدی روبهرو است.
دامداریها نیز از نظر اقتصادی تحت فشار جدی هستند و هزینههای تولید برای دامدار واقعاً سنگین شده است.
جامعه بهطور کلی با مشکلات اقتصادی، تورم و شرایط ناشی از تحریمها روبهرو است و دامپزشک و تولیدکننده نیز از این شرایط تأثیر میگیرند.
از طرف دیگر، بخش خصوصی دامپزشکی آن حمایتی را که باید از طرف دولت دریافت کند، دریافت نمیکند.
کسی که میخواهد وارد این حرفه شود، باید شرایط بخش خصوصی را هم بشناسد.
این شغل ساعت کاری مشخصی ندارد.
حیوان تعطیلات را نمیشناسد.
ممکن است هر ساعتی از شبانهروز نیاز باشد برای یک مورد اورژانسی به دامداری بروید.
مسافتهای طولانی، رفتوآمد به دامداریها، جاده، آبوهوا، هزینه سوخت، استهلاک خودرو و تجهیزات، همه بخشی از این حرفه هستند که خیلی وقتها دانشجوی دامپزشکی هنگام انتخاب رشته به آنها فکر نمیکند.
اگر میخواهید وارد بخش خصوصی شوید، باید هزینه کلینیک، خودرو، تجهیزات، دارو و مواد مصرفی، میزان تقاضا در منطقه، سرمایه اولیه، نحوه درآمد و شرایط قانونی و حمایتی را هم در نظر بگیرید.
بنابراین کسی که میخواهد دامپزشکی را انتخاب کند، باید از همین ابتدا بداند که این رشته فقط یک مدرک دانشگاهی نیست.
باید بداند قرار است چه مهارتی پیدا کند، چه سختیهایی را تحمل کند، چه نوع کاری انجام دهد و در نهایت در چه بازاری وارد شود.
تفاوت بین «فارغالتحصیل دامپزشکی» و «دامپزشک واقعی» از همینجا شروع میشود.
سخن آخر
دامپزشک بودن شیرین است؛ اما برای این شیرینی باید سختیهای بسیاری را تحمل کرد.
این حرفه فقط دانش کتابی نمیخواهد؛ تجربه، صبر، مهارت، مسئولیتپذیری، قدرت تصمیمگیری، کار عملی و تحمل سختی میخواهد.
و به نظر من، یک موضوع از همه مهمتر است:
اگر پایههای اعتقادی و اخلاقی قوی نداشته باشید، از درک واقعی این حرفه عاجز خواهید بود.
دامپزشک با موجود زنده سروکار دارد؛ با درد، رنج، زندگی و مرگ.
گاهی یک تصمیم درست شما میتواند جان یک حیوان را نجات دهد و گاهی یک تصمیم اشتباه میتواند خسارت بزرگی برای صاحب دام، تولیدکننده و حتی سلامت جامعه ایجاد کند.
به همین دلیل، دامپزشکی برای من فقط یک شغل نیست؛ یک مسئولیت است.
من اگرچه در ابتدا این رشته را انتخاب نکردم، اما امروز بعد از حدود ۲۳ سال فعالیت، از اینکه دامپزشک شدهام خدا را شکر میکنم.
اگر جوانی امروز میخواهد این رشته را انتخاب کند، توصیه من این است که با چشم باز انتخاب کند؛ نه از روی عنوان «دکتر»، نه صرفاً برای مدرک و نه فقط بر اساس تصوری که از بیرون از این حرفه دارد.
بداند وارد چه دنیایی میشود.
اگر سختیهایش را بشناسد، مهارت یاد بگیرد، صبر داشته باشد، اخلاق حرفهای را حفظ کند و واقعاً به کارش علاقهمند باشد، میتواند در این حرفه جایگاه خودش را پیدا کند.
دامپزشک شدن شاید آسان نباشد، اما دامپزشک بودن، اگر با عشق، دانش، تجربه و اخلاق همراه شود، میتواند یکی از شیرینترین تجربههای زندگی حرفهای یک انسان باشد.
۸ مهر ماه ۱۴۰۵
کامیاب قیصربیگی
این پایگاه خبری بر اساس مجوز معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول فعالیت است. این پایگاه خبری تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران بوده و هر گونه برداشت از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.