یادداشت؛ علیرضا کیهان پور:

انتقال آب؛ مُسکنِ تشنگی، نه درمانِ بحران!

انتقال آب از سد طالقان به تهران و افزایش ظرفیت انتقال، بی‌تردید می‌تواند در کوتاه‌مدت بخشی از فشار کم‌آبی پایتخت را کاهش دهد و از بروز تنش‌های شدید آبی جلوگیری کند. اما از منظر علم مدیریت منابع آب، این پروژه را نباید «راه‌حل نجات آب ایران» دانست، بلکه باید آن را یکی از ابزارهای مدیریت بحران در شرایط اضطراری تلقی کرد.
کد خبر  16274
note

فاخته- بحران آب ایران، پیش از آنکه ناشی از کمبود مطلق آب باشد، نتیجه ناهماهنگی میان منابع موجود و میزان مصرف است. در دهه‌های اخیر، رشد جمعیت، توسعه شهرنشینی، گسترش صنایع، برداشت بی‌رویه از سفره‌های زیرزمینی، کاهش بارندگی و افزایش دمای هوا، فشار بی‌سابقه‌ای بر منابع آبی کشور وارد کرده است. در چنین شرایطی، انتقال آب تنها حجم بیشتری از آب را به منطقه‌ای مصرف‌کننده منتقل می‌کند، اما علت اصلی بحران را از بین نمی‌برد.
تجربه کشورهای مختلف نیز نشان می‌دهد هرگاه ظرفیت تأمین آب افزایش یافته، در صورت نبود مدیریت مصرف، تقاضا نیز به همان نسبت رشد کرده است. این پدیده که در اقتصاد منابع آب از آن با عنوان «تقاضای القایی» یاد می‌شود، باعث می‌شود پس از چند سال دوباره همان کمبودها تکرار شوند؛ اما این بار با هزینه‌ای بیشتر.
از سوی دیگر، اجرای پروژه‌های انتقال آب، هزینه‌های اقتصادی و زیست‌محیطی قابل توجهی دارد؛ از مصرف بالای انرژی برای انتقال آب گرفته تا هزینه‌های نگهداری خطوط، تأثیر بر اکوسیستم حوضه مبدأ و افزایش وابستگی شهرها به منابع دوردست. به همین دلیل، متخصصان آب در سراسر جهان تأکید می‌کنند که انتقال آب باید آخرین گزینه باشد، نه نخستین راهکار.
آنچه می‌تواند آینده آب ایران را تضمین کند، مجموعه‌ای از اقدامات هم‌زمان است؛ کاهش هدررفت شبکه‌های آبرسانی، اصلاح الگوی مصرف، بازچرخانی و استفاده مجدد از پساب، افزایش بهره‌وری آبی در کشاورزی که بیشترین مصرف آب کشور را به خود اختصاص داده، حفاظت از آبخوان‌ها، جلوگیری از برداشت‌های غیرمجاز و توسعه فناوری‌های نوین مدیریت آب.
بنابراین، خط جدید انتقال آب طالقان اقدامی ارزشمند برای افزایش تاب‌آوری شبکه تأمین آب تهران است و می‌تواند در کوتاه‌مدت بخشی از نگرانی‌ها را کاهش دهد، اما نباید این اقدام را پایان بحران آب تلقی کرد. 
آینده منابع آبی کشور نه با انتقال آب بیشتر، بلکه با مدیریت بهتر آب موجود رقم خواهد خورد.
در حقیقت، بزرگ‌ترین منبع آب ایران، آبی نیست که از سدها منتقل می‌شود؛ بلکه آبی است که با اصلاح الگوی مصرف، جلوگیری از هدررفت و افزایش بهره‌وری حفظ می‌شود. اگر این نگاه بر سیاست‌گذاری حاکم شود، پروژه‌های انتقال آب نیز اثربخش‌تر خواهند بود؛ اما اگر مصرف همچنان بدون اصلاح ادامه یابد، هیچ خط انتقالی، هرچقدر هم بزرگ باشد، قادر به پایان دادن به بحران آب نخواهد بود./1008

علیرضا کیهان‌پور

خبرهای مرتبط
برچسب ها
نظرات
ورودی نامعتبر
ورودی نامعتبر
ورودی نامعتبر
ورودی نامعتبر

این پایگاه خبری بر اساس مجوز معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول فعالیت است. این پایگاه خبری تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران بوده و هر گونه برداشت از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.

تمامی حقوق برای پایگاه خبری تحلیلی فاخته محفوظ است.