یادداشت؛ علیرضا کیهان پور:

وقتی «نباختن» جای «بردن» را می‌گیرد؛ کالبدشکافی علمی حذفی که از تاکتیک آغاز شد، نه از بدشانسی

در فوتبال، گاهی یک روایت چنان احساسی شکل می‌گیرد که تحلیل علمی را به حاشیه می‌راند. حذف ایران، در حالی که شکستی را تجربه نکرد، برای بسیاری به نمادی از «بدشانسی» تبدیل شد؛ از گل مردود مقابل مصر تا گل دقیقه ۹۶ اتریش و نتایجی که یکی پس از دیگری برخلاف انتظار رقم خورد.
کد خبر  16001
note

تحلیلی منهای دام، طیور و آبزیان برای تنفس بین دونیمه فوتبال

فاخته- در فوتبال، گاهی یک روایت چنان احساسی شکل می‌گیرد که تحلیل علمی را به حاشیه می‌راند. حذف ایران، در حالی که شکستی را تجربه نکرد، برای بسیاری به نمادی از «بدشانسی» تبدیل شد؛ از گل مردود مقابل مصر تا گل دقیقه ۹۶ اتریش و نتایجی که یکی پس از دیگری برخلاف انتظار رقم خورد. اما اگر هیجان را کنار بگذاریم و با نگاه آماری، تاکتیکی و مدیریتی به این حذف بنگریم، به نتیجه‌ای متفاوت می‌رسیم : ایران بیش از آنکه قربانی شانس باشد، قربانی فلسفه بازی خود شد.
در ورزش حرفه‌ای، بدشانسی وجود دارد، اما بدشانسی هرگز نمی‌تواند توضیح کامل یک حذف باشد. اگر تیمی سرنوشت خود را به نتایج دیگران گره بزند، یعنی پیش از آن، فرصت‌های کافی برای تعیین سرنوشتش را از دست داده است. فوتبال مدرن بر یک اصل ساده استوار است : برد، سرمایه می‌آفریند؛ مساوی، فقط ریسک را به آینده منتقل می‌کند.
یکی از بزرگ‌ترین سوءبرداشت‌های رایج در فوتبال این است که «بدون شکست ماندن» الزاماً نشانه موفقیت است. در حقیقت، ساختار امتیازدهی فوتبال دقیقاً برای تشویق تیم‌ها به بازی هجومی طراحی شده است. 
از زمانی که سیستم سه امتیازی برای برد جایگزین سیستم دو امتیازی شد، هدف روشن بود؛ تیم‌ها برای پیروزی بازی کنند، نه برای نباختن.
از منظر ریاضی نیز سه مساوی، سه امتیاز به همراه دارد؛ اما یک برد و دو شکست نیز سه امتیاز ایجاد می‌کند. تفاوت در اینجاست که تیمی که برده است، معمولاً در جدول و معیارهای بعدی شانس بیشتری برای صعود دارد. بنابراین فوتبال، برد را پاداش می‌دهد، نه صرفاً شکست‌ناپذیری را.
همین واقعیت، نخستین پاسخ به حذف ایران است. 
اگرچه این تیم شکست نخورد، اما نتوانست در مقاطع تعیین‌کننده، مسابقه را به سود خود تمام کند. مساوی برابر نیوزیلند، در ظاهر یک نتیجه قابل قبول بود، اما در واقع، همان مسابقه نکته عطف حذف ایران شد.
 تیمی که می‌توانست با یک پیروزی، سرنوشتش را در اختیار خود نگه دارد، ترجیح داد امتیاز را حفظ کند؛ تصمیمی که بعدها هزینه‌ای بسیار سنگین یافت.
در ادبیات تاکتیکی فوتبال، دو فلسفه اصلی وجود دارد؛ فوتبال برای پیروزی و فوتبال برای نباختن. تفاوت این دو، تنها در شیوه دفاع یا حمله نیست؛ بلکه در ذهنیت تیم نهفته است.
تیمی که برای بردن بازی می‌کند، حتی پس از گل زدن نیز به دنبال گل دوم است. اما تیمی که برای نباختن وارد زمین می‌شود، پس از رسیدن به نتیجه مطلوب یا حتی مساوی، ناخودآگاه عقب می‌نشیند، مالکیت توپ را واگذار می‌کند و به امید پایان مسابقه، زمان را مدیریت می‌کند. این همان چیزی است که در ادبیات فوتبالی از آن با عنوان «مدیریت نتیجه» یاد می‌شود؛ روشی که اگر بیش از حد محافظه‌کارانه باشد، می‌تواند به ضد خود تبدیل شود.
البته باید میان «دفاع اتوبوسی» و «دفاع سازمان‌یافته» تفاوت قائل شد. دفاع منظم، فشرده و هدفمند، یکی از اصول فوتبال حرفه‌ای است و بسیاری از قهرمانان جهان بر پایه آن موفق شده‌اند. اما دفاع زمانی ارزشمند است که سکوی پرتاب حملات سریع و خلق موقعیت باشد، نه هدف نهایی بازی. 
اگر دفاع به فلسفه اصلی تیم تبدیل شود و حمله تنها به ضدحملات محدود گردد، احتمال گرفتار شدن در چرخه مساوی‌ها افزایش می‌یابد.
حذف ایران، دقیقاً از همین زاویه قابل بررسی است. تیم در گل نخوردن موفق بود، اما در گل زدن به اندازه کافی قاطع نبود. در تورنمنت‌های کوتاه، تفاوت میان تیم‌های بزرگ و متوسط، نه در تعداد گل‌های خورده، بلکه در توانایی تبدیل فرصت‌های محدود به پیروزی است.
بسیاری از تحلیل‌ها، گل مردود ایران برابر مصر را عامل اصلی حذف می‌دانند. بدون تردید، آن گل اگر پذیرفته می‌شد، سرنوشت جدول را تغییر می‌داد.
 اما سؤال مهم‌تر این است : چرا تیم باید کار را به آخرین ثانیه آخرین مسابقه می‌کشاند؟ پاسخ روشن است؛ زیرا در مسابقات قبلی، حاشیه امنیت لازم را ایجاد نکرده بود.
در علم مدیریت ریسک، اصلی وجود دارد که می‌گوید: «هرچه وابستگی به عوامل بیرونی بیشتر شود، احتمال شکست نیز افزایش می‌یابد.» این اصل، در فوتبال نیز کاملاً صادق است.
 ایران پس از پایان مسابقات خود، دیگر کنترلی بر آینده نداشت و باید امیدوار می‌ماند که دیگران به سودش بازی کنند؛ وضعیتی که هیچ مربی حرفه‌ای آن را مطلوب نمی‌داند.
نکته جالب اینجاست که چنین اتفاقی در فوتبال جهان بی‌سابقه نیست. تیم‌های متعددی در جام‌های جهانی و رقابت‌های قاره‌ای، بدون شکست حذف شده‌اند. وجه مشترک همه آنها نیز یک نکته بوده است؛ بردهای ناکافی.

تاریخ فوتبال نشان می‌دهد که تیم‌های محتاط، بیش از تیم‌های جسور در معرض چنین حذف‌هایی قرار دارند.
از منظر "روان‌شناسی ورزش" نیز، تیمی که فلسفه‌اش «نباختن» است، معمولاً در لحظات حساس، ریسک کمتری می‌پذیرد. این احتیاط، اگرچه احتمال شکست را کاهش می‌دهد، اما احتمال پیروزی را نیز محدود می‌کند.
 در مقابل، تیم‌های بزرگ جهان می‌دانند که گاهی باید برای برد، خطر شکست را نیز پذیرفت.
بنابراین شاید بهتر باشد به جای عبارت «ایران بدشانس بود»، از عبارت دقیق‌تری استفاده کنیم: «ایران، بهای محافظه‌کاری تاکتیکی را پرداخت.»
این جمله، نه از ارزش‌های فنی تیم می‌کاهد و نه تلاش بازیکنان را نادیده می‌گیرد؛ بلکه واقعیتی را بیان می‌کند که فوتبال حرفه‌ای بارها آن را اثبات کرده است. 
در این سطح از رقابت، تفاوت میان صعود و حذف، تنها کیفیت دفاع نیست؛ بلکه جسارت در حمله و مدیریت لحظه‌های تعیین‌کننده است.
فوتبال امروز، بیش از هر زمان دیگری به تیم‌هایی تعلق دارد که تعادل میان دفاع و حمله را برقرار می‌کنند.
 نه حمله بی‌محابا راه موفقیت است و نه دفاع افراطی. 
هنر واقعی، تبدیل دفاع به آغاز حمله و تبدیل فرصت‌ها به گل است.
در نهایت، حذف ایران را نباید صرفاً یک تراژدی احساسی دانست. این حذف، یک مطالعه موردی ارزشمند برای فوتبال ایران است؛ مطالعه‌ای که نشان می‌دهد در تورنمنت‌های فشرده، «نباختن» هدف نیست، بلکه تنها مقدمه‌ای برای «بردن» است.
 اگر مقدمه جای هدف را بگیرد، حتی تیمی که شکست نمی‌خورد نیز ممکن است چمدان‌هایش را ببندد و به خانه بازگردد.
شاید مهم‌ترین جمله‌ای که بتوان درباره این ماجرا نوشت، این باشد:
«در فوتبال حرفه‌ای، جام‌ها را تیم‌هایی می‌برند که برای پیروزی برنامه دارند، نه فقط برای شکست نخوردن. زیرا جدول مسابقات، شجاعت را پاداش می‌دهد، نه احتیاط را.»
فراموش نکنیم که : تا پای جان برای ایران.../969

علیرضا کیهان‌پور

خبرهای مرتبط
برچسب ها
نظرات
ورودی نامعتبر
ورودی نامعتبر
ورودی نامعتبر
ورودی نامعتبر

این پایگاه خبری بر اساس مجوز معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول فعالیت است. این پایگاه خبری تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران بوده و هر گونه برداشت از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.

تمامی حقوق برای پایگاه خبری تحلیلی فاخته محفوظ است.