یادداشت؛ علیرضا کیهان پور:

از برج‌های پخش تا الگوریتم‌ها؛ بازتعریف قدرت رسانه‌ای در جهان معاصر و سرنوشت روابط عمومی‌ها

 رسانه‌های سنتی که زمانی با تکیه بر برج‌های پخش، چاپخانه‌ها و شبکه‌های انحصاری توزیع، جریان اطلاعات را کنترل می‌کردند، امروز در برابر پلتفرم‌های دیجیتال و الگوریتم‌های هوشمند قرار گرفته‌اند.
کد خبر  15801
note

چکیده
فاخته- تحول دیجیتال در دهه‌های اخیر ساختار قدرت رسانه‌ای را به‌طور بنیادین تغییر داده است.
 رسانه‌های سنتی که زمانی با تکیه بر برج‌های پخش، چاپخانه‌ها و شبکه‌های انحصاری توزیع، جریان اطلاعات را کنترل می‌کردند، امروز در برابر پلتفرم‌های دیجیتال و الگوریتم‌های هوشمند قرار گرفته‌اند.
 این نوشتار با رویکردی تحلیلی–انتقادی، به بررسی گذار از نظم رسانه‌ای متمرکز به اکوسیستم شبکه‌ای می‌پردازد و نشان می‌دهد که قدرت رسانه‌ای نه نابود شده و نه کاملاً دموکراتیک؛ بلکه از ساختارهای نهادی به سامانه‌های الگوریتمی منتقل شده است.
 در ادامه، وضعیت روابط عمومی‌ها در این گذار بررسی می‌شود و استدلال می‌شود که این حوزه در حال فروپاشی نیست، بلکه با بحران بازتعریف نقش و کارکرد مواجه است.

واژگان کلیدی : قدرت رسانه‌ای، همگرایی رسانه‌ای، الگوریتم، اقتصاد توجه، روابط عمومی دیجیتال، تحول ارتباطات

 مقدمه
قرن بیستم را می‌توان عصر سلطه رسانه‌های جمعی دانست؛ دورانی که در آن رادیو، تلویزیون و مطبوعات اصلی‌ترین کانال‌های انتقال پیام بودند. ساختار ارتباطی غالب، الگوی «یک به چند» بود؛ یعنی تعداد محدودی تولیدکننده پیام برای مخاطبانی انبوه و نسبتاً منفعل محتوا تولید می‌کردند. 
قدرت رسانه‌ای در این چارچوب، در اختیار نهادهای بزرگ و متمرکز قرار داشت.

با گسترش اینترنت و ظهور شبکه‌های اجتماعی، این نظم دگرگون شد.
 کاربران عادی به تولیدکننده محتوا تبدیل شدند و الگوی «چند به چند» جایگزین مدل سنتی شد.
 اما این گذار، به معنای توزیع کامل و برابر قدرت نیست. امروز الگوریتم‌های پلتفرم‌ها، تعیین‌کننده دیده‌شدن یا دیده‌نشدن محتوا هستند. بنابراین پرسش اساسی این است: آیا قدرت رسانه‌ای از بین رفته یا صرفاً شکل آن تغییر کرده است؟

 قدرت رسانه‌ای در عصر رسانه‌های سنتی
در دوران پیشا-دیجیتال، قدرت رسانه‌ای بر سه پایه استوار بود:

انحصار زیرساختی : مالکیت فرکانس‌های پخش یا تجهیزات چاپ.
دروازه‌بانی حرفه‌ای : سردبیران و مدیران رسانه تصمیم می‌گرفتند چه چیزی منتشر شود.
اقتدار نهادی : رسانه‌های رسمی از مشروعیت حقوقی و اجتماعی برخوردار بودند.
این ساختار به رسانه‌ها امکان می‌داد افکار عمومی را شکل دهند، اولویت‌های اجتماعی را تعیین کنند و حتی در برخی موارد، مسیر تحولات فرهنگی و اقتصادی را جهت‌دهی کنند.

با این حال ، این نظام رسانه ای با محدودیت‌هایی همراه بود؛ از جمله تمرکز بیش از حد قدرت و محدود بودن امکان مشارکت مخاطبان.

ظهور فضای مجازی و انتقال قدرت
ورود اینترنت، موانع ورود به عرصه تولید محتوا را به‌شدت کاهش داد. هر کاربر با یک تلفن همراه می‌تواند نقش یک رسانه را ایفا کند. این پدیده موجب سه تحول اساسی شد :

 فروپاشی انحصار توزیع
دیگر برای انتشار پیام نیازی به برج‌های پخش یا چاپخانه‌های بزرگ نیست. پلتفرم‌های دیجیتال امکان انتشار جهانی را فراهم کرده‌اند.

تغییر الگوی مخاطب
مخاطب از مصرف‌کننده منفعل به «کاربر-تولیدکننده» (Prosumer) تبدیل شده است.

الگوریتمی شدن جریان اطلاعات
برخلاف تصور اولیه که اینترنت را فضایی آزاد و برابر می‌دانست، امروز مشخص شده است که الگوریتم‌ها نقش دروازه‌بان جدید را ایفا می‌کنند.
 آن‌ها بر اساس داده‌های رفتاری کاربران تصمیم می‌گیرند چه محتوایی نمایش داده شود.

در نتیجه، قدرت رسانه‌ای از ساختارهای انسانی و نهادی به ساختارهای فناورانه و داده‌محور منتقل شده است.

 اقتصاد توجه و رقابت برای دیده‌شدن

در جهان معاصر، مشکل کمبود اطلاعات نیست؛ بلکه وفور آن است. در چنین شرایطی، «توجه» به کمیاب‌ترین منبع تبدیل شده است. رسانه‌ها و پلتفرم‌ها برای جلب زمان و تمرکز مخاطب رقابت می‌کنند.

این رقابت پیامدهایی دارد :

تولید محتوای کوتاه و هیجانی
کاهش عمق تحلیلی
افزایش وابستگی به معیارهای کلیک و تعامل
در چنین فضایی، کیفیت لزوماً عامل اصلی دیده‌شدن نیست؛ بلکه سازگاری با منطق الگوریتمی اهمیت بیشتری دارد.

همگرایی رسانه‌ای؛ تقابل یا همزیستی؟

تحلیل وضعیت کنونی نشان می‌دهد که رسانه‌های سنتی کاملاً حذف نشده‌اند، بلکه در حال همگرایی با فناوری‌های دیجیتال هستند.
 روزنامه‌ها نسخه آنلاین دارند، شبکه‌های تلویزیونی در پلتفرم‌های استریم فعال‌اند و رادیوها به پادکست تبدیل شده‌اند.

بنابراین ، به‌جای دوگانه «سنتی در برابر دیجیتال»، باید از اکوسیستم رسانه‌ای ترکیبی سخن گفت.
 در این اکوسیستم، مرزها کم‌رنگ شده و بازیگران متنوعی حضور دارند.

 بحران اعتماد؛ مسئله مشترک

یکی از مهم‌ترین چالش‌های عصر حاضر، کاهش اعتماد عمومی به رسانه‌هاست. رسانه‌های سنتی به دلیل وابستگی‌های نهادی و فضای مجازی به دلیل انتشار اطلاعات نادرست، هر دو با بحران اعتبار مواجه‌اند.

در نتیجه، مشروعیت رسانه‌ای دیگر امری بدیهی نیست؛ بلکه باید از طریق شفافیت، پاسخگویی و حرفه‌ای‌گری بازسازی شود.

آیا روابط عمومی‌ها در حال فروپاشی هستند؟

تحول رسانه‌ای تأثیر عمیقی بر حوزه روابط عمومی گذاشته است. در گذشته، روابط عمومی‌ها واسطه‌ای میان سازمان و رسانه‌های جمعی بودند. انتشار یک خبر در روزنامه یا پخش در تلویزیون، موفقیتی بزرگ محسوب می‌شد.

اما امروز سازمان‌ها می‌توانند مستقیماً از طریق شبکه‌های اجتماعی با مخاطبان ارتباط برقرار کنند. این امر موجب طرح این پرسش شده است که آیا روابط عمومی‌ها کارکرد خود را از دست داده‌اند؟

 نشانه‌های بحران

کاهش نقش واسطه‌گری سنتی
افزایش سرعت چرخه‌های خبری
فشار برای واکنش فوری در بحران‌های آنلاین
رقابت با اینفلوئنسرها و تولیدکنندگان مستقل محتوا

 دلایل عدم فروپاشی

با وجود چالش‌ها، روابط عمومی‌ها در حال فروپاشی نیستند، بلکه در حال تغییر نقش‌اند. امروز وظایف آن‌ها شامل موارد زیر است:

مدیریت شهرت دیجیتال
پایش داده‌ها و تحلیل افکار عمومی آنلاین
مدیریت بحران در فضای شبکه‌ای
تولید محتوای چندرسانه‌ای
تعامل مستقیم و مستمر با مخاطبان
در واقع، روابط عمومی از یک واحد اطلاع‌رسانی به یک مرکز راهبردی مدیریت ارتباطات تبدیل شده است.

بازتعریف قدرت رسانه‌ای
تحلیل تحولات نشان می‌دهد که قدرت رسانه‌ای در سه سطح بازتعریف شده است :

سطح فناورانه : الگوریتم‌ها تعیین‌کننده توزیع محتوا هستند.
سطح اقتصادی : مدل‌های مبتنی بر داده و تبلیغات هدفمند جایگزین فروش مستقیم شده‌اند.
سطح اجتماعی : کاربران در تولید معنا مشارکت دارند.
با این حال، تمرکز قدرت در دست شرکت‌های بزرگ فناوری نشان می‌دهد که تمرکزگرایی همچنان وجود دارد، اما در قالبی جدید.

چشم‌انداز آینده
در سال‌های آینده، چند روند قابل پیش‌بینی است :

افزایش نقش هوش مصنوعی در تولید و پالایش محتوا
گسترش واقعیت افزوده و تجربه‌های تعاملی
تشدید رقابت بر سر اعتماد عمومی
حرفه‌ای‌تر شدن روابط عمومی دیجیتال
سازمان‌ها و رسانه‌هایی که نتوانند خود را با این تحولات تطبیق دهند، به حاشیه رانده خواهند شد.

سخن پایانی

گذار از برج‌های پخش به الگوریتم‌ها، نماد انتقال قدرت رسانه‌ای از زیرساخت‌های فیزیکی به زیرساخت‌های دیجیتال است. این تحول به معنای نابودی رسانه‌های سنتی یا فروپاشی روابط عمومی‌ها نیست، بلکه بیانگر تغییر قواعد بازی است.

قدرت رسانه‌ای امروز نه در اختیار یک نهاد واحد، بلکه در شبکه‌ای پیچیده از پلتفرم‌ها، کاربران و سامانه‌های هوشمند توزیع شده است. 
روابط عمومی‌ها نیز اگر بتوانند از نقش صرفاً اجرایی فاصله گرفته و به بازیگران راهبردی در مدیریت ارتباطات تبدیل شوند، نه‌تنها فرو نخواهند پاشید، بلکه نقشی حیاتی در نظم رسانه‌ای جدید ایفا خواهند کرد.

«در نهایت ، جهان معاصر شاهد پایان رسانه‌ها نیست؛ بلکه شاهد بازتعریف مفهوم «رسانه» و «قدرت» است—قدرتی که دیگر از برج‌های پخش صادر نمی‌شود، بلکه در کدهای الگوریتمی جریان دارد.»/۹۳۳

 علیرضا کیهان‌پور

خبرهای مرتبط
برچسب ها
نظرات
ورودی نامعتبر
ورودی نامعتبر
ورودی نامعتبر
ورودی نامعتبر

این پایگاه خبری بر اساس مجوز معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول فعالیت است. این پایگاه خبری تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران بوده و هر گونه برداشت از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.

تمامی حقوق برای پایگاه خبری تحلیلی فاخته محفوظ است.