یادداشت؛ علیرضا کیهان پور:

کار اگر با "عشق" نباشد "آفت جان" است ؛ سهراب "آفت گیاه" نشد! 

"سهراب سپهری" یکی از لطیف‌ترین روح‌هایی بود که شعر فارسی به خود دید. انسانی که از هیاهوی روزمره گریخت ...
کد خبر  15734
note

 بی تعارف، افتخار بزرگی که "سپهری" به وزارت کشاورزی داد و نه وزارتخانه به وی!

فاخته- نه جایگاه "ملال آور اداری، نه میز و صندلی تهوع آور، نه صف طولانی امضاهای بی ارزش ،  نه پی نوشت های دهشاهی و نه رانت و گعده و باند و باند بازی کاسبکارانه  مصادره گرهای اخلاق و روش و منش پهلوانی در << اداره های اطلاع رسانی و مبارزه با آفات گیاهی وزارت کشاورزی >> هرگز نتوانست روح و جسم اهورایی وی را به اسارت زبونانه خویش گرفته و در هم شکند. 

به یاد روانشاد  " استاد سهراب سپهری" شاعر بی همتای ایرانی در عصر خود که امروز سالروز درگذشت  (اول اردیبهشت ۱۳۵۹، بیمارستان پارس بلوار کشاورز تهران) وی است و طاقت کار در اداره مبارزه با آفات گیاهی را تاب نیاورد!

چه یاد دل‌انگیزی… 

"سهراب سپهری" یکی از لطیف‌ترین روح‌هایی بود که شعر فارسی به خود دید. انسانی که از هیاهوی روزمره گریخت 

در این روز یاد "سهراب سپهری" را می‌توان با واژه‌ها زنده کرد، چون خودش جهان را در واژه‌ها عطر می‌داد، نه فقط در رنگ‌ها.

" زنده یاد استاد سهراب سپهری" ، فرزند خاک و سکوت، شاعری بود که میان اداره‌ مبارزه با آفات گیاهی و ادراک لطیف هستی، راه دوم را برگزید. او در جایی ایستاده بود که دیوارها را نمی‌دید؛ جهانش سبز و روان بود، دقیقا مانند جویبارهایی که در شعرهایش زمزمه می‌کنند.

انسانی بود که کارمندی را تاب نیاورد، چون روحش از جنس باد بود، نه از نظم سختِ میز و پرونده. می‌دانست که «کار» اگر از عشق تهی شود، آفت جان است نه آفت گیاه.

"سهراب" در شعرهایش انسان را به دیدن دوباره‌ جهان دعوت کرد — دیدن درختی که «آب دارد»، دیدن «حضور ساده‌ی هستی» در چشمه، در پرنده، در انسان. او به ما یاد داد که می‌توان با چشم دل، در خیابان و مزرعه و سکوت، "خدا" را یافت.

در چنین روزی یعنی نخستین طلوع اردیبهشت ماه سالروز غروب غم انگیز و درگذشت وی ، شاید بهترین بزرگداشت این باشد که لحظه‌ای درنگ کنیم و جهان را بی‌قضاوت ببینیم، همان‌طور که سهراب می‌خواست:

با دل آرام، با گوش باز، با نگاهی که می‌فهمد حتی «آب را باید از نگاه گیاه فهمید.»
دوباره زمزمه کنیم که : 

در روزی از روزهای بهار، که زمین از خواب سبز خود برخاسته، یاد مردی در دل‌ها جوانه می‌زند که درخت را می‌فهمید و با سنگ حرف می‌زد.

"سهراب سپهری" ، شاعر خاموش و نقاش رؤیاهای انسانی، از دیوارهای اداره گریخت تا در خلوتِ آب و باد، معنا را بشوید.

طاقتِ صف پرونده‌ها و صدای مهر و امضاء را نداشت؛ روحش گسترده‌تر از نظم خاکیِ جهان بود.

او می‌دانست کارِ بی‌عشق، آفتِ جان است، نه آفت گیاه.

سهراب در شعرهایش راهی تازه به دیدن گشود؛

راهی بدون فاصله، جایی که هر برگ، هر پرنده، هر نگاهِ ساده، نشانی از حضورِ خداست.

او با آرامیِ آب، جهان را تفسیر کرد و به ما آموخت که می‌توان زیست بی‌هیاهو، اما سرشار از معنا.

اکنون در سالروز کوچ او، شاید بهترین یادبود،

سکوتی کوتاه کنار پنجره‌ای باز باشد،

نگاهی به درختی، به آسمان، به راهی که می‌رود،

و زمزمه‌ای از دل:

«آب را باید از نگاه گیاه فهمید.»

«نام زیبا و یاد مانای سهراب زمانه ما" گرامی و ثبت جاودان بر جریده عالم باد  وبه یاد داشته باشیم و هرگز فراموش نکنیم  "زنده یاد استاد سهراب سپهری عزیز" بود که در دوران کوتاه کارمندی در وزارت کشاورزی به این وزارتخانه افتخار بخشید و لاغیر.»/922

علیرضا کیهان‌پور

خبرهای مرتبط
برچسب ها
نظرات
ورودی نامعتبر
ورودی نامعتبر
ورودی نامعتبر
ورودی نامعتبر

این پایگاه خبری بر اساس مجوز معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول فعالیت است. این پایگاه خبری تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران بوده و هر گونه برداشت از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.

تمامی حقوق برای پایگاه خبری تحلیلی فاخته محفوظ است.