فاخته- پیشگفتار: سینما به عنوان یک هنر__ رسانه، همواره آینهای از جامعه بوده و میتواند فرهنگ، سبک زندگی و دغدغههای انسانی را به تصویر بکشد. با این حال، در سینمای ایران، داستانهای شهری همیشه بر پرده نقرهای درخشانتر بودهاند و زندگی روستایی و عشایری کمتر دیده شده است. این عقبماندگی دلایل متعدد تاریخی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی دارد که در ادامه بررسی میکنیم و راهکارهایی برای بازگرداندن قصههای روستا و عشایر به سینما ارائه می شود.
تمرکز تاریخی سینما بر زندگی شهری
با ورود سینما به ایران در اوایل قرن بیستم، فیلمها عمدتاً در شهر و برای مخاطب شهری تولید میشدند. سرمایهگذاران و سالنهای نمایش در شهرها بودند و مخاطب اصلی نیز بیشتر شهرنشین ها بودند.
از همین رو، قصههای شهری جذابتر و اقتصادیتر برای تولید به شمار میآمدند.
سوژههای شهری نماد مدرنیته، زندگی سریع و پیشرفت تلقی میشدند.
زندگی روستایی و عشایری به دلیل فاصله جغرافیایی و دسترسی سخت، کمتر مورد توجه قرار گرفت.
حتی در سینمای موج نو و دهههای بعد، بخش عمده تمرکز روی مسائل اجتماعی و مدرن شهری باقی ماند.
محدودیتهای تولید در روستا و مناطق عشایری
دسترسی و تجهیزات:
جادههای سخت، اقامت گروه فیلمسازی، کمبود برق و امکانات فنی مشکلات بزرگی ایجاد میکرد.
هزینههای بالا:
انتقال تجهیزات و تیم به مناطق دورافتاده، هزینه قابل توجهی داشت.
زمانبَر بودن فیلمبرداری:
شرایط طبیعی، آب و هوا و محدودیت منابع، تولید را پیچیدهتر میکرد.
این محدودیتها باعث شد تعداد پروژههای سینمایی روستایی نسبتاً کم باشد و کمتر دیده شوند.
نگرش فرهنگی و ارزشگذاری
سبک زندگی شهری به عنوان نماد پیشرفت و مدرنیته تبلیغ میشد، در حالی که زندگی روستایی اغلب ساده ، سُنتی و کمتر توسعه یافته تلقی میشد.
این نگرش فرهنگی باعث شد سرمایهگذاران و فیلمسازان ترجیح دهند در شهرها فیلم بسازند و داستانهای روستایی کمتر مورد حمایت قرار بگیرند.
به همین دلیل، حتی داستانهای جذاب روستایی گاهی به چشم قصههای کماهمیت یا ساده پنداشتن دیده میشدند، در حالی که غنای فرهنگی و سُنتی بسیار بالایی دارند.
چالشهای قصهگویی
زندگی روستایی و عشایری پیچیده، پنهان و پراکنده است و انتقال آن به فرم سینمایی نیازمند تحقیق میدانی دقیق و تعامل با جامعه محلی است.
فیلمسازان گاهی ترس از سادهسازی یا کلیشهسازی دارند و به همین دلیل کمتر به این سوژهها پرداختهاند.
در مقابل، فیلمهای شهری، با شخصیتهای شناختهشده، لوکیشنهای دسترسپذیر و داستانهای قابل فهم، آسانتر تولید میشدند و بازده اقتصادی بهتری داشتند.
ضعف در حمایتهای ساختاری و بودجه
بودجههای حمایتی دولتی و خصوصی برای پروژههای سینمایی روستایی محدود بوده است و هست.
مخاطب شهری کمتر با فیلمهای روستایی ارتباط برقرار میکرد و فروش اقتصادی کمتر بود.
این محدودیتها باعث شد فیلمسازان کمتر به سراغ پروژههای طولانی و پیچیده روستایی بروند.
مثالهای شاخص از سینمای روستایی
بررسی های تاریخی نشان میدهند که قصههای روستایی میتوانند عمیق، انسانی و جهانی باشند، اما تعدادشان هنوز بسیار کمتر از سوژههای شهری است.
راهکارها و پیشنهادات
حمایت مالی و زیرساختی:
بودجههای ویژه، امکانات فنی و لجستیکی برای فیلمبرداری در روستاها.
تحقیق میدانی و همکاری با جامعهشناسان:
درک درست فرهنگ محلی و انتقال به فرم سینمایی.
آموزش فیلمسازان:
کارگاههای آموزشی و دورههای تخصصی برای روایت داستانهای روستایی و عشایری.
تولید مستندهای روستایی و عشایری: ثبت فرهنگ، آداب و رسوم و سبک زندگی به صورت جامع.
توجه به مخاطب شهری و بینالمللی:
باید فیلمهایی بسازیم که هم محلیها و هم شهرنشینها بتوانند ارتباط برقرار کنند.
استفاده از تکنولوژی و تجهیزات مدرن: برای دسترسی راحتتر به لوکیشنهای دورافتاده و کاهش هزینه.
ترویج قصههای انسانی و اخلاقی:
زندگی روستایی و عشایری سرشار از داستانهای اخلاقی، فرهنگی و زیستمحیطی است که قابلیت جهانی شدن دارند.
نگاه پایانی
سینمای ایران تا امروز بیشتر روی سوژههای شهری متمرکز بوده و زندگی روستایی و عشایری کمتر دیده شده است.
محدودیتهای تولید، نگرش فرهنگی و ضعف حمایتهای ساختاری دلایل اصلی هستند.
فیلم هایی مانند کفش های میرزانوروز، قصه خانه کوچک ما، ترن، پل و...انواع و به ویژه اقسام شخصیت صمد در بازه زمانی حدود ۸ ساله قبل از سال ۱۳۵۷ فاقد دستاورد و سیر خوش نتیجه گیری بود و فقط ژانر کمدی و دست انداختن دیگران مانند صمد به شهر می رود؛ صمد خوشبخت می شود، صمد به مدرسه می رود و...
بیشتر بخوانید:
جا ماندن پرده نقره ای از بازنمایی روستا ، عشایر و کشاورزی؛ بخش نخست
پیوست ترکیبی بخش نخست و دوم
سینمای ایران در یک قرن گذشته، عمدتاً در بازنمایی روستا و عشایر یا به استعارههای شاعرانه متوسل شده یا در قالب کمدیهای کاریکاتوری، هویت روستایی را تحقیر کرده است.
غیبت ساختاری موضوعات تخصصی (دامپزشکی، کشاورزی نوین، دامپروری صنعتی ، صید و ماهیگیری) نشاندهنده شکاف عمیق میان سینما و توسعه است. برای رفع این کاستی، ضرورت تعریف و حمایت از «سینمای توسعه روستایی» آشکار میشود.
پیشنهادها:
تأسیس مرکز دانشگاهی «مطالعات سینما و توسعه روستایی».
برگزاری جشنواره های فیلم روستا و عشایر با حمایت وزارتخانه های ذیربط
حمایت مالی–تولیدی از فیلمهای داستانی و مستند در حوزه روستای و کشاورزی و...
همکاری میان دانشکدههای سینما و دانشکدههای کشاورزی.
الگوبرداری از مرور تجارب سینمای هند و آمریکای لاتین در روایت توسعه روستایی.
«گفتار، بحث و بررسی در این راستا فراوان و خارج از حوصله علاقمندان است، اما با امید به آینده ای روشن به این واکاوی و تاریخچه مختصر؛ ادامه راه و اندیشیدن مسئولانه بر عهده افرادی است که صاحبنظر بوده و این یادداشت صرفا برای تفریح و خنده های مصنوعی در زیر پوست شکاف طبقاتی بالا دستان و فرودستانی بود که قربانی چرخ های توسعه از محل دلار های بادآورده و بر بادرفته نفتی دهه ۴۰ و ۵۰ شده بودند و دیدن دوساعت فیلم های درجه ۳ شاید اندکی به دردها و آلام نهان بینندگان مرهم موقتی بود.»/ ۹۱۲
علیرضا کیهانپور
منابع (APA) :
Fakouhi, N. (2004). Anthropology and Rural Development in Iran. Tehran: Ney.
Broussoux, O. (1980). Nomadic Societies: A Sociological Analysis. Paris: Maspero.
Giddens, A. (2013). Sociology (7th ed.). Cambridge: Polity Press.
Hall, S. (1997). Representation: Cultural Representations and Signifying Practices. London: Sage.
Naficy, H. (2011). A Social History of Iranian Cinema. Durham: Duke University Press.
Scott, J. C. (1998). Seeing Like a State. New Haven: Yale University Press.
نقدها و مقالات: مجله فیلم (۱۳۶۱–۱۴۰۰)، دنیای تصویر (۱۳۶۵–۱۳۹۵).
آرشیو فیلمخانه ملی ایران.
این پایگاه خبری بر اساس مجوز معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول فعالیت است. این پایگاه خبری تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران بوده و هر گونه برداشت از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.