نقد و تحلیل سخنان استاندار گیلان در بازدید استانداران کشورها و شهرهای حوزه دریای خزر
فاخته- وقتی یک مقام اجرایی، ولو در فضایی دوستانه یا غیررسمی، خطاب به یک مدیر یا شرکتکننده در جلسه میگوید: «اگر جای شما بودم خبرنگاران را میریختم توی استخر» ؛ ببینیم شنا بلدند!
این جمله—even اگر شوخی باشد—بار فرهنگی، اجتماعی و رسانهای بسیار سنگینی دارد. چرا؟ زیرا: مقام حاکمیتی شوخیاش حُکم دارد، نه لحن صمیمانه
برای یک شهروند عادی، شوخی شوخی است.
اما برای یک استاندار، شوخی تبدیل به پیام سیاسی میشود.
قدرت، شوخی را هم رسمی میکند.
وقتی استاندار با خبرنگار شوخی میکند، این شوخی برای جامعه شبیه فرمان شنیده میشود، نه مزاح.
خبرنگاران سالهاست “در آب” هستند؛ آب زلال حقیقت و آب گلآلود فشارها
خبرنگار اگر خبرنگار باشد:
سالهاست در آب راه میرود؛
در چاههای تاریک عدم پاسخگویی برخی مسؤولان فرو میرود؛
از گلولای شایعه، تحریف، عدم پاسخگویی و فشار عبور میکند؛
برای پاک ماندن ، خودش را بارها شُسته اما آلودگیها تمام نمیشوند.
بنابراین گفتن «بیندازیدشان تو آب و استخر» شاید برای برخی خندهدار باشد؛
اما برای جامعه رسانهای کشور طعنهای دردناک است.
گفتوگو با رسانهها نیازمند احترام است ، نه طنز سنگین
اگر مسئولی صمیمی باشد عالی است؛
اما صمیمیت نباید به قیمت تیز کردن شمشیر حساسیتها تمام شود.
یک مسئول تراز ملی باید بتواند:
طنز بگوید،
نقد بشنود،
اما حاشیه نسازد.
در این ماجرا، حاشیه دقیقاً از جایی آغاز شد که مرز شوخی و شأن رسانه جابهجا شد.
پس گرفتن «شوخی» کافی نیست؛ اعتماد ترمیم میخواهد
استاندار گفته که:
«۳۰ سال با رسانهها رفیقیم»
«شوخی بود»
«چنین قصدی نداشتم»
خوب و محترمانه؛ اما اعتماد رسانه با یک جمله پس از حاشیه ترمیم نمیشود. بهویژه در شرایطی که خبرنگاران در استانها:
امنیت شغلی تضمین شده ندارند،
حق دسترسی به اطلاعات محدود است،
با استرس های پنهان و آشکار سروکار دارند.
چنین شوخیها ناخواسته خاطرات تلخ قدیمی را زنده میکند.
مسئولان باید بدانند شوخی با خبرنگار = شوخی با افکار عمومی
خبرنگار یک شخص نیست؛ خبرنگار نماینده مردم است.
وقتی به خبرنگار گفته میشود «بیندازیدش تو آب»،
افکار عمومی میشنود:
«حرف نزنید؛ مزاحمید».
حتی اگر منظور چنین چیزی نباشد،
اثر اجتماعی دقیقا همین است.
درس بزرگی برای مدیریت ارتباطات سیاسی
این ماجرا یک کیس استادی مهم است:
«در عصر شبکههای اجتماعی،
هیچ جملهای خصوصی نیست،
هیچ دوربینی خاموش نیست،
و هیچ شوخیای بیهزینه نیست.»
مسئولان باید این واقعیت را بپذیرند:
اعتماد رسانهای سرمایه است، نه ابزار.
تحلیل راهبردی از زاویه ارتباطات ، مدیریت بحران و افکار عمومی
مرحله اول: خطا (Slip)
جملهای در یک نشست غیررسمی گفته میشود.
از دید ارتباطات سیاسی:
این یک لغزش گفتاری با آسیب بالاست.
مرحله دوم: گسترش (Spread)
ویدئو منتشر میشود.
به خاطر ساختار طنز تلخ جمله، بهسرعت وایرال میشود.
مرحله سوم: تکذیب/توجیه (Explain)
مقام مسئول میگوید:
شوخی بود
قصد بیاحترامی نداشتیم
این Damage Control است، نه Recovery.
مرحله چهارم: بازسازی (Repair)
آنچه لازم است و هنوز انجام نشده:
نشست ویژه با خبرنگاران
همدلی شفافتر
تدوین منشور احترام به رسانه
ایجاد یک کانال گفتوگو مستقیم با خبرنگاران استان
مرحله پنجم: بازطراحی (Redesign)
بهتر است استانداری گیلان واحدی تحت عنوان: «اتاق گفتوگو با رسانه» در رشت
راهاندازی کند تا هر سوءتفاهم قبل از تبدیل شدن به بحران مدیریت شود.
جمعبندی
ما خبرنگاران نیازی نداریم «توی آب استخر "پردیس لاهیجان" بیفتیم».
ما سالهاست در آب سرد حقیقت، در چاههای تاریک خبر و در امواج استرس ، فشار و حتی بی احترامی زندگی میکنیم.
آنچه نیاز داریم یک چیز ساده است :
احترام به قلم، احترام به مردم، احترام به شخصیت ، جایگاه حقیقی و حقوقی همه هموطنان است./ 827
علیرضا کیهانپور
# منهای دامپزشکی
این پایگاه خبری بر اساس مجوز معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول فعالیت است. این پایگاه خبری تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران بوده و هر گونه برداشت از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.