یادداشت؛ علیرضا کیهان پور:

از سُم اسب تا ستیغ تمدن؛ چگونه میراث سوارکاری، آینده ملت‌ها را می‌سازد؟

نکته اصلی این است که اسب در قرن بیست‌ویکم دیگر فقط یک حیوان نیست؛ سرمایه‌ای فرهنگی، اقتصادی، آموزشی و حتی دیپلماتیک است. کشورهایی که روزگاری اسب را تنها ابزار حمل‌ونقل می‌دانستند، امروز آن را به بخشی از «اقتصاد میراث»، «گردشگری ورزشی» و «برندسازی ملی» تبدیل کرده‌اند.
کد خبر  16281
note

 یک تحلیل فرهنگی، تاریخی و توسعه‌ای

فاخته-ازبکستان نمونه قابل‌توجهی از این رویکرد است. این کشور به جای آنکه سنت سوارکاری را در موزه‌ها محبوس کند، آن را وارد مدارس، باشگاه‌های ورزشی، مراکز پرورش اسب و مسابقات بین‌المللی کرده است. نتیجه آن است که میراث تاریخی نه‌تنها حفظ می‌شود، بلکه به یک فرصت اقتصادی و اجتماعی نیز تبدیل می‌شود.
در این الگو، چوگان صرفاً یک بازی نیست؛ پلی است میان گذشته و آینده. ورزشی که زمانی مهارت فرماندهان و جنگاوران را می‌آزمود، امروز به بستری برای آموزش نظم، تصمیم‌گیری، اعتماد، کار گروهی و احترام به حیوان تبدیل شده است. 
حضور تیم‌های زنان و نوجوانان نیز نشان می‌دهد که این میراث، خود را با نیازهای جامعه امروز تطبیق داده است.
یکی دیگر از نکات مهم، توجه به نژادهای بومی اسب است. حفظ نژادهایی مانند «قورا باییر» تنها حفاظت از یک گونه جانوری نیست؛ بلکه صیانت از تنوع ژنتیکی، دانش بومی و هویت تاریخی یک سرزمین است.
 بسیاری از کشورها دریافته‌اند که از دست رفتن یک نژاد بومی، به معنای از دست رفتن بخشی از حافظه تاریخی آنهاست.
از منظر علوم رفتاری نیز، رابطه انسان و اسب اهمیت ویژه‌ای دارد. 
پژوهش‌ها نشان می‌دهد سوارکاری موجب افزایش اعتمادبه‌نفس، کاهش اضطراب، تقویت تمرکز، مسئولیت‌پذیری و مهارت‌های ارتباطی می‌شود. به همین دلیل امروزه از اسب‌درمانی (Equine-Assisted Therapy) در توان‌بخشی جسمی، درمان اختلالات روان‌شناختی و آموزش کودکان استفاده می‌شود.
از سوی دیگر، صنعت اسب تنها به ورزش محدود نیست. پرورش، دامپزشکی، تولید خوراک، تجهیزات سوارکاری، گردشگری، مسابقات، آموزش و صادرات، زنجیره‌ای اقتصادی ایجاد می‌کنند که هزاران فرصت شغلی به همراه دارد. 
بسیاری از کشورها این ظرفیت را به بخشی از اقتصاد روستایی و توسعه پایدار تبدیل کرده‌اند.
پیام مهم تجربه ازبکستان آن است که میراث فرهنگی زمانی زنده می‌ماند که وارد زندگی روزمره نسل جوان شود. 
اگر سنت تنها در کتاب‌ها یا موزه‌ها باقی بماند، به تدریج از حافظه جامعه حذف خواهد شد؛ اما وقتی کودکان آن را تمرین کنند، ورزشکاران با آن افتخارآفرینی کنند و دانشگاه‌ها و مراکز علمی آن را پژوهش کنند، سنت به سرمایه‌ای زنده تبدیل می‌شود.
شاید مهم‌ترین درس این تجربه، تغییر نگاه به مفهوم میراث باشد. 
میراث، یادگاری از گذشته نیست؛ سرمایه‌ای برای آینده است. همان اسبی که روزگاری کاروان‌های جاده ابریشم را جابه‌جا می‌کرد، امروز می‌تواند گردشگر جذب کند، قهرمان ورزشی تربیت کند، هویت فرهنگی را تقویت کند و حتی در دیپلماسی فرهنگی میان ملت‌ها نقش‌آفرین باشد.
«این همان تفاوت میان حفظ تاریخ و ساختن آینده است؛ ملت‌های موفق، گذشته خود را نگهداری نمی‌کنند، بلکه آن را به موتور توسعه فردا تبدیل می‌کنند.»/1009

علیرضا کیهان‌پور

خبرهای مرتبط
برچسب ها
نظرات
ورودی نامعتبر
ورودی نامعتبر
ورودی نامعتبر
ورودی نامعتبر

این پایگاه خبری بر اساس مجوز معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول فعالیت است. این پایگاه خبری تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران بوده و هر گونه برداشت از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.

تمامی حقوق برای پایگاه خبری تحلیلی فاخته محفوظ است.