وقتی یک لبنیاتی، حافظه یک ملت میشود؛ توسعه از حفظ زیباییها آغاز میشود، نه از ساختنِ بیوقفه!
فاخته- در قلب شهر "درسدن آلمان"، فروشگاهی وجود دارد که در نگاه نخست تنها یک مغازه لبنیاتی به نظر میرسد؛ جایی برای خرید شیر، پنیر و کره. اما کافی است قدم به درون آن بگذارید تا دریابید با چیزی فراتر از یک فروشگاه روبهرو هستید.
دیوارهای پوشیده از کاشیهای دستساز، سقفهای آراسته، نقشونگارهای ظریف و فضایی که عطر تاریخ در آن جریان دارد، این مکان را به یکی از زیباترین فروشگاههای جهان تبدیل کرده است.
اما ارزش واقعی این بنا، تنها در معماری خیرهکننده آن نیست؛ بلکه در اندیشهای نهفته است که اجازه داده بیش از یک قرن، این فروشگاه همچنان زنده بماند و بخشی از هویت شهر باشد.
بسیاری از کشورهای در حال توسعه، توسعه را با تخریب اشتباه میگیرند. هر بنای قدیمی، مانعی بر سر راه پیشرفت تلقی میشود و هر ساختمان تاریخی، قربانی برجهای بلند، مراکز خرید مدرن یا خیابانهای عریضتر میشود. گویی گذشته باید قربانی آینده شود، در حالی که تجربه ملتهای موفق نشان میدهد آیندهای که گذشته خود را نابود کند، بخشی از هویت خویش را نیز از دست خواهد داد.
فروشگاه "برادران پفوند" ، تنها یک کسبوکار قدیمی نیست؛ حافظه زنده یک شهر است. کودکانی که یک قرن پیش دست در دست پدران و مادرانشان وارد این فروشگاه میشدند، امروز شاید دیگر در میان ما نباشند، اما نوهها و نتیجههایشان هنوز همان کاشیها، همان فضا و همان حس آشنای گذشته را تجربه میکنند. این استمرار، همان چیزی است که جامعهشناسان آن را «حافظه جمعی» مینامند؛ حافظهای که نه در کتابها، بلکه در کوچهها، ساختمانها و مکانهای ماندگار زندگی میکند.
نوستالژی، صرفاً دلتنگی برای گذشته نیست. پژوهشهای روانشناسی نشان میدهد که یادآوری مکانهای آشنا، احساس امنیت، تعلق و امید را تقویت میکند. شهری که نشانههای تاریخی خود را حفظ میکند، در حقیقت پیوند نسلها را حفظ کرده است. هر بنای قدیمی که با دقت مرمت میشود، پلی است میان دیروز و فردا.
از همین رو، توسعه واقعی الزاماً به معنای ساختن بیشتر نیست؛ گاهی به معنای «کمتر خراب کردن» است. هنر مدیریت شهری آن نیست که هر چند سال یکبار چهره شهر را به کلی تغییر دهد؛ بلکه آن است که بتواند زندگی امروز را با میراث دیروز آشتی دهد.
کشورهای در حال توسعه بیش از هر زمان دیگری به این نگاه نیاز دارند. آنان برای رشد اقتصادی به زیرساختهای نو نیاز دارند، اما در کنار آن باید به حفظ هویت نیز بیندیشند.
توسعهای که حافظه شهری را نابود کند، شاید ثروت بیافریند، اما احساس تعلق را تضعیف میکند.
جامعهای که احساس تعلقش آسیب ببیند، بخشی از سرمایه اجتماعی خود را از دست خواهد داد.
فروشگاه پفوند، درس دیگری نیز به ما میدهد؛ اینکه زیبایی، یک کالای لوکس نیست. حتی مکانی برای فروش شیر و پنیر نیز میتواند با هنر، ذوق و احترام به فرهنگ آراسته شود.
این نگاه، کیفیت زندگی را ارتقا میدهد. مردم هر روز که وارد چنین فضایی میشوند، ناخودآگاه با زیبایی، نظم و تاریخ ارتباط برقرار میکنند.
شاید به همین دلیل است که گردشگران تنها برای خرید به آنجا نمیروند؛ آنان برای دیدن داستانی میروند که هنوز نفس میکشد. داستانی که ثابت میکند ساختمانها نیز میتوانند روایتگر فرهنگ باشند.
پیام این فروشگاه، محدود به آلمان نیست. هر کشوری که در مسیر توسعه گام برمیدارد، با یک انتخاب روبهروست: آیا گذشته را مانعی بر سر راه آینده میبیند، یا آن را سکویی برای ساختن آیندهای غنیتر؟
توسعه خردمندانه، راه دوم را برمیگزیند.
نه اسیر گذشته میشود و نه آن را قربانی شتاب میکند. بلکه گذشته را مرمت میکند، به آن جان تازه میبخشد و در کنار فناوری و نوآوری، آن را به بخشی از زندگی امروز تبدیل میکند.
شاید راز ماندگاری ملتها نیز همین باشد؛ آنان میدانند که تمدن، فقط با ساختن بناهای جدید شکل نمیگیرد، بلکه با احترام به بناهایی ادامه مییابد که خاطره نسلها را در دل خود حفظ کردهاند.
زیباترین فروشگاه لبنیات جهان، در حقیقت فقط یک مغازه نیست؛ یادآوری این حقیقت است که پیشرفت، زمانی ماندگار میشود که گذشته را با خود همراه ببرد، نه آنکه زیر آوار توسعه شتابزده دفن کند./1005
علیرضا کیهانپور
این پایگاه خبری بر اساس مجوز معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول فعالیت است. این پایگاه خبری تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران بوده و هر گونه برداشت از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.