یادداشت؛ علیرضا کیهان پور:

وقتی نامه‌های کاغذی رفتند و نوستالژی بی‌صدا مُرد

در دانمارک، پس از ۴۰۰ سال، اتفاقی افتاد که در ظاهر یک تصمیم اداری و فناورانه بود، اما در باطن، پایان یک حس انسانی را رقم زد. با توقف کامل توزیع نامه‌های کاغذی، نه‌فقط یک خدمت پستی، بلکه یکی از کهن‌ترین شکل‌های ارتباط عاطفی بشر از زندگی روزمره حذف شد.
کد خبر  15042
note

فاخته- در دانمارک، پس از ۴۰۰ سال، اتفاقی افتاد که در ظاهر یک تصمیم اداری و فناورانه بود، اما در باطن، پایان یک حس انسانی را رقم زد. با توقف کامل توزیع نامه‌های کاغذی، نه‌فقط یک خدمت پستی، بلکه یکی از کهن‌ترین شکل‌های ارتباط عاطفی بشر از زندگی روزمره حذف شد.
نامه‌ها دیگر نمی‌آیند؛ نه پاکتی، نه تمبری، نه خطی که عجله نداشت.
این تصمیم، دانمارک را به یکی از نخستین کشورهایی تبدیل کرد که رسماً اعلام می‌کند:
عصر نامه تمام شده است.
نامه؛ چیزی فراتر از ابزار ارتباط
نامه هرگز فقط «رساندن پیام» نبود.
نامه، زمان‌دار بود؛ فاصله داشت؛ انتظار می‌ساخت.
نامه یعنی لمس کاغذی که دست دیگری آن را لمس کرده بود.
یعنی مکث؛ یعنی فکر کردن قبل از نوشتن؛ یعنی انتخاب واژه، نه شتاب در ارسال.
در جهانی که امروز «ارسال» به کسری از ثانیه رسیده، نامه یادآور این حقیقت بود که برخی حرف‌ها باید راه بروند، نه بدوند.
دانمارک با حذف نامه‌های کاغذی، عملاً یکی از آخرین فضاهای «ارتباط آهسته» را تعطیل کرد.

چرا دانمارک زودتر از دیگران؟
دانمارک سال‌هاست یکی از دیجیتالی‌ترین جوامع جهان است.
تقریباً تمام ارتباطات رسمی – از مالیات و بانک تا سلامت و دادگاه – دیجیتال شده‌اند. 
حجم نامه‌های کاغذی در این کشور طی دو دهه، بیش از ۹۰ درصد کاهش یافته بود.

از نگاه اقتصادی، ادامه توزیع نامه دیگر توجیه نداشت.
اما مسئله فقط اقتصاد نبود؛ مسئله تغییر فلسفه زندگی بود.

دانمارک تصمیم گرفت هزینه حفظ نوستالژی را نپردازد.
حذف صندوق‌ها ؛ حذف حافظه شهری
جمع‌آوری صندوق‌های پستی قرمز، فقط حذف یک وسیله شهری نبود.
این صندوق‌ها بخشی از چهره احساسی شهر بودند؛
نقاطی که مردم با آن‌ها خاطره داشتند:
نامه عاشقانه
کارت تبریک تولد
خبر تولد، مهاجرت یا مرگ
شهر بدون صندوق پستی، شاید کارآمدتر باشد؛
اما کم‌حافظه‌تر است.
مرگ تدریجی نوستالژی، نه با فریاد
نکته تلخ ماجرا این است که این مرگ، بی‌سروصدا رخ داد.
نه اعتراض گسترده‌ای شکل گرفت،
نه صفی برای «آخرین نامه».
چرا؟
چون نوستالژی، وقتی می‌میرد که دیگر تمرین نشود.
نسل جدید، هرگز تجربه نکرده است:
انتظار برای پاسخ
خواندن خط کسی که دوستش دارد
نگه‌داشتن نامه در کشو برای سال‌ها
برای او، نامه یک شیء موزه‌ای است، نه یک نیاز.

فناوری؛ قاتل یا آیینه؟
سؤال مهم این نیست که «آیا فناوری بد است؟»
سؤال این است:
چه چیزی را قربانی سرعت کردیم؟
پیام‌رسان‌ها، ایمیل‌ها و شبکه‌های اجتماعی ارتباط را آسان کردند،
اما هم‌زمان:
عمق را کم کردند
ماندگاری را گرفتند
احساس را به «نوتیفیکیشن» تبدیل کردند
نامه می‌ماند.
پیام‌ها، گم می‌شوند.
پس از ۴۰۰ سال؛ یک هشدار جهانی
تصمیم دانمارک فقط یک خبر اروپایی نیست؛
این یک هشدار تمدنی است.
اگر جامعه‌ای با این سطح از رفاه، آموزش و ثبات اجتماعی،
به‌راحتی از نامه خداحافظی می‌کند،
دیگران هم دیر یا زود همین مسیر را خواهند رفت.
سؤال اینجاست:
آیا آماده‌ایم دنیایی بدون ردّ دست انسان بسازیم؟
آیا ارتباط بدون لمس، بدون انتظار، بدون کاغذ، ما را انسانی‌تر می‌کند؟
نامه‌ها رفتند، اما سؤال ماند
در دانمارک، پس از ۴۰۰ سال، نامه‌ها رفتند.
اما پرسشی بزرگ باقی ماند:
آیا هر آنچه قدیمی است، واقعاً اضافی است؟
یا ما فقط حوصله‌اش را نداریم؟
شاید نامه‌ها دیگر نیایند،
اما حس نوستالژیکی که با آن‌ها مُرد،
روزی به شکلی دیگر،
به شکل یک نیازِ گمشده،
دوباره درِ زندگی انسان را بکوبد
و آن روز، دیگر صندوق پستی‌ای در کار نخواهد بود./855
                   

علیرضا کیهان‌پور  

# منهای دامپزشکی

خبرهای مرتبط
برچسب ها
نظرات
ورودی نامعتبر
ورودی نامعتبر
ورودی نامعتبر
ورودی نامعتبر

این پایگاه خبری بر اساس مجوز معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول فعالیت است. این پایگاه خبری تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران بوده و هر گونه برداشت از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.

تمامی حقوق برای پایگاه خبری تحلیلی فاخته محفوظ است.