فاخته- کرمانشاه؛ آنچه در پی میآید، حاصل پرسش و پاسخی صمیمانه با دکترمنوچهر الوانی، دامپزشک دامهای کوچک و علاقهمند به حفاظت از محیطزیست و گونههای نادر است. او در این گفتوگو از خاطرههای کودکی و مسیر شکلگیری علاقهاش به حیوانات میگوید، از تجربه کمنظیر درمان یک خرس زخمی تعریف میکند و درباره تهدیدهای حیاتوحش زاگرس، معیارهای موفقیت درمان، مشارکت جوامع محلی و راهکار فرهنگی برای حفاظت از طبیعت دیدگاههای خود را مطرح میکند.
۱. انگیزه و شروع؛ چطور علاقه شما به حیوانات و حفاظت از محیطزیست شکل گرفت؟
راستش علاقه من به حیوانات از همان بچگی شروع شد. یادم میآید وقتی جوجهگنجشکی از لانهاش میافتاد، تمام تلاشم را میکردم که آن را به لانه برگردانم. از کودکی به گربهها غذا میدادم و از پدرم یاد گرفته بودم که نان خشکِ اضافه سفره را خرد کنم و بهویژه در فصل سرما برای پرندهها بریزم.
اما نقطه عطف این علاقه، زمانی بود که سگی به نام پافی نگهداری کردم. آنجا بود که برای اولین بار ارتباط عاطفی عمیقی با یک حیوان را تجربه کردم و فهمیدم آنها هم درست مثل ما احساس دارند؛ محبت را میفهمند، دلتنگ میشوند، میترسند و وابسته میشوند. آن تجربه نگاهم را برای همیشه تغییر داد و به این باور رسیدم که ما انسانها آنقدرها هم که فکر میکنیم از دنیای حیوانات فاصله نداریم. بعدها دامپزشکی و دغدغه حفاظت از حیاتوحش، ادامه طبیعی همین احساس بود.
۲. تجربه خاص؛ خاصترین یا بهیادماندنیترین تجربهتان در مواجهه با حیاتوحش چه بوده است؟
خاصترین آنها بیهوش کردن خرسِ آسیبدیده بود. برای معاینه مجبور شدم بیهوشش کنم؛ روی یک تخت جا نمیشد و دو تخت را به هم چسباندم تا جایش شود. سرمتراپی و سونوگرافیاش کردم. اما عجیبترین لحظه، همان حس گرفتن رگ از دست و آن پنجه بزرگ خرس بود. ابهت خرس، با وجود بیهوشی، لرزه انداخته بود به تنم؛ اما در عین حال جذاب و غرورآفرین بود که داشتم به او کمک میکردم.
۳. چالشهای بالینی؛ بزرگترین تفاوت درمان حیوان وحشی با حیوان خانگی چیست؟
به نظرم بزرگترین چالش این است که حیوانات وحشی برخلاف سگ و گربه به انسان عادت ندارند و اطلاعات درمانی دربارهشان هم محدود است؛ همین موضوع درمانشان را سختتر و پرخطرتر میکند. اما تفاوت مهم درمان این است که وقتی یک حیوان از حیاتوحش را درمان میکنید، هم جان یک حیوان را نجات میدهید و هم به اکوسیستم و حیاتوحش کمک کردهاید.
البته درمان حیوانات خانگی جایی سخت میشود که نگاه خانواده به آن سگ یا گربه یا هر حیوان خانگی دیگر است؛ اعضای آن خانواده پت را عضوی از خانواده میدانند و شما باید یک عضو خانواده را نجات بدهید.
۴. مهمترین تهدید حیاتوحش زاگرس چیست؟
به نظرم بزرگترین تهدید حیاتوحش زاگرس، دخالتهای نادرست ما انسانهاست؛ از شکار غیرمجاز (بهویژه سنجاب) و تخریب زیستگاهها، خصوصاً جنگلهای بلوط، گرفته تا آتشسوزی جنگلها. متأسفانه فراموش کردهایم که طبیعت فقط متعلق به ما نیست و حیوانات هم حق زندگی دارند.
۵. معیارهای رهاسازی؛ درمان چه زمانی موفق است؟
به نظرم درمان زمانی موفقه که حیوان به زیستگاه طبیعی خودش برگردد. من بهخصوص معتقدم حیوان وحشی فقط باید در طبیعت زندگی کند، نه در قفس.
۶. نگاه به فعالیت اجتماعی؛ کدام فعالیت محیطزیستی را اولویت میدانید؟
قطعاً میان تمام گزینهها، فقط انجام کارهای فرهنگی میان عموم مردم — خصوصاً کودکان در سنین کم — را در جهت آموزش و افزایش فرهنگ احترام به حقوق حیوانات و بهویژه محیطزیست و حیاتوحش اصلاحتر میدانم.
۷. مشارکت جوامع محلی؛ چطور میتوان مردم محلی را به محافظ طبیعت تبدیل کرد؟
به نظرم تا وقتی حفاظت از طبیعت برای مردم محلی منفعت اقتصادی نداشته باشد، نمیتوان انتظار همراهی کامل داشت. در زاگرس میتوانیم با توسعه بومگردی، حمایت از زنبورداری و تولید محصولات بومی مثل عسل و صنایعدستی، درآمد جایگزین ایجاد کنیم. باید کاری کنیم که یک درخت بلوطِ زنده برای مردم ارزش اقتصادی بیشتری از زغال آن داشته باشد.
۸. معضل نگهداری؛ دیدگاه شما درباره نگهداری حیوانات وحشی و اگزوتیک بهعنوان حیوان خانگی چیست؟
من معتقدم حیوانی باید در خانه نگهداری شود که هم بتواند ارتباط عاطفی مناسبی با صاحبش برقرار کند و هم شرایط زندگی متناسب با نیازهای طبیعیاش برایش فراهم باشد. واقعیت این است که بازسازی زیستگاه طبیعی حیواناتی مثل مار و ایگوانا و میمون در محیط خانه بسیار دشوار است. به نظرم حیوانات نباید قربانی علاقه، تنوعطلبی یا چشموهمچشمی ما انسانها شوند؛ دوست داشتن یک حیوان لزوماً به معنای نگهداری آن در خانه نیست.
رصد رویدادهای حوزه دامپزشکی و صنایع دام و طیور با درگاه های ارتباطی فاخته در «تلگرام»، «ایتا»، «بله» و «سروش»
دیدگاه خود را در خصوص این گزارش، از قسمت نظرات، به اشتراک بگذارید.
۹. چشمانداز ایدهآل؛ اگر قدرت اجرای یک تغییر بزرگ را داشتید، چه چیزی را اصلاح میکردید؟
اگر قدرت انجام یک تغییر بزرگ را داشتم، اول از همه آموزش احترام به طبیعت و حقوق حیوانات را از دوران کودکی وارد نظام آموزشی میکردم؛ چون معتقدم حفاظت از محیطزیست با جریمه و قانون بهتنهایی اتفاق نمیافتد و باید فرهنگش از کودکی شکل بگیرد. نسلی که ارزش یک درخت بلوط یا جان یک حیوان را بفهمد، بیشک فردا خودش بهترین محافظ طبیعت میشود. ۱۰. پیام 10. حرف پایانی؛ چه پیشنهادی برای دامپزشکان جوان دارید؟
توصیه من به دامپزشکان جوان این است که هیچوقت دامپزشکی را فقط یک شغل و راهی برای کسب درآمد نبینند؛ ما بهعنوان دامپزشک، مسئولیت بزرگی در قبال موجوداتی داریم که بسیاری از آنها حتی توان دفاع از خودشان را ندارند. هر کدام از ما با انجام یک قدم، حتی چند قدم کوچک، میتوانیم تأثیر مثبتی روی محیطزیست داشته باشیم: با افزایش مطالعه بر روی گونههای جانوری، با آموزش کودکان، و با انتشار مقالات بامزه و سرگرمکننده اما در عین حال آموزنده در صفحات مجازی.
گفتگو: دکتر کامیار محمدزاده
این پایگاه خبری بر اساس مجوز معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول فعالیت است. این پایگاه خبری تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران بوده و هر گونه برداشت از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.