چرا احیای واقعی ماهیان سفید تنها با رهاسازی بچهماهی محقق نمیشود؟
فاخته- هر ساله با آغاز فصل مناسب، خبر رهاسازی میلیونها بچهماهی در رودخانهها و آبهای داخلی منتشر میشود. تصاویری از سطلهای پر از ماهیهای کوچک، لبخند مسئولان محلی، حضور مردم و کودکان و امید به آیندهای بهتر برای ذخایر آبزی.
این صحنهها زیبا هستند؛ زیرا در ظاهر، روایت تلاش انسان برای جبران بخشی از خسارتهایی است که به طبیعت وارد شده است.
اما در پس این تصاویر امیدوارکننده، پرسشی مهم وجود دارد:
آیا رهاسازی بچهماهی به تنهایی میتواند ذخایر ارزشمند آبزیان را احیا کند؟
پاسخ علمی به این پرسش، چندان ساده نیست.
واقعیت آن است که رهاسازی بچهماهی ها، اگرچه اقدامی ارزشمند و ضروری محسوب میشود، اما تنها یکی از اجزای یک پازل بسیار بزرگ است.
پازلی که قطعات اصلی آن شامل حفاظت از زیستگاهها، مدیریت منابع آب، کنترل آلودگیها، مقابله با صید غیرمجاز، بازسازی رودخانهها و مشارکت جوامع محلی است.
بدون این اجزا، رهاسازی گسترده بچهماهیها گاهی بیشتر به یک مُسکن شباهت پیدا میکند تا یک درمان ریشهای.
ماهی سفید؛ میراث زنده دریای خزر
ماهی سفید و «کفال سفید خزر» یکی از مهمترین گونههای اقتصادی و بومی حوزه دریای خزر است.
این گونه علاوه بر ارزش اقتصادی، دارای اهمیت فرهنگی و اجتماعی نیز هست.
نسلهای متعددی از مردم سواحل شمالی ایران، معیشت خود را بر پایه صید این گونه بنا کردهاند.
اما در دهههای اخیر عوامل مختلفی موجب کاهش ذخایر طبیعی آن شده است:
تخریب رودخانههای تخمریزی
کاهش آورد آبی رودخانهها
سدسازیهای گسترده
برداشت بیرویه آب
آلودگیهای کشاورزی و شهری
صید غیرمجاز
بنابراین کاهش جمعیت ماهی سفید، صرفاً یک مسئله شیلاتی نیست؛ بلکه نشانهای از فشارهای گسترده بر اکوسیستمهای آبی کشور است.
وقتی رودخانه بیمار است
فرض کنید بهترین بچهماهیهای جهان را تولید کنید.
اگر رودخانه مقصد:
آب کافی نداشته باشد،
اکسیژن مناسب نداشته باشد،
آلوده باشد،
مسیر مهاجرت آن مسدود شده باشد،
چه اتفاقی خواهد افتاد؟
بخش بزرگی از این بچهماهیها هرگز به بلوغ نخواهند رسید.
به همین دلیل متخصصان محیط زیست سالهاست بر یک اصل تأکید میکنند:
«احیای ماهی بدون احیای رودخانه امکانپذیر نیست.»
در بسیاری از نقاط جهان، پیش از آغاز برنامههای بازسازی ذخایر، ابتدا رودخانهها احیا میشوند.
زیرا زیستگاه سالم مهمتر از تعداد بچهماهیهای رهاسازیشده است.
استخرهای پرورش ماهی سفید در مازندران
موفقیت را چگونه باید سنجید؟
در بسیاری از برنامههای حفاظتی، تعداد بچهماهیهای رهاسازیشده به عنوان شاخص موفقیت معرفی میشود.
برای مثال گفته میشود:
یک میلیون قطعه
پنج میلیون قطعه
ده میلیون قطعه
رهاسازی شدهاند.
اما از نگاه علمی، این اعداد تنها نقطه شروع هستند.
پرسش مهمتر این است:
چند درصد از این ماهیان زنده میمانند؟
چند درصد به دریا میرسند؟
چند درصد به سن بلوغ میرسند؟
چند درصد برای تخمریزی بازمیگردند؟
بدون پاسخ به این پرسشها، ارزیابی واقعی موفقیت امکانپذیر نیست.
تجربه کشورهای پیشرفته
در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، برنامههای بازسازی ذخایر آبزی تنها به رهاسازی محدود نمیشوند.
آنها همزمان بر:
بازگشایی مسیرهای مهاجرت
حذف موانع غیرضروری
بازسازی پوشش گیاهی حاشیه رودخانهها
کنترل آلودگیها
پایش ژنتیکی جمعیتها
تمرکز میکنند.
به همین دلیل نتایج آنها معمولاً پایدارتر است.
خطر وابستگی به تکثیر مصنوعی
یکی از موضوعاتی که کمتر درباره آن صحبت میشود، وابستگی بیش از حد به تکثیر مصنوعی است.
اگر تمام توجه به تولید و رهاسازی بچهماهی معطوف شود، ممکن است مشکلات اصلی زیستگاهها نادیده گرفته شوند.
در چنین شرایطی هر سال نیاز به رهاسازی بیشتر خواهد شد.
در حالی که هدف نهایی باید بازگشت توان طبیعی رودخانه برای تولیدمثل ماهیان باشد.
طبیعت زمانی سالم است که بتواند بدون دخالت گسترده انسان خود را بازسازی کند.
نقش تغییرات اقلیمی
امروز تغییرات اقلیمی به یکی از بزرگترین تهدیدهای منابع آبزی تبدیل شده است.
کاهش بارندگیها، افزایش دما و تغییر الگوی جریان رودخانهها بر چرخه زندگی ماهیان تأثیر مستقیم میگذارد.
بسیاری از رودخانههایی که زمانی محل مناسب تخمریزی بودند، اکنون با کاهش جریان آب مواجهاند.
بنابراین هر برنامه بازسازی ذخایر باید اثرات تغییر اقلیم را نیز در نظر بگیرد.
صید غیرمجاز؛ دشمن خاموش
هیچ برنامه احیایی بدون مقابله با صید غیرمجاز موفق نخواهد شد.
گاهی هزاران ساعت کار علمی و میلیونها قطعه یا بچه ماهی رهاسازی میشوند، اما بخشی از دستاوردها به دلیل برداشتهای غیرقانونی از بین میرود.
مقابله با این پدیده صرفاً وظیفه نهادهای نظارتی نیست.
آگاهی عمومی و مشارکت جوامع محلی نیز نقش تعیینکنندهای دارد.
مشارکت مردم؛ حلقه طلایی
یکی از نکات امیدوارکننده در برنامههای رهاسازی اخیر، حضور مردم و تعاونیهای محلی است.
تجربه جهانی نشان داده است که حفاظت پایدار زمانی شکل میگیرد که مردم خود را مالک منابع بدانند.
هر بچه ماهی که امروز در رودخانه رها میشود، در واقع سرمایهای متعلق به نسلهای آینده است.
اگر این نگاه در جامعه تقویت شود، احتمال موفقیت برنامهها به مراتب بیشتر خواهد شد.
آیا وقت تغییر نگاه نرسیده است؟
شاید زمان آن رسیده باشد که موفقیت برنامههای احیای ذخایر تنها با تعداد بچهماهیهای رهاسازیشده سنجیده نشود.
شاخصهای مهمتر میتوانند شامل موارد زیر باشند:
افزایش جمعیت طبیعی ماهیان
بهبود کیفیت آب رودخانهها
افزایش بازگشت ماهیان مولد
کاهش صید غیرمجاز
ارتقای تنوع زیستی
این شاخصها تصویر دقیقتری از وضعیت واقعی اکوسیستم ارائه میکنند.
از عددها عبور کنیم
عددها جذاب هستند.
اعلام میلیونها قطعه یا بچهماهی توجه رسانهها را جلب میکند.
اما طبیعت با عددها احیا نمیشود.
طبیعت با آب سالم، زیستگاه سالم و مدیریت پایدار احیا میشود.
اگر رودخانهها زنده بمانند، ماهیان خود راه بازگشت را پیدا خواهند کرد.
امنیت غذایی از رودخانه آغاز میشود
در جهان امروز، امنیت غذایی تنها به تولید محصولات کشاورزی محدود نیست.
منابع آبزی نیز بخشی مهم از تأمین پروتئین سالم برای جوامع انسانی هستند.
هر رودخانه سالم میتواند کارخانهای طبیعی برای تولید غذا باشد.
اما اگر این کارخانه طبیعی آسیب ببیند، هیچ برنامه تکثیر مصنوعی به تنهایی قادر به جبران کامل آن نخواهد بود.
سخن پایانی ادامه دار...
رهاسازی بچهماهی سفید در رودخانهها اقدامی ارزشمند، امیدبخش و ضروری است. اما این اقدام نباید ما را از واقعیتهای بزرگتر غافل کند. اگرچه رهاسازی میتواند به تقویت ذخایر کمک کند، اما موفقیت نهایی در گرو احیای زیستگاهها، مدیریت علمی منابع آب، کاهش آلودگیها، مقابله با صید غیرمجاز و مشارکت واقعی مردم است.
«شاید پرسش اصلی این نباشد که امروز چند صد هزار یا چند میلیون بچهماهی رها شدهاند؛ بلکه این باشد که چند سال بعد، چه تعداد از آنها به عنوان ماهیان بالغ به رودخانه بازخواهند گشت؟
پاسخ این پرسش، تفاوت میان «جشن رهاسازی» و «احیای واقعی زیستبومها» را مشخص خواهد کرد.»/971
علیرضا کیهانپور
این پایگاه خبری بر اساس مجوز معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول فعالیت است. این پایگاه خبری تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران بوده و هر گونه برداشت از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.