فاخته- هر شخصی شک دارد یک کاسه به اندازه صبر ایوب دست اش بگیرد و قطعه ، قطعه آبزیان رهاسازی در دریا و منابع آبی را برای راستی آزمایی شمارش کند!
آیا زمان پایان نمایشهای تکراری در مدیریت منابع آبزی فرا نرسیده است؟
هر سال در نقاط مختلف کشور، صحنهای آشنا تکرار میشود. مسئولان محلی و استانی در کنار رودخانهها، تالابها یا سواحل گرد هم میآیند. دوربینها روشن میشوند. خبرنگاران آماده ثبت تصاویر میشوند. ظرفهایی مملو از بچهماهی در آب رها میشوند و خبرها با تیترهایی امیدوارکننده منتشر میشوند؛ «احیای ذخایر آبزی»، «حفظ تنوع زیستی»، «صیانت از منابع طبیعی» و «گامی مهم در جهت امنیت غذایی».
در ظاهر، همه چیز امیدوارکننده به نظر میرسد. اما در پشت این تصاویر زیبا و خبرهای خوشرنگ، پرسشی بنیادین نهفته است:
آیا واقعاً ذخایر آبزی احیا میشوند یا فقط مراسمها تکرار میشوند؟
این پرسش شاید تلخ باشد، اما برای هر نظام مدیریتی که خود را متعهد به علم، کارآمدی و پاسخگویی میداند، پرسشی ضروری است.
تفاوت میان فعالیت و نتیجه
یکی از بزرگترین آفتهای نظامهای مدیریتی در کشورهای در حال توسعه، اشتباه گرفتن «فعالیت» با «نتیجه» است.
فعالیت یعنی انجام یک اقدام.
نتیجه یعنی تأثیر واقعی آن اقدام.
برای مثال:
ساخت یک ساختمان، فعالیت است.
ارتقای کیفیت خدمات، نتیجه است.
برگزاری یک همایش، فعالیت است.
تغییر رفتار مخاطبان، نتیجه است.
رهاسازی میلیونها بچهماهی، فعالیت است.
افزایش واقعی ذخایر آبزی، نتیجه است.
مشکل از جایی آغاز میشود که مدیران به جای اندازهگیری نتایج، تنها فعالیتها را گزارش میکنند.
در چنین شرایطی ممکن است تعداد مراسمها هر سال افزایش یابد، اما وضعیت منابع طبیعی تغییری نکند.
چرا رهاسازی بچهماهی جذاب است؟
پاسخ ساده است.
زیرا رهاسازی یک فعالیت رسانهپسند است.
دوربین آن را دوست دارد.
خبرنگار به راحتی از آن گزارش تهیه میکند.
مقامها میتوانند در آن حضور پیدا کنند.
عکسهای زیبایی تولید میشود.
و تیترهای امیدوارکنندهای ساخته میشود.
اما علم مدیریت منابع طبیعی با عکس یادگاری اداره نمیشود.
علم به دنبال داده است.
به دنبال خروجی است.
به دنبال اثربخشی است.
پرسشهایی که کمتر مطرح میشوند
هنگام رهاسازی میلیونها قطعه بچهماهی معمولاً آمار تولید و رهاسازی با دقت اعلام میشود.
اما چند پرسش اساسی کمتر مطرح میشود:
چند درصد این بچهماهیها زنده میمانند؟
چند درصد به دریا میرسند؟
چند درصد از شکارچیان طبیعی جان سالم به در میبرند؟
چند درصد به سن بلوغ میرسند؟
چند درصد دوباره برای تخمریزی بازمیگردند؟
و مهمتر از همه:
سهم واقعی این برنامه در افزایش ذخایر چقدر است؟
اگر پاسخ این پرسشها روشن نباشد، ارزیابی موفقیت برنامه نیز دشوار خواهد بود.
طبیعت را نمیتوان با دستور اداری احیا کرد
یکی از واقعیتهای مهم اکولوژیک این است که طبیعت از قوانین خود پیروی میکند.
رودخانهای که دچار خشکسالی شده است، با یک مراسم احیا نمیشود.
رودخانهای که مسیر مهاجرت آبزیان در آن مختل شده است، با چند خبر رسانهای به وضعیت مطلوب بازنمیگردد.
رودخانهای که با آلودگی، برداشت بیرویه آب، تخریب بستر یا صید غیرمجاز مواجه است، صرفاً با رهاسازی بچهماهی درمان نمیشود.
زیستگاه سالم، مهمتر از بچهماهی است.
اگر زیستگاه نابود شده باشد، رهاسازی گسترده نیز اثربخشی محدودی خواهد داشت.
تجربه کشورهای پیشرفته
در کشورهای پیشرو در مدیریت منابع شیلاتی، سالهاست که نگاه از «تعداد ماهیان رهاسازیشده» به «نرخ بازگشت و بقا» تغییر کرده است.
در بسیاری از برنامههای بازسازی ذخایر:
ماهیان نشانهگذاری میشوند.
دادههای ژنتیکی ثبت میشود.
مسیر مهاجرت پایش میشود.
نرخ بقا اندازهگیری میشود.
اثربخشی اقتصادی ارزیابی میشود.
در واقع، موفقیت نه با تعداد بچهماهی، بلکه با تعداد ماهیان بالغ بازگشته سنجیده میشود.
اقتصاد پنهان مراسمها
هر مراسمی هزینه دارد.
تولید بچهماهی هزینه دارد.
انتقال هزینه دارد.
نیروی انسانی هزینه دارد.
پایش هزینه دارد.
تبلیغات هزینه دارد.
خبررسانی هزینه دارد.
سؤال اینجاست: بازده این سرمایهگذاری چقدر است؟
اگر میلیونها قطعه بچهماهی رها شوند اما سهم اندکی از آنها به ذخایر طبیعی اضافه شود، آیا این بهترین شیوه استفاده از منابع مالی است؟
این پرسشی است که هر مدیر پاسخگو باید به آن پاسخ دهد.
رسانه و وسوسه آمارهای بزرگ
رسانهها معمولاً به اعداد بزرگ علاقه دارند.
هفت میلیون قطعه.
ده میلیون قطعه.
بیست میلیون قطعه.
این اعداد جذاباند.
اما گاهی اعداد بزرگ میتوانند واقعیتهای کوچک را پنهان کنند.
ممکن است میلیونها قطعه بچهماهی رها شود، اما تأثیر واقعی آن بسیار کمتر از انتظار باشد.
در مقابل، گاهی اصلاح یک زیستگاه کوچک، جلوگیری از آلودگی یک رودخانه یا کنترل صید غیرمجاز میتواند اثری به مراتب بیشتر داشته باشد.
مدیریت نمایشی؛ بیماری مزمن توسعه
یکی از چالشهای توسعه در بسیاری از کشورها، غلبه مدیریت نمایشی بر مدیریت اثربخش است.
در مدیریت نمایشی:
مراسم مهمتر از نتیجه است.
خبر مهمتر از اثر است.
تصویر مهمتر از واقعیت است.
تعداد برنامهها مهمتر از کیفیت آنهاست.
در چنین فضایی، مدیران به جای حل مسئله، به دنبال نمایش حل مسئله میروند.
آیا رهاسازی بیفایده است؟
خیر.
رهاسازی در بسیاری از شرایط میتواند مفید و حتی ضروری باشد.
اما رهاسازی به تنهایی کافی نیست.
این اقدام زمانی اثربخش است که همراه با:
احیای زیستگاه،
کنترل آلودگی،
مدیریت برداشت،
جلوگیری از صید غیرمجاز،
تأمین حقابه محیطزیستی،
پایش علمی بلندمدت باشد.
در غیر این صورت، رهاسازی ممکن است تنها مُسکنی موقت باشد.
پرسش اصلی: چند ماهی بازگشت؟
شاید مهمترین شاخص موفقیت هر برنامه بازسازی ذخایر یک سؤال ساده باشد:
«چند ماهی بازگشت؟»
نه اینکه چند ماهی رها شد.
نه اینکه چند مقام حضور داشتند.
نه اینکه چند خبر منتشر شد.
بلکه اینکه چند ماهی به جمعیت طبیعی اضافه شد.
این همان تفاوت میان مدیریت علمی و مدیریت تبلیغاتی است.
از آمارسازی تا دادهمحوری
جهان امروز به سمت حکمرانی دادهمحور حرکت میکند.
در چنین نظامی:
احساسات جای داده را نمیگیرد.
تبلیغات جای ارزیابی را نمیگیرد.
و مراسم جای تحلیل را نمیگیرد.
هر برنامه باید دارای شاخصهای قابل اندازهگیری باشد.
هر هزینه باید دارای خروجی مشخص باشد.
هر ادعا باید با داده پشتیبانی شود.
امنیت غذایی با مراسم تأمین نمیشود
امنیت غذایی مفهومی بسیار بزرگتر از تولید چند میلیون بچهماهی است.
امنیت غذایی به معنای پایداری منابع، حفاظت از اکوسیستمها، افزایش بهرهوری و مدیریت علمی است.
اگر رودخانهها خشک شوند، اگر آلودگی افزایش یابد، اگر مهاجرت ماهیان مختل شود، اگر زیستگاهها تخریب شوند، هیچ تعداد مراسمی قادر به جبران آن نخواهد بود.
زمان تغییر فرا رسیده است
امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند گذار از فرهنگ «اعلام برنامه» به فرهنگ «اعلام نتیجه» هستیم.
مردم حق دارند بدانند:
نتیجه چه شد؟
ذخایر چقدر افزایش یافت؟
درآمد صیادان چقدر تغییر کرد؟
اکوسیستم چه وضعیتی پیدا کرد؟
نرخ بقا چقدر بود؟
این پرسشها نه تخریب هستند و نه مخالفت.
بلکه نشانه بلوغ مدیریتیاند.
جمعبندی
منابع طبیعی با مراسم احیا نمیشوند.
رودخانهها با سخنرانی زنده نمیشوند.
ذخایر آبزی با تیترهای خبری افزایش نمییابند.
آنچه منابع طبیعی را نجات میدهد، مدیریت علمی، ارزیابی مستمر، دادههای واقعی و شجاعت پاسخگویی است.
شاید وقت آن رسیده باشد که به جای شمارش تعداد بچهماهیهای رهاسازیشده، تعداد ماهیان بازگشته را بشماریم.
«شاید وقت آن رسیده باشد که به جای گزارش فعالیتها، نتایج را گزارش کنیم.
و شاید وقت آن رسیده باشد که از «رهاسازی» عبور کنیم و به «احیای واقعی» برسیم.
زیرا طبیعت، برخلاف دوربینها، فریب نمایش را نمیخورد.»/970
علیرضا کیهانپور
این پایگاه خبری بر اساس مجوز معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول فعالیت است. این پایگاه خبری تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران بوده و هر گونه برداشت از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.