ويرا واكسن شايا

یادداشت؛ دکتر کامیاب قیصربیگی:

مالیات کلینیسین‌های دام بزرگ دامپزشکی را حذف کنید!

واقعاً درک این موضوع که یک کلینیسین دام بزرگ در فارم‌ها، گاوداری‌ها، روستاها و مناطق صعب‌العبور، در سرما و گرما، چه سختی‌هایی را تحمل می‌کند، آسان نیست. این شغل تعطیلی ندارد...
کد خبر  16705
titr

سختی‌های کار کلینیسین‌های دام بزرگ را ببینید!

فاخته- واقعاً درک این موضوع که یک کلینیسین دام بزرگ در فارم‌ها، گاوداری‌ها، روستاها و مناطق صعب‌العبور، در سرما و گرما، چه سختی‌هایی را تحمل می‌کند، آسان نیست. این شغل تعطیلی ندارد؛ از عید نوروز تا عاشورا، پنجشنبه و جمعه و سایر تعطیلات، یک کلینیسین دام بزرگ نمی‌تواند کارش را تعطیل کند.
بهره‌برداران از شما انتظار دارند هر زمان که مشکلی برای گله یا دامشان پیش آمد، در دسترس باشید. این موضوع به‌خصوص در مناطق روستایی اهمیت بیشتری دارد؛ جایی که سرمایه یک خانواده ممکن است تنها دو یا سه رأس گاو و چند رأس گوسفند باشد و تمام امرار معاش آن خانواده از نگهداری و پرورش همین دام‌ها تأمین شود. بنابراین، حفظ جان و سلامت این حیوانات برای صاحبانشان اهمیت بسیار زیادی دارد.
به همین دلیل، فعالیت به‌عنوان کلینیسین دام بزرگ، به‌خصوص در مناطق روستایی، واقعاً کار سختی است؛ سختی‌ای که تا کسی آن را تجربه نکرده باشد، نمی‌تواند به‌درستی درکش کند.
برای مثال، در دمای ۴۱ درجه و هنگام شیوع بیماری‌هایی مانند تب سه‌روزه یا تب برفکی، شما مجبورید در طول روز چندین رأس دام و چندین واحد گاوداری را ویزیت کنید، توصیه‌های درمانی ارائه دهید و برای کنترل بیماری تلاش کنید تا تلفات به حداقل برسد.
در یک گاوداری، هنگام شیوع بیماری ممکن است در یک روز ۲۰، ۳۰ یا حتی ۴۰ رأس دام به‌طور هم‌زمان به درمان اورژانسی نیاز پیدا کنند. حالا تصور کنید در یک منطقه، چندین واحد گاوداری هم‌زمان درگیر بیماری باشند. در چنین شرایطی، کلینیسین دام بزرگ باید با تمام توان برای کنترل بیماری و نجات دام‌ها تلاش کند.
تجربه شخصی من از موج گرمای شدید و شیوع سه روزه
در سال ۱۴۰۴، در شهرستان خرم‌آباد، با موج شدیدی از تب سه روزه مواجه بودیم. در همان روزهایی که به علت گرمای سوزان، ادارات را برای سه یا چهار روز تعطیل کردند، من به‌عنوان یک کلینیسین دام بزرگ، همچنان در فارم‌ها مشغول فعالیت بودم.
بعد از آن موج گرمای شدید، به‌شدت بیمار شدم و به دلیل گرمازدگی در بیمارستان بستری شدم.
این تنها یک نمونه از سختی‌های این حرفه است. در حالی که بسیاری از افراد در شرایط نامساعد جوی می‌توانند فعالیت خود را متوقف کنند، کلینیسین دام بزرگ در بسیاری از مواقع چنین امکانی ندارد؛ زیرا بیماری دام منتظر پایان تعطیلات یا بهترشدن هوا نمی‌ماند.
فشارهای روحی و روانی؛ بخش کمتر دیده‌شده این حرفه
سختی کار کلینیسین دام بزرگ فقط به فعالیت بدنی و شرایط نامساعد آب‌وهوایی محدود نمی‌شود. این شغل فشارهای روحی و روانی زیادی هم دارد.
در طول روز، با دامداران متعددی سروکار دارید که بسیاری از آن‌ها سالخورده هستند و ممکن است شنوایی خوبی نداشته باشند. گاهی مجبورید یک جمله را چندین بار و با صدای بلند تکرار کنید تا بتوانید منظور خود را به آن‌ها منتقل کنید. حتی ممکن است در خیابان، مهمانی، جشن یا مراسمی با دامداری مواجه شوید که از شما انتظار دارد درباره وضعیت دامش پاسخ‌گو باشید.
از طرف دیگر، در محیط روستایی، وقتی دام یکی از خانواده‌ها تلف می‌شود، ممکن است اعضای آن خانواده چنان ناراحت شوند که گویی یکی از عزیزانشان را از دست داده‌اند. گریه و ناراحتی آن‌ها را می‌بینید و گاهی مجبورید توصیه کنید که دام را ذبح کنند؛ در حالی که صاحب دام با چشمانی اشک‌بار این کار را انجام می‌دهد.
دیدن چنین صحنه‌هایی برای یک کلینیسین دام بزرگ بسیار دردناک است. شما هم باید برای نجات دام تلاش کنید و هم با ناراحتی خانواده‌ای مواجه شوید که شاید تمام سرمایه و امیدش به همان حیوان وابسته بوده است.
این سناریو هر سال و گاهی هر روز تکرار می‌شود
البته شیرینی‌های این حرفه هم کم نیست. اگر انسان اعتقادات و انگیزه‌های درونی داشته باشد، می‌تواند سختی‌های آن را تحمل کند. وقتی می‌بینید دام یک خانواده روستایی نجات پیدا کرده و اعضای آن خانواده از صمیم قلب برای شما دعا می‌کنند، احساس رضایت و خوشحالی عمیقی به شما دست می‌دهد.
اما موضوع بحث من، بیان شیرینی‌ها و تلخی‌های این حرفه نیست؛ موضوع اصلی، ضرورت دیده‌شدن سختی‌های کار کلینیسین‌های دام بزرگ و حمایت از آن‌هاست.
خطرات جانی و بیماری‌های شغلی
کلینیسین دام بزرگ در معرض انواع بیماری‌ها و خطرات جسمی قرار دارد. بسیاری از بیماری‌های عفونی مهمی که امروزه در سطح جهان با آن‌ها مواجه هستیم، منشأ حیوانی دارند و همکاران دامپزشک ما نیز در معرض این بیماری‌ها قرار می‌گیرند.

بسیاری از همکاران کلینیسین من به تب مالت مبتلا شده‌اند
از طرف دیگر، کار با دام‌های بزرگ خطرات جدی دارد. بارها اتفاق افتاده است که گاو رم کرده، نرده‌های بهاربند را شکسته و از روی دامپزشک عبور کرده است. در چنین حوادثی، همکاران ما دچار شکستگی دندان، لگن، دست و پا شده‌اند و آسیب‌های جدی دیده‌اند.
بارها خود من هنگام کار در روستاها مورد حمله سگ قرار گرفته‌ام و از ناحیه دست و پا دچار گزش شده‌ام.
واقعاً وقتی در یک روستا مورد گزش سگ قرار می‌گیرید، نگرانی بزرگی به سراغتان می‌آید؛ نه فقط به دلیل درد ناشی از گزش، بلکه به دلیل ترس از احتمال ابتلا به هاری.
هزار و یک فکر به ذهن شما می‌رسد: نکند سگ هار بوده باشد؟ نکند واکسنی که تزریق می‌کنم، اثربخشی لازم را نداشته باشد؟ نکند واکسن به‌درستی نگهداری نشده باشد؟ آیا سرم و واکسن اثر می‌کنند یا نه؟
من خودم وقتی دو یا سه بار مورد گزش سگ قرار گرفتم، باور کنید در دو سه شب اول به‌خوبی نمی‌خوابیدم. مرتب آب می‌خوردم و وضعیت بلع و رفتار خودم را بررسی می‌کردم تا ببینم آیا مشکلی ایجاد شده است یا نه. این نگرانی و اضطراب، فشار روانی زیادی به انسان وارد می‌کند.
علاوه بر این، کلینیسین دام بزرگ ممکن است در حین کار مورد نیش زنبور یا مار قرار بگیرد یا از اسب ضربه بخورد؛ ضربه‌ای که در برخی شرایط حتی می‌تواند به قیمت جان او تمام شود.
بارها هنگام کار، گاو از ناحیه پهلو به من فشار آورده و مرا میان بدن خود و دیوار گرفتار کرده است؛ گاهی فشار آن‌قدر شدید بوده که باکس یا تجهیزات اطراف آسیب دیده‌اند. در چنین لحظه‌ای، حتی نفس‌کشیدن هم دشوار می‌شود.
این‌ها فقط بخشی از خطرات و رنج‌هایی است که کلینیسین‌های دام بزرگ با آن‌ها مواجه هستند.


رانندگی‌های طولانی و خطرناک در شب و روز
یکی دیگر از سختی‌های این حرفه، رانندگی در مسافت‌های طولانی برای رسیدن به دامداری‌ها و روستاهاست.
گاهی باید در طول روز یا حتی نیمه‌شب رانندگی کنید تا به محل برسید. در فصل زمستان، وقتی برف می‌بارد، مسیر تاریک و جاده لغزنده است و شما باید پس از انجام کار، همان مسیر را برای بازگشت به خانه طی کنید.
مسیری که در شرایط عادی ممکن است یک ساعت و بیست دقیقه طول بکشد، گاهی باید در دو یا حتی سه ساعت طی شود؛ آن هم با سرعت بسیار کم، چون هر لحظه احتمال لغزیدن خودرو و سقوط به ته دره وجود دارد. با وجود تمام این خطرات، کلینیسین باید خود را به دام بیمار برساند.
چند وقت پیش، برای معاینه گاوی که دچار سخت‌زایی شده بود، به منطقه کیان خرم‌آباد رفتم. بخشی از مسیر را با ماشین طی کردم و بخشی را پیاده رفتم تا به گاو برسم. در نهایت، برای نجات دام باید آن را از کوه پایین می‌آوردند.
واقعاً سختی‌های کار کلینیسین دام بزرگ یکی دو مورد نیست.
درآمد واقعی کلینیسین دام بزرگ چقدر است؟
با وجود تمام این سختی‌ها و خطرات، تعرفه‌های خدمات درمانی دامپزشکی و درآمد کلینیسین‌های دام بزرگ آن‌چنان نیست که بتوان آن را متناسب با زحمات و هزینه‌های این حرفه دانست.
از طرف دیگر، باید توجه داشت که هر مبلغی که به حساب یک کلینیسین واریز می‌شود، لزوماً درآمد واقعی او نیست.
بخش قابل‌توجهی از وجوه واریزی به حساب شخصی من، در واقع پول داروی دامدار است. علاوه بر آن، هزینه رفت‌وآمد، استهلاک خودرو، بنزین و سایر مخارج مربوط به انجام خدمات نیز باید محاسبه شود.
وقتی این هزینه‌ها را از مبالغ دریافتی کم کنیم، باید ببینیم چه میزان درآمد واقعی برای کلینیسین باقی می‌ماند.
به خدا قسم، در بعضی از مسیرها هیچ راننده‌ای، هیچ آژانسی و هیچ‌کس دیگری حاضر نیست با خودروی خود این مسیر را طی کند تا به آن دام برسد. در چنین شرایطی، این کلینیسین است که با خودروی شخصی خود، با انگیزه خدمت به دامدار و با درنظرگرفتن رضایت خداوند، این مسیر طولانی و خطرناک را طی می‌کند.
حالا چگونه می‌توان عملکرد مالی سالانه چنین فردی را صرفاً بر اساس وجوه واریزی به حساب او ارزیابی کرد، بدون اینکه هزینه دارو، سوخت، استهلاک خودرو و سایر مخارج حرفه‌ای او به‌درستی در نظر گرفته شود؟
کسی که در اداره مالیات پشت میز خود، در زمستان در کنار شوفاژ و در تابستان زیر کولر گازی نشسته است، باید بداند که شرایط کار یک کلینیسین دام بزرگ در میدان عمل، با شرایط کار اداری تفاوت اساسی دارد.
من معتقدم ارزیابی مالیاتی کلینیسین‌های دام بزرگ، بدون درک شرایط واقعی کار و محاسبه دقیق هزینه‌های آن، نمی‌تواند منصفانه باشد.
چرا کلینیسین دام بزرگ باید به دارو و واکسن دسترسی داشته باشد؟
من با این موضوع که داروخانه‌های دامپزشکی فعالیت خود را داشته باشند، مخالفتی ندارم؛ اما معتقدم کلینیسین دام بزرگ باید بتواند دارو و واکسن موردنیاز خود را در اختیار داشته باشد تا هنگام مراجعه به دام بیمار، امکان ارائه خدمات درمانی مناسب را فراهم کند.

پیشنهادهای من برای حمایت از کلینیسین‌های دام بزرگ
من سال‌های قبل نیز موضوع حذف مالیات کلینیسین‌های دام بزرگ را مطرح کرده‌ام. در آن زمان، قرار بود سازمان نظام دامپزشکی اقداماتی را با سازمان امور مالیاتی انجام دهد، اما متأسفانه این موضوع به نتیجه مورد انتظار نرسید.
به اعتقاد من، اکنون باید این موضوع به‌صورت جدی پیگیری شود.

پیشنهادهای من برای حمایت از این قشر زحمتکش عبارت‌اند از:
۱. حذف مالیات کلینیسین‌های دام بزرگ
در قدم اول، باید برای حذف مالیات کلینیسین‌های دام بزرگ، به‌ویژه همکارانی که در مناطق روستایی و صعب‌العبور فعالیت می‌کنند، اقدام شود.
حداقل انتظار این است که دولت شرایط ویژه این حرفه را در نظر بگیرد و مشوق‌های مالیاتی متناسبی برای آن تعیین کند.
۲. فراهم‌کردن دسترسی مناسب کلینیسین‌ها به دارو و واکسن
باید سازوکاری مشخص برای دسترسی کلینیسین‌های دام بزرگ به دارو و واکسن موردنیاز، تحت ضوابط قانونی و نظارت حرفه‌ای دامپزشکی، ایجاد شود.
۳. تسهیلات بانکی با سود بسیار پایین
برای کلینیسین‌های دام بزرگ، به‌ویژه دامپزشکان جوان، باید تسهیلات بانکی با نرخ سود بسیار پایین و حتی در حد قرض‌الحسنه در نظر گرفته شود تا بتوانند فعالیت حرفه‌ای خود را آغاز کنند و ادامه دهند.
۴. بیمه رایگان و بیمه تکمیلی
با توجه به خطرات جسمی، بیماری‌های شغلی و فشارهای روانی این حرفه، ضروری است امکان برخورداری کلینیسین‌های دام بزرگ از بیمه رایگان و بیمه تکمیلی فراهم شود.
۵. در نظر گرفتن شرایط بازنشستگی متناسب با سختی کار
از دیگر موضوعاتی که باید بررسی شود، در نظر گرفتن شرایط بازنشستگی متناسب با سختی این حرفه است؛ از جمله امکان بازنشستگی پس از ۲۵ سال فعالیت، با تدوین ضوابط و تأمین منابع قانونی لازم.
این حمایت‌ها می‌تواند مشوقی برای ورود دامپزشکان جوان به حرفه کلینیسین دام بزرگ باشد و به جبران کمبود نیروهای مجرب در این بخش کمک کند.
سخن پایانی؛ دولت باید کلینیسین‌های دام بزرگ را ببیند
من درباره سایر همکاران دامپزشکی در بخش خصوصی قضاوتی نمی‌کنم؛ اما در خصوص کلینیسین‌های دام بزرگ، به‌ویژه کسانی که در مناطق روستایی و صعب‌العبور فعالیت می‌کنند، معتقدم باید نگاه ویژه‌ای وجود داشته باشد.
این افراد به دلیل علاقه به حرفه خود و احساس مسئولیت در برابر دامداران، با وجود درآمدهای پایین و سختی‌های فراوان، همچنان به کار ادامه می‌دهند. اما نمی‌توان از علاقه و وجدان کاری آن‌ها انتظار داشت که برای همیشه جایگزین حمایت‌های قانونی و اقتصادی شود.
دولت باید این قشر زحمتکش را ببیند؛ قشری که در حفظ سرمایه دامداران، تداوم تولید محصولات دامی و تأمین گوشت، شیر و پروتئین موردنیاز مردم نقش مهمی دارد.
سلامت انسان‌ها با سلامت دام‌ها ارتباط مستقیم دارد. اگر دامپزشکان فعال، باسواد و متعهدی داشته باشیم که بتوانند وظایف خود را با دقت و وجدان کاری انجام دهند، می‌توانیم جامعه سالم‌تری داشته باشیم.
به همین دلیل، از اصحاب رسانه، مسئولان سازمان دامپزشکی کشور، مسئولان سازمان نظام دامپزشکی، نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی و حتی ریاست محترم جمهوری درخواست می‌کنم برای حمایت از کلینیسین‌های دام بزرگ، اقدامات لازم را انجام دهند و موضوع حذف مالیات این همکاران را از سازمان امور مالیاتی کشور پیگیری کنند.
به اعتقاد من، حذف مالیات کلینیسین‌های دام بزرگ باید نخستین قدم در مسیر حمایت از این قشر باشد. در کنار آن، فراهم‌کردن دسترسی مناسب به دارو و واکسن، تسهیلات بانکی با سود بسیار پایین، بیمه رایگان و تکمیلی و شرایط بازنشستگی متناسب با سختی کار نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
اگر می‌خواهیم دامپزشکان جوان بیشتری وارد این حرفه شوند و کمبود کلینیسین‌های مجرب دام بزرگ در کشور برطرف شود، باید سختی‌های این کار را به رسمیت بشناسیم و حمایت عملی از این همکاران را در دستور کار قرار دهیم.
امیدوارم مسئولان محترم، با درک شرایط واقعی فعالیت کلینیسین‌های دام بزرگ، برای رفع مشکلات این قشر اقدام کنند.
به امید روزهای بهتر برای همه مردم کشورم و آینده‌ای روشن برای ایران و ایرانی.

دکتر کامیاب قیصربیگی
دامپزشک

خبرهای مرتبط
برچسب ها
آنچه شما گفته اید
  • همکار
    می گوید:
    جانا سخن از زبان ما می گویی...
  • کلینیسین دامپزشک
    می گوید:
    واقعا خدمتی از این بالاتر نیست که درد حیوانات زبان بسته را درمان کنیم اون هم با این تعرفه های پایین. حق ما هست که معافیت مالیاتی شامل ما بشه. همه خدمات ما در مناطق محروم هست.
  • دامپزشک
    می گوید:
    چرا نظام دامپزشکی پیگیر این موضوع نیست؟ اگر پیگیری شده نتیجه چی بوده تا الان؟
نظرات
ورودی نامعتبر
ورودی نامعتبر
ورودی نامعتبر
ورودی نامعتبر

این پایگاه خبری بر اساس مجوز معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول فعالیت است. این پایگاه خبری تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران بوده و هر گونه برداشت از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.

تمامی حقوق برای پایگاه خبری تحلیلی فاخته محفوظ است.