فاخته- «تب برفکی» نمونه روشنی از همین ماجراست. زمانی که بیماری برای مدتی کاهش پیدا میکند و موارد قابل توجهی در منطقه دیده نمیشود، بهتدریج حساسیت نسبت به واکسیناسیون کاهش مییابد. هزینه واکسن بیشتر به چشم میآید، اما خطر بیماری کمتر دیده میشود.
تا اینکه دوباره چند مورد بیماری گزارش میشود.
آنوقت همهچیز تغییر میکند؛ تقاضا برای واکسن بالا میرود و دامدارانی که ماهها واکسیناسیون را جدی نگرفتهاند، ناگهان به دنبال واکسن میروند.
اما سؤال اساسی اینجاست:
آیا واقعاً باید منتظر بمانیم بیماری دیده شود تا به فکر پیشگیری بیفتیم؟
پاسخ روشن است: خیر.
فلسفه واکسیناسیون این است که پیش از ورود ویروس، جمعیت دام را برای مقابله با آن آماده کنیم. واکسیناسیون در زمان شیوع میتواند یکی از ابزارهای کنترل بیماری باشد، اما نمیتواند جایگزین یک برنامه منظم و پیشگیرانه شود.
ایجاد پاسخ ایمنی به زمان نیاز دارد و نتیجه واکسیناسیون نیز به عواملی مانند کیفیت واکسن، رعایت زنجیره سرد، نحوه صحیح مصرف، پوشش مناسب گله و تطابق واکسن با سویههای در گردش وابسته است.
مشکل فقط واکسن نیست؛ مشکل «نگاه واکنشی» است
در کنترل تب برفکی هنوز با یک چرخه تکراری مواجهیم:
کاهش بیماری ← فراموشی واکسیناسیون ← افزایش خطر ← بروز بیماری ← هجوم برای واکسن
این چرخه باید متوقف شود.
ندیدن بیماری، به معنای نبودن خطر نیست.
اتفاقاً زمانی که بیماری کمتر دیده میشود، بهترین فرصت برای تقویت ایمنی گله، اصلاح برنامه واکسیناسیون و افزایش آمادگی است.
واکسن؛ هزینه نیست، مدیریت ریسک است
ممکن است واکسیناسیون در نگاه اول برای دامدار یک هزینه به نظر برسد؛ اما خسارت تب برفکی بسیار فراتر از هزینه یک واکسن است.
کاهش تولید شیر و گوشت، کاهش رشد، اختلالات تولیدمثلی، هزینههای بهداشتی و ضدعفونی، محدودیت جابهجایی دام و اختلال در روند تولید، تنها بخشی از خسارات احتمالی بیماری هستند.
بنابراین سؤال درست این نیست که:
«چرا وقتی بیماری نیست، برای واکسن هزینه کنیم؟»
بلکه باید پرسید:
«آیا میتوانیم ریسک بیماریای با این میزان خسارت را نادیده بگیریم؟»
تب برفکی را فقط با واکسن کنترل نمیکنیم
واکسیناسیون یکی از پایههای مهم کنترل بیماری است، اما به تنهایی کافی نیست.
امنیت زیستی، کنترل ورود و خروج دام، قرنطینه دامهای تازهوارد، کنترل رفتوآمد افراد و خودروها، ضدعفونی و گزارش سریع موارد مشکوک، همگی باید در کنار واکسیناسیون مورد توجه قرار گیرند.
در واقع، کنترل تب برفکی یک اقدام مقطعی نیست؛ یک سیستم پیشگیری است.
نقش دامپزشک؛ فراتر از زمان شیوع
کار دامپزشک نباید فقط زمانی پررنگ شود که بیماری وارد گله شده است. بخش مهمی از وظیفه حرفهای ما، کمک به دامدار برای تصمیمگیری قبل از ایجاد بحران است.
تقویم واکسیناسیون، پوشش مناسب گله، ثبت سوابق، بررسی شرایط منطقه، توجه به وضعیت اپیدمیولوژیک و تقویت امنیت زیستی، اقداماتی هستند که باید در روزهای آرام انجام شوند؛ نه زمانی که بیماری وارد گله شده است.
از مدیریت بحران به مدیریت ریسک
اگر قرار است چرخه تکراری «فراموشی، شیوع و هجوم برای واکسن» متوقف شود، باید نگاه خود را از مدیریت بحران به مدیریت ریسک تغییر دهیم.
دامدار باید بداند که واکسیناسیون زمانی ارزش واقعی خود را نشان میدهد که هنوز بیماری وجود ندارد و گله سالم است.
روزهای آرام، بهترین زمان برای آماده شدن هستند.
سخن آخر
تب برفکی بیماریای نیست که بتوانیم هر چند وقت یکبار آن را فراموش کنیم و بعد، با مشاهده نخستین موارد، دوباره به سراغش برویم.
نباید واکسن را با دیدن بیماری به یاد بیاوریم؛ باید با دیدن گله سالم، به فکر حفظ سلامت آن باشیم.
پیشگیری واقعی یعنی زمانی که خبری از بیماری نیست، برنامه داشته باشیم؛ زمانی که خطر افزایش پیدا میکند، آماده باشیم؛ و زمانی که نخستین مورد مشکوک مشاهده میشود، سریع و اصولی واکنش نشان دهیم.
«تب برفکی؛ بیماریای که نباید در روزهای آرام فراموش شود.»
دکتر جواد انصاری
متخصص بیماریهای داخلی دامهای بزرگ
این پایگاه خبری بر اساس مجوز معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول فعالیت است. این پایگاه خبری تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران بوده و هر گونه برداشت از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.