تحلیلی جامعهشناختی بر یک قرن سینمای ایران
مقدمه: اشاره: این مقاله با رویکردی جامعهشناختی، به بررسی بازنمایی روستا، عشایر، کشاورزی، دام، طیور و در سینمای ایران از ۱۳۰۹ تا ۱۴۰۰ میپردازد. پرسش اصلی این است که چرا علیرغم اهمیت حیاتی بخش کشاورزی و جوامع روستایی– عشایری در اقتصاد و فرهنگ ایران، سینمای ایران کمتر به این حوزهها پرداخته و در مواردی، به جای نمایش واقعیتهای توسعهای، تصویری کاریکاتوری و تحقیرآمیز از روستایی ارائه داده است.
روش این بررسی علاقمندانه نويسنده این نوشتار، تحلیل محتوای کیفی ۴۰ فیلم سینمایی و مستند است که بر اساس چارچوب نظری بازنمایی (هال، 1997)، جامعهشناسی روستایی و عشایری (فکوهی، 2004؛ بروسو، 1980) و جامعهشناسی توسعه (گیدنز، 2013) مورد تحلیل قرار گرفتهاند.
نتایج نشان میدهد سه الگوی غالب بازنمایی در سینمای ایران شکل گرفته است: استعاری–شاعرانه (گاو، باشو غریبه کوچک)، توسعهگریز و کاریکاتوری (صمد), و مقاومت طبقات ضعیف (خوجه ممد).
این یادداشت ضمن شناسایی شکاف میان سینما و توسعه، چارچوبی تحت عنوان «سینمای توسعه روستایی» ارائه میکند که میتواند به تقویت هویت تولیدگر روستایی–عشایری و توسعه پایدار فرهنگی کمک کند.
واژگان کلیدی
سینمای ایران، جامعهشناسی روستایی، عشایر، کشاورزی، دامپزشکی، بازنمایی، توسعه، دام و طیور
مقدمه: روستا و عشایر در تاریخ ایران نقش اساسی در تولید اقتصادی، بازتولید فرهنگی و تداوم سنتهای اجتماعی داشتهاند. با این حال، تحولات مدرن (اصلاحات ارضی، مکانیزاسیون کشاورزی، جنگ تحمیلی ۱۳۵۹، مهاجرت) ساختار این جوامع را دگرگون کرده است (فکوهی، ۲۰۰۴).
با وجود این اهمیت، سینمای ایران کمتر بازتابدهنده این تحولات بوده و در مواردی، تصویری تحقیرآمیز از روستایی ارائه کرده است؛ مانند مجموعهی کمدی صمد ( پرویز صیاد، 1349–1356) که روستایی را به مثابه «دیگری را دست انداختن » معرفی میکند.
پرسش محوری یادداشت آن است که چرا سینمای ایران، علیرغم ظرفیتهای عظیم فرهنگی و اقتصادی روستا و عشایر، نتوانسته ژانری توسعهگرا در این حوزه شکل دهد؟
این بررسی علاقمندانه نگارنده بر سه مبنای نظری استوار است:
نظریه بازنمایی (هال، ۱۹۹۷) :
بازنمایی، بازتاب واقعیت نیست بلکه تولیدکننده معناست.
جامعهشناسی روستایی و عشایری (فکوهی، ۲۰۰۴ ؛ بروسو، ۱۹۸۰) :
تحلیل ساختار زمین، کوچ، اقتصاد دام و روابط ارباب–رعیتی دهه ۱۳۴۰
جامعهشناسی توسعه (گیدنز، ۲۰۱۳؛ اسکات، ۱۹۹۸) :
تأکید بر توسعه نامتوازن، مرکز–پیرامون و حاشیهنشینی روستایی.
روششناسی
نوع تحقیق: کیفی، تاریخی–تحلیلی.
روش: تحلیل محتوای کیفی.
میدان مطالعه: ۴۰ فیلم سینمایی و مستند (۱۳۰۹–۱۴۰۰) شامل گاو، باشو، خاک، صمد،خوجه ممد (شیلات)، کیسه برنج و …
منابع دادهای: آرشیو فیلمخانه ملی ایران، مجلات نقد سینما (فیلم، دنیای تصویر)
یافتهها
بازنمایی روستا
گاو (مهرجویی، ۱۳۴۸): روستایی وابسته به دام؛ بحران هویت در فقدان گاو.
خاک (۱۳۵۲): نزاع طبقاتی بر سر زمین.
باشو، غریبه کوچک (۱۳۶۹): پیوند مهاجر جنگی با کشاورزی شمال.
کیسه برنج (۱۳۷۵): روایت فقر و نوع جنسیت در بستر روستا.
بازنمایی عشایر
ایل قشقایی (مستند، ۱۳۴۰): نمایش کوچ بدون نقد تضادهای درونی.
باد صبا (آلبر لاموریس، ۱۳۴۸): نگاه شاعرانه و غیرانتقادی.
بازنمایی صید و ماهیگیری
صیادان جنوب (مستند، ۱۳۳۷): سختی کار صیادان.
موج و مرجان و خارا (کیمل، ۱۳۴۱): زیباییشناسی کار صیادی.
خوجه ممد (شیلات، ۱۳۶۲) : مقاومت کارگران شیلات در برابر فشارهای ساختاری قبل از ۱۳۵۷/ یک فیلم بسیار ضعیف
دام، طیور و دامپزشکی
غیبت کامل بازنمایی تخصصی دامپزشکی و طیور صنعتی.
حضور دام صرفاً در مقام استعاره (گاو).
کمدی و کاریکاتوری
صمد (۱۳۴۹–۱۳۵۶):
روستایی به مثابه دست انداختن، تضاد با شهرنشین متمدن.
کارکرد گفتمان:
خنداندن طبقه متوسط شهری به بهای تحقیر روستا.
بحث
دیگریسازی:
روستایی بهعنوان «دیگری بیتمدن» در برابر شهر مدرن (Hall, 1997).
غیبت توسعهای:
حذف روایت از مدرنیزاسیون کشاورزی، دامپزشکی و دامپروری صنعتی.
تعارض مرکز–پیرامون:
تداوم بازنمایی روستا بهعنوان حاشیهی عقبمانده (Giddens, 2013).
زن روستایی:
حذف نقش تولیدگرانه زنان در اقتصاد خانواده و کشاورزی (Fakouhi, 2004).
سخن پایانی بخش نخست
حقیقت تلخ و باورنکردنی این است که متولیان بخش کشاورزی هرگز و هیچگاه پشتیبان و حامی تهیه کنندگان، تدوین گران ، کارگردانان، سناریو نویسان و ارباب جمعی سازندگان فیلم روستایی نبوده و در باد فقط تبلیغات و اخبار فاقد راستی آزمایی مطلوب خوابیده اند زیرا در روال اداری اشان فاقد دیدگاه و دوراندیشی بوده به طوری که خود نگارنده این سطور به جز موارد قانونی فاقد پرداخت هزینه به سیما(تلویزیون) که بر اساس مصوبات قانون بودجه کشور، به صدا و سیما اعتبار یکجای امور مالی ،کارهای آموزشی و ترویجی را واگذار و اعتبارات متمرکز آن را جداگانه تخصیص و از محل بودجه سازمان تات و سازمان تات هم از کلیه زیربخش ها خفت گیری بودجه ای و اعلام می کرد شاید برای بخشی از هزینه های دیگر در برخی موارد متاسفانه ۲۰ امضای مسؤولین روی یک فاکتور هزینه ۲۰ هزارتومانی حک، پی نوشت و جانمایی می شد که پس از چند ماه پرداخت شخصی برای زودتر انجام شدن ؛ کار را معطل می کردند را شاهد بودم که فقط بخاطر این که مدیران رده بالا و میانی در عمل و صحنه کارزار پرده نقره ای ؛ اعتقادی به فرهنگ سازی از منظر هنر و اثربخشی ایده آل آن نداشتند.
«سینما به عنوان یک هنر__رسانه، همواره آینهای از جامعه بوده و میتواند فرهنگ، سَبک زندگی و دغدغههای انسانی را به تصویر بکشد.
با این حال، در سینمای ایران، داستانهای شهری همیشه بر پرده نقرهای درخشان تر بودهاند و زندگی روستایی و عشایری کمتر دیده شده است. این عقبماندگی دلایل متعدد تاریخی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی دارد که در ادامه بررسی میکنیم و راهکارهایی برای بازگرداندن قصههای روستا و عشایر به سینما ارائه خواهد شد هرچند گوش شنوایی نیست!»/ ۹۱۱
علیرضا کیهانپور
این پایگاه خبری بر اساس مجوز معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول فعالیت است. این پایگاه خبری تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران بوده و هر گونه برداشت از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.