فاخته- سوای بر اینکه اصولا ماده ای تحت این عنوان موجودیت و وجاهت ندارد ،حتی عسل واقعی و فاقد ترکیبات تقلبی نیز بسان سایر ترکیبات قندی ، مخاطرات و ملاحظات خاص خود را در مصرف توسط افراد دیابتیک دارد؛ آنچه دغدغه سلامت را مضاعف مینماید افزودنیهای نامتعارف و بعضا غیر مجازی است که تحت عنوان عسل طبیعی فروخته میشود.
از نظر علمی و بیولوژیکی چیزی به نام «عسل دیابتی» وجود نداشته و آن صرفا یک «اصطلاح بازاریابیِ فریبنده» است که توسط تولیدکنندگان متقلب ابداع گردیده است. عسل از نظر ساختار ملکولی حاوی هر دو نوع قند فروکتوز و گلوکز است. اگرچه شاخص گلیسمی عسل طبیعی از قند و شکر سفید کمتر است و این امر موجب تاخیر در جذب قند آن به بدن میگردد اما در هر صورت برای یک فرد دیابتی بایستی با احتیاط فراوان مصرف شود.
تولیدکنندگان متقلب با استفاده از این لفظ، سعی میکنند به مخاطب القا کنند که این محصول "دارویی" یا "عاری از قند" است، در حالی که در واقعیت، آنها یک شربت قند ارزانقیمت را با نام عسل به خورد بیمار میدهند و با تهدید سلامت مردم بویژه مبتلایان به دیابت را بسوی مرگ سوق میدهند.
کمتر کسی است که تا به حال در میان قفسههای پر زرقوبرق فروشگاهی و یا تبلیغات پرجاذبه فضای مجازی، با برچسب «عسل مخصوص دیابتیها» برخورد نکرده باشد. این بازی مرگ با کلماتی که وعدهی سلامت، پایداری قند خون و جایگزینی سالم برای شکر را میدهند، در واقع نقابی بر چهرهی یکی از خطرناکترین ترفندهای تغذیهای عصر حاضر است.
تفکیک میان «شهد طبیعت» و «شربتهای صنعتی»
آنچه به عنوان یک معجون شفابخش فروخته میشود، ممکن است چیزی فراتر از یک تقلب ساده در مواد غذایی و بعنوان یک بمب بیولوژیکی باشد. تولیدکنندگان مذکور، با سوء استفاده از دانشِ ناقص مصرفکنندگان و با استفاده از عناوین جذاب و پر طمطراق طبیعی و سنتی ، تفکیک میان «شهد طبیعت» و «شربتهای صنعتی» را مشکل کردهاند. آنها با افزودن شربتهای گلوکز و فرکتوز ارزانقیمت به محصول خود، نه تنها ارزش غذایی عسل را به صفر میرسانند، بلکه با بازاریابیِ زیرکانه، محصولی را به بازار عرضه میکنند که برای بیمارانی که با چالش کنترل قند خون دستوپنجه نرم میکنند، حکم آلت قتاله را دارد.
اما این سوداگران مرگ، چگونه طبیعت را جعل میکنند؟ برای درک عظمت این اغواگری، ابتدا باید بدانیم در بطن آن ظروف زیبا چه میگذرد. عسل واقعی، حاصل فعالیت شگفتانگیز زنبورهاست؛ فرآیندی پیچیده که در آن آنزیمهای بزاق زنبور، شهد گلها را به یک ساختار پیچیده و مشتمل بر قندها، آنزیمها، ویتامینها و پلیفنولها تبدیل میکنند. متقلبین با کپی برداری و دقت هرچه تمامتر ، شربتهای گلوکز، فروکتوز یا ملاس را با افزودنیهای شیمیایی ترکیب میکنند تا دقیقاً همان رنگ، غلظت و حتی چسبندگی عسل را بازسازی کنند. بعضا پا را فراتر گذاشته و با افزودن مواد خاصی، جلوی تبلور وکریستالیزه شدن عسلهای ساختگی خود را که اتفاقا از ویژگیهای عسل طبیعی می باشد ،گرفته و در صددند تا عسل تولیدی خود را از طبیعت ،طبیعی تر جلوه دهند!! در واقع، آنچه ارائه میشود، یک «کپیِ بیروح و بیارزش» از طبیعت است که تنها ظاهرِ عسل را دارد، اما روحِ آن یعنی آنزیمها و ترکیبات درمانی مربوطه در آن وجود ندارد.
ضرر مالی یا فاجعه انسانی
اما خطرناکترین بخش ماجرا، جایی است که این تقلب از یک ضرر مالی، به یک فاجعهی انسانی بدل میشود. تولیدکننده با اعتمادبهنفسِ کاذب، ادعا میکند: «این عسل بر خلاف عسل معمولی، باعث بالا رفتن ناگهانی قند خون نمیشود.» و این جمله، چاله ای است که مستقیماً برای شکار بیماران دیابتی طراحی شده است.
واقعیت اما استفاده از شربتهای قندی نظیر ذرت است که شاخص گلیسمی بسیار بالاتری نسبت به عسل طبیعی دارند. لذا وقتی یک بیمار دیابتی، به امیدِ دریافت یک محصول «سالم و مطمئن»، این عسلِ جعلی را مصرف میکند، با یک جهش ناگهانی و مخرب در سطح گلوکز خون مواجه میشود. این یعنی بیمار، به جای دریافت یک مکمل درمانی، در واقع ماده کشنده ای را به بدن خود وارد میکند که میتواند منجر به کما، آسیبهای کلیوی و حتی مرگ شود.
در این میان ، پرداختن به جنبههای قانونی و مسئولیتهای کیفری تولیدکنندگان و توزیع کنندگان این مواد، بدلیل آسیب های احتمالی وارده به بیماران، خالی از لطف نمی باشد. در این شرایط، مسئولیتها از تقلب و تخلف صرف به سمت ارتکاب جرم رفته و مواضع اقتصادی را در می نوردد.
تهدید علیه بهداشت عمومی
زمانی که یک فروشنده با علم به ماهیتِ ترکیبات خود، محصولی را با عنوان «عسل دیابتی» به بازار عرضه میکند، دیگر با یک تخلفِ تجاری ساده روبرو نیست بلکه او در حال ارتکاب نوعی «جرم تهدید علیه سلامت و بهداشت عمومی» است. از منظر حقوقی و در صورت بروز آسیب فردی یا مرگ، این اقدامات از لفظ «فروش مواد غذایی تقلبی و مضر» ، به عناوین مجرمانه ای مانند «قتل غیرعمد» یا «مشارکت در آن» تغییر نام میدهند.
پر واضح است که مسئولیتها و پیامدهای حقوقی مربوطه ،تنها بر عهده کارخانه و واحد تولیدی مربوطه نبوده بلکه کلیه زنجیره های تأمین، از بستهبندی تا توزیعکننده و خردهفروش را دربر میگیرد. اگر یک توزیعکننده با علم به فقدان گواهیهای بهداشتی و یا عدم اصالت مشخصات محصول، آن را در اختیار گروههای آسیبپذیر قرار دهد، او دیگر نه یک واسطه، بلکه یک شریک در این جنایتِ پنهان است. از طرفی دیگر ،بحرانِ «عسل دیابتی» هشداری است برای تمام نهادهای نظارتی و سازمانهای بهداشتی مبنی بر لزوم تشدید مراقبتها و پایشهای مربوطه در مواجهه و مقابله با تقلباتی که با استفاده از واژگانِ «سلامتمحور»، اعتماد عمومی را هدف گرفته اند. ضروری است دستگاههای متولی برای برخورد با این پدیده، فراتر از بازرسیهای معمول، ظاهرا شده و «نظارتهای هوشمند و سختگیرانه» را در دستورکارقرار دهند.
شناسایی این تقلبات، البته که نیازمند آموزشهای فنی لازم و ارتقای آزمایشگاههای کنترل کیفی دقیق است؛ اما مهمتر از آن، برخوردِ قاطعِ قضایی و بازدارنده با کسانی است که از «سلامتِ دیگران» برای ثروتاندوزی خود کیسه دوختهاند. متاسفانه توزیع و عرضه این محصولات فاقد هویت براحتی انجام و در گوشه و کنار شهر ها و جاده ها بوضوح مشاهده میشود .جالبتر اینجاست که اخیرا از الصاق همان برچسب " مَن در آوُردی" قدیم که بر روی بسته بندی عسلها وجود داشت نیز سرباز زده میشود و این امر اگر هم برای فرار از هر گونه رد و نشانی بوده و یا حتی به لحاظ هزینه های اقتصادی صورت گرفته باشد؛ ظاهرا برای هیچکس مهم نیست و شاید اینگونه حتی "عسل طبیعی تری" شناخته می شود!
دکتر فردین حسین زاده
این پایگاه خبری بر اساس مجوز معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول فعالیت است. این پایگاه خبری تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران بوده و هر گونه برداشت از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.