فاخته- از کنترل بیماریهای دام و طیور و آبزیان گرفته تا مبارزه با بیماریهای مشترک انسان و دام. از نظارت بر کشتارگاهها و مراکز بستهبندی تا کنترل فرآوردههای خام دامی و نظارت بر زنجیره تولید و توزیع. همه اینها در نهایت به یک هدف بزرگ ختم میشود؛ سلامت مردم و امنیت غذایی کشور!
در کنار این وظایف گسترده باید از یک سرمایه مهم دیگر هم نام برد و آن توان علمی و تخصصی سازمان دامپزشکی است.
بدنه کارشناسی سازمان از نیروهایی تشکیل شده که سالها در میدان کار کردهاند. در کنار تجربه میدانی از ظرفیت دانشگاهی و تخصصی کشور نیز استفاده شده است. آزمایشگاههای دامپزشکی در بسیاری از موضوعات نقش تعیین کننده دارند. تشخیص بیماریها، بررسی آلودگیهای میکروبی و شیمیایی ,پایش باقیمانده داروها و سموم. تشخیص عوامل بیماری زا و دهها موضوع تخصصی دیگر نیازمند دانش و تجهیزات و نیروی انسانی متخصص است.
این سرمایه بزرگی است که شاید گاهی خودمان نیز آن را کمتر از آنچه باید ببینیم.نگاه کرده ایم.
سازمانی با چنین ظرفیت علمی و چنین مأموریت گستردهای باید بتواند با آرامش و اقتدار کار کند. تصمیمهای آن باید بر پایه علم و تجربه و قانون باشد و کارشناسان آن نیز احساس کنند صدایشان شنیده میشود
اما اینجا یک سؤال مهم مطرح میشود.
آیا همیشه چنین بوده است؟
در دهههای گذشته بارها دیده میشد که یک کارشناس علمی در بدنه اداره کل یاشبکه دامپزشکی میتوانست مستقیماً با مدیران و حتی بالاترین مسئولان سازمان ارتباط برقرار کند. نظر میدانی خود را مطرح کند. مشکلات را بگوید و حتی اگر لازم بود نسبت به یک تصمیم کارشناسی نقد داشته باشد.
خیلی وقتها همین ارتباط مستقیم باعث میشد یک مشکل کوچک قبل از آنکه تبدیل به مشکل بزرگ شود دیده شود.
گاهی نظر یک کارشناس شهرستان یا اداره کل به سطوح بالاتر منتقل میشد و در تصمیم گیریها مورد توجه قرار میگرفت.
این ارتباط نزدیک میان بدنه کارشناسی و مدیریت یکی از سرمایههای مهم هر سازمان است.
اما در دهه اخیر آیا هنوز این ارتباط مانند گذشته است؟
آیا یک کارشناس با همان سادگی گذشته میتواند حرف میدانی خود را به بالاترین سطح سازمان منتقل کند؟
آیا فاصله میان بدنه کارشناسی و مدیریت بیشتر نشده است؟
و اگر چنین فاصلهای ایجاد شده باشد آیا نباید درباره آن فکر کرد؟
شاید یکی از پیامدهای همین فاصله آن باشد که بعضی مسائل به جای اینکه در داخل خانواده سازمان و در مسیر کارشناسی حل شوند به حاشیه کشیده میشوند.
اینجاست که باید از پدیدهای صحبت کرد که شاید نامش را بتوان گل به خودی گذاشت.
گل به خودی همیشه از روی دشمنی نیست.
گاهی یک سوءتفاهم است.
گاهی یک برداشت ناقص است.
گاهی یک حرف بدون اطلاع از همه ابعاد موضوع است.
گاهی هم یک اختلاف کارشناسی است که به جای آنکه در اتاق کارشناسی حل شود وارد فضای دیگری میشود.
در چنین شرایطی بخشی از انرژی سازمان به جای انجام مأموریت اصلی صرف پاسخ دادن به حاشیهها میشود.
کارشناسانی که باید وقت خود را برای بیماریها و امنیت غذایی و نظارت و آزمایشگاه و مسائل تخصصی بگذارند مجبور میشوند درباره موضوعاتی توضیح دهند که شاید اساساً نباید به چنین مرحلهای میرسید.
این یعنی از دست دادن انرژی
و انرژی سازمان یک سرمایه است.
هرچه این انرژی بیشتر صرف حاشیه شود توان کمتری برای میدان اصلی باقی میماند.
البته نقد کردن اشکالی ندارد.
اتفاقاً سازمانی که نقد نداشته باشد ممکن است از واقعیتهای میدان فاصله بگیرد.
کارشناس باید بتواند نظرش را بگوید.
مسئول فنی بهداشتی باید بتواند مشکلات را مطرح کند.
مدیر شهرستان باید بتواند مسائل حوزه خود را منتقل کند.
و مدیران بالاتر نیز باید فرصت شنیدن این صداها را داشته باشند.
اما مهم این است که این ارتباط در مسیر درست اتفاق بیفتد.
اگر مسئلهای وجود دارد باید گفته شود.
اگر تصمیمی ایراد دارد باید نقد شود.
اگر تخلفی رخ داده باید برخورد شود.
اما نباید اجازه دهیم اختلاف نظر تبدیل به تقابل شود و تقابل تبدیل به حاشیه شود.
حتی در یک مثال ساده میتوان این موضوع را دید.
مسئول فنی بهداشتی یکی از حلقههای مهم نظارت است. اگر مسئول فنی بهداشتی وظیفه خود را انجام ندهد و تخلف را گزارش نکند یک حلقه از زنجیره نظارت آسیب میبیند.
از طرف دیگر اگر مسئول فنی بهداشتی گزارش حرفهای بدهد اما گزارش او دیده نشود یا اختلاف میان او و شبکه به جای مسیر کارشناسی وارد فضای تقابل شود باز هم نتیجه خوبی حاصل نمیشود.
در هر دو حالت توپ به زمین خودی برگشته است.
شاید وقت آن رسیده باشد که قبل از هر واکنش از خودمان بپرسیم:
آیا داریم مسئله را حل میکنیم یا فقط داریم درباره مسئله حرف میزنیم؟
سازمان دامپزشکی ظرفیت کمی ندارد.
تجربه دارد.
دانش دارد.
کارشناس دارد.
آزمایشگاه دارد.
اعتبار علمی دارد.
تجربه سالها مبارزه با بیماریها را دارد.
و مهمتر از همه نیروهایی دارد که بسیاری از آنها عمر خود را در همین مسیر گذاشتهاند.
این سرمایه نباید در حاشیهها مصرف شود.
مأموریت سازمان بسیار بزرگتر از آن است که تمام توان آن صرف پاسخ دادن به حاشیهها شود.
بیماری منتظر نمیماند.
امنیت غذایی منتظر نمیماند.
تولیدکننده منتظر نمیماند.
سلامت مردم هم منتظر نمیماند.
پس بهتر است دوباره به اصل موضوع برگردیم.
صدای میدان را بشنویم.
کارشناس را ببینیم.
تجربه را جدی بگیریم.
علم را مبنای تصمیم قرار دهیم.
و اجازه ندهیم فاصله میان بدنه کارشناسی و مدیریت بیشتر شود.
گاهی یک تماس با یک کارشناس قدیمی و شنیدن یک جمله از زبان او میتواند مسئلهای را روشن کند که دهها جلسه نمیتواند.
و شاید مهمتر از همه این باشد که یادمان نرود همه ما در یک زمین بازی میکنیم.
اگر قرار است گل بزنیم بهتر است به دروازه تخلف و بیماری و ناامنی غذایی بزنیم.
نه به دروازه خودمان
سازمان دامپزشکی برای حاشیه ساخته نشده است.
برای خدمت ساخته شده است.
برای سلامت مردم ساخته شده است.
و برای انجام این مأموریت بزرگ باید مراقب یک چیز هم باشیم:
گلهای خودی را کمتر کنیم تا انرژی بیشتری برای بازی اصلی باقی بماند.دراین حالت اما یک نگرانی دیگر نیز وجود دارد که باید جدی گرفته شود.
اگر گلهای خودی زیاد شوند و انرژی سازمان به جای مأموریت اصلی صرف دفاع از خود و پاسخ به حاشیهها شود ممکن است به تدریج این تصور شکل بگیرد که بخشی از وظایف نظارتی را میتوان به دستگاههای دیگر سپرد.
در ماههای اخیر پالسهایی در این زمینه دیده شده که شایسته است با دقت و بدون حاشیه مورد توجه قرار گیرد.
چون اگر روزی بخشی از وظایف نظارتی که سالها بر پایه دانش تخصصی و تجربه دامپزشکی انجام شده به مجموعههای دیگری واگذار شود فقط یک عنوان اداری جابهجا نشده است.
بلکه ممکن است بخشی از جایگاه حرفهای و تخصصی دامپزشکی نیز تضعیف شود.
پس شاید یکی از مهمترین راههای حفظ جایگاه سازمان این باشد که خودمان قدر خودمان را بدانیم
هفته دامپزشکی ,هفتهای که میتواند فرصتی برای بازنگری در مسیر، تقویت همدلی و بازگشت به مأموریت اصلی باشد.
شاید بتوانیم به جای آنکه هفته دامپزشکی را فقط با مراسم و پیام تبریک پشت سر بگذاریم یک عهد ساده با خودمان ببندیم.
دست در دست هم بگذاریم.
مدیر و کارشناس
استان و شهرستان
ناظر و مسئول
بخش دولتی و بخش خصوصی
همه در کنار هم متعهد شویم که توان خود را برای انجام مأموریت اصلی سازمان به کار بگیریم.
اگر نقدی داریم در مسیر اصلاح بیان کنیم.
اگر مشکلی داریم آن را پنهان نکنیم.
اگر اختلافی داریم آن را به حاشیه تبدیل نکنیم.
و اگر تصمیمی نیاز به اصلاح دارد اجازه دهیم علم و تجربه و گفتوگوی کارشناسی راه را نشان دهد.
شاید بهترین هدیه ما به دامپزشکی در هفته دامپزشکی همین باشد.
نه یک شعار
نه یک مراسم
بلکه یک پیمان برای همدلی و انجام درست وظیفه
زیرا سازمان دامپزشکی فقط ساختمان و چارت و عنوان نیست.
دکتر رضا افشاریان
رئیس اداره نظارت بر بهداشت عمومی و مواد غذایی
اداره کل دامپزشکی خراسان رضوی
این پایگاه خبری بر اساس مجوز معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول فعالیت است. این پایگاه خبری تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران بوده و هر گونه برداشت از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.