به گزارش فاخته از فرهنگستان علوم، دکتر رضا کسروی، همکار مدعو فرهنگستان علوم و دامپزشک و متخصص مامایی و بیماریهای تولید مثل حیوانات در این نشست ، ۱۰ جُستار با موضوعاتی از تاریخ دامپزشکی و فرهنگستان تا رابطه انسان و حیوان و تحولات دانش دامپزشکی در ایران را ارائه کرد.
نخستین تلاش برای تأسیس «مجلسِ آکادمی» (فرهنگستان) به دوران سلطنت مظفرالدین شاه قاجار برمیگردد. ابتکار این تأسیس با میرزا محمد خان ندیمالسّلطان مشهور به مُلا محمد مُسیو، وزیر مطبوعات و دارالتألیف و دارالترجمهٔ دولتی بود. اما این تلاش عقیم ماند و به جایی نرسید. دومین تلاش، موفقیتآمیز بود و فرهنگستان در سلطنت رضا شاه پهلوی تأسیس شد و کار خود را شروع کرد. در تاریخ ۲۸ دی ۱۳۱۴ش در جلسهای به ریاست حسن وثوق (میرزا حسن خان وثوقالدّوله)، برای انتخاب واژهای فارسی به جای لغت «بیطار»، بحث و گفتگو صورت گرفت. در نهایت، دو واژهٔ «ستورانپزشک» و «دامپزشک» به رأی گذاشته شدند. واژهٔ نخست رأی کافی را به دست نیاورد، ولی واژهٔ «دامپزشک» با اکثریت آرا به تصویب رسید.
جُستار دوم: سگ در ایران؛ از سیمرغ تا همدم
سگ، نخستین دوست و همدم انسان، در حدود ۲۰ هزار سال پیش در محدودهٔ سیبری اهلی شد و تا امروز نقش خود را به عنوان قدیمیترین و نزدیکترین یار انسان ایفا کرده است. در دین زرتشت، سگ جایگاه ویژهای داشته است؛ بهنحویکه، در عقاید مزدیسنی، دو نگهبانِ پُلِ سینوَد یا چینوَد، دو سگ به نامهایِ پِشو و پانَه بودند. همچنین سگی را به نزد مردگان میبردند تا روی سگ به مرده بیفتد که به این مراسم، «سگدید» میگفتند. در عصر باستانِ متأخر، یعنی در دوران ساسانی، سیمرغ، که نماد رسمی شاهنشاهی بود، یک «سگپرنده» محسوب میشد؛ یعنی حیوانی با سرِ سگ، بالها و دُمِ طاوس و پنجههای شیر. نقش این سیمرغ، با سرِ سگ، در سنگنگارهها، لباس پادشاهان، پارچهها و نیز در ظروفِ زرین و سیمین از دوران ساسانی به جای مانده و زینتبخشِ موزههای ایران و جهان است. سیمرغ، در شاهنامه، به عنوان پرندهای اسطورهای، هم پزشک و هم دامپزشک بوده است، چرا که هم رستم و هم اسب او یعنی رخش را درمان میکند. در فقه اسلامی چهار نوع سگ (کلاب اربعه) یعنی سگ شکاری, سگ گله (کلب معلّم), سگ نگهبان خانه و سگ نگهبان مزرعه به جهت وظایف خاص آن ها , بر خلاف سگ های دیگر احکام نجاست بر آن ها جاری نیست و این چهار نوع سگ ارزش مالی دارند و جزء اموال و املاک محسوب و دیه به آن ها تعلق می گیرد. به علاوه در قرآن مجید سگ اصحاب کهف در زمره اصحاب کهف محسوب شده و در آیات مختلف به آن در کنار اصحاب کهف با ضمیر جمع اشاره شده است. در دوران قاجار، بهجز سگهای شکاری که به آنها «توله» میگفتند، و بجز سگهای گله و نگهبان و سگهای پرسهزن در کوچه و بازار، سگهای نژادهای اروپایی توسط برخی از اشراف به ایران وارد شدند. در عکسهای تاریخی بهجامانده از آن دوران، تصاویر متعددی از این سگها، از نژادهای کوچکجثه یا متوسط جثه و تصاویر متعددی از این سگ ها از نژادهای کوچک جثه یا متوسط جثه در کنار اروپایی ها و آمریکایی های مقیم ایران دیده می شوند. نامهای از احمد شاه قاجار در اوایل سلطنت وجود دارد که در آن از میرزا محمد خان حشمتالممالک (برادرِ دوستمحمد خان مُعیّرالممالک) تقاضا کرده است تا یکی از این سگهای کوچکجثه را، از طریق دوستعلی خان اعتصامالسّلطنه (برادرزادهٔ حشمتالممالک)، برای ایشان بیاورند. به نظر میرسد نخستین مطب حیوانات خانگی در دوران معاصر جهت تشخیص و درمان بیماریهای سگ، در اواخر سلطنت احمد شاه قاجار، در خیابان باب همایونِ تهران توسط دکتر مرتضی خان گلسرخی تأسیس شده باشد. همو بود که نخستین کتاب را در دورهٔ رضا شاه در پرورش، تربیت و بیماریهای سگان نگاشت.
جُستار سوم: دو پادشاه و واکسن هاری
دو پادشاه از سلسلهٔ قاجاریه، ناصرالدین شاه و پسرش مظفرالدین شاه، با واکسن هاری مرتبط بودهاند. ناصرالدین شاه در تهران از طریق روزنامههای فرانسویزبان، که عمدتاً توسط محمدحسن خان اعتمادالسّلطنه برای ایشان خوانده و ترجمه میشد، از اکتشافات پاستور و ساخت واکسن هاری توسط ایشان مطلع شده بود. بعدها در سومین سفر خود به فرنگ، دو نوبت با پاستور ملاقات کرد. شرح این ملاقات و گفتگو شامل توضیحات علمی پاستور را ناصرالدین شاه در روزنامهٔ خاطرات خود از سفر سوم فرنگستان به تفصیل آورده است. نامهای از مظفرالدین شاه قاجار در مجموعهٔ نگارنده وجود دارد که در آن از اتابک اعظم میرزا علیاصغر خان امینالسّلطان (صدراعظمِ وقت) خواسته شده است تا نظر آقا یمینالسّلطنه، وزیرمختار ایران در پاریس، در اسرع وقت، چند شیشه از واکسن هاری به تهران ارسال کند.
جُستار چهارم: مجلههای دامپزشکی؛ «فلاحت مظفری» و «بیطاری»
در سلطنت ناصرالدین شاه قاجار، اخبار مربوط به حیوانات اهلی و وحشی، گاهی در روزنامههای دولتی منتشر میشد؛ از آن جمله میتوان به درج خبر مربوط به تولد برهای ناقصالخلقه، در «روزنامهٔ دولت علیّهٔ ایران» اشاره کرد. اما نخستین مقالههای دامپزشکی، در نخستین مجلهٔ علمی ایران یعنی «فلاحت مظفری» در سلطنت مظفرالدین شاه منتشر شده است. این مجله تحت نظارت میرزا حسن خان فخیمالسّلطنه، مدیر کل فلاحت (وزیر کشاورزی) منتشر میشد و در واقع رسانهٔ نخستین دانشکدهٔ کشاورزی در ایران بود که «مدرسهٔ شاهنشاهی فلاحت» نام داشت. متخصصی بلژیکی به نام «داشِر» مستشار این اداره بود و مقالات علمی در رشتههای فلاحت و زراعت، باغبانی، دامپروری و بیطاری (دامپزشکی) توسط میرزا مهدی خان، مترجم مدرسه، از فرانسه به فارسی ترجمه و در مجله درج میشد. مطالب مربوط به وضعیت برخی بیماریها در ایران نیز گاهی به ترجمهها اضافه میشد. از آن جمله میتوان به فراوانی رخداد بیماری طبقه (تببرفکی) در مازندران، گیلان و تهران اشاره کرد. اما نخستین مجلهٔ تخصصی دامپزشکی را دکتر مرتضی خان بیطارِ گلسرخی، در سلطنت احمد شاه قاجار، در تهران منتشر کرد که «مجلهٔ بیطاری» نام داشت. این مجله تنها ۳ یا ۴ شماره منتشر و سپس متوقف شد.
جُستار پنجم: القاب مرتبط با حیوانات در ایرانِ عصر قاجار
نگارنده ۲۵ سال است که پروژهٔ تألیف «لقبنامه» را در شرح القاب رجال و بانوان ایران در عصر قاجاریه جلو میبرد و تاکنون یک جلد از این دانشنامه را منتشر کرده است. ذیل این پژوهش، به القاب مرتبط با حیوانات در عصر قاجاریه نیز پرداخته است. القاب مرتبط با حیوانات به سه دستهٔ کلی تقسیم میشوند؛ القابی که در آنها صاحبان القاب به حیوانات باشکوه و قدرتمند از جمله به شیر تشبیه شدهاند. القابی با مضافِ «اسد» یا «اصلان» یا «شِبل» و نظایر اینها از این دستهاند. از این دست القاب میتوان به «شبلالدّوله»، «شبلالسّلطنه»، «اسدالسّلطان» و «ساری اصلان» اشاره کرد. دستهٔ دوم، القابی هستند که مضافِ «فارِس» به معنیِ سوارکار دارند؛ همچون فارِسالدّوله و فارِسالسّلطنه. و دستهٔ سوّم که در این نوشتار، مراد نگارنده است، القابی هستند که به مشاغل مرتبط با حیوانات اشاره دارند. مهمترین این القاب، «امیرآخور» است که برخی شاهزادگان و رجال بزرگ این لقب-منصب را دارا بودهاند. از دیگر مناصب و القابِ این دسته میتوان به «صاحبجمع»، «وزیر دوابّ»، «مدیر دوابّ»، «امین دوابّ»، «میرشکار»، «زیندارباشی»، «قوشچیباشی» و «بازالدّوله»، «ابوالوحوش»، «شیربان/شیروان» و همچنین القابِ با مضافالیه «اصطبل» اشاره کرد؛ القابی نظیرِ «معاون اصطبل»، «معین اصطبل»، «صدیق اصطبل» و نظایر اینها.
جُستار ششم: شاهِ حیواندوست؛ ناصرالدین شاه و جهان جانوران
شاید در بین حاکمان و پادشاهان ایران، هیچ شخصیتی به اندازهٔ ناصرالدین شاه قاجار به جهان جانوران علاقهمند نبوده است. لرد جُرج کرزن در کتاب خود در ۱۸۹۲م (ایران و قضیهٔ ایران)، «حیواندوستی» را یکی از ویژگیهای برجستهٔ ناصرالدین شاه برشمرده است. با بررسی اسناد و مطالعهٔ خاطرات روزانهٔ شاه میتوان دریافت که علاقهٔ ناصرالدین شاه عمدتاً به دو گروه از حیوانات بوده است؛ حیاتوحش و بهویژه گربهسانان بزرگ همچون شیر ایرانی، ببر هیرکانی و پلنگ ایرانی و در بین حیوانات اهلی، گربهٔ خانگی. مادهگربهٔ مشهور شاه با نامِ «ببری خان» از نمونههای این عشق و علاقه به گربهها است. فرمانی از ناصرالدین شاه در ممنوعیت شکار در فصل تولیدمثل (بهار)، پیشتر توسط استاد محمدجواد جدّی در یکی از مجلات منتشر شده است. نخستین باغوحش در دوران معاصر توسط ناصرالدین شاه در لالهزار تهران تأسیس شد که پس از چند سال به دوشانتپه منتقل گردید. اگر عشق و علاقهٔ شاه به گربهسانان بزرگ ایران همچون شیر ایرانی و ببر هیرکانی در دوران پسرش مظفرالدین شاه و پس از او ادامه مییافت، شاید امروز نیز «جمعیتی در اسارت» از این دو جانور باشکوه وجود داشت و این دو گربهسان در ایران منقرض نمیشدند. لرد کرزن در همان کتاب اشاره میکند که وقتی منشی از حال مادهشیر تازهزایمانکردهای در دوشانتپه از طریق خط تلگراف خبر میدهد و عرض میکند که «حال حیوانات خوب است»، شاه او را اخراج میکند و با عصبانیت میگوید: «شیر، حیوان نیست؛ بلکه آن کسی در واقع حیوان است که شیر را با چنین نامی خطاب کند». حُکمی از میرزا زکی ضیاءالملک حاکم گیلان در مجموعهٔ نگارنده وجود دارد که در آن به نایبالحکومهٔ ماسوله و عمارلو دستور داده است مطابق با فرمان ناصرالدین شاه، باید ظرف مدت کوتاهی، توله ببر، توله پلنگ، توله خرس، شوکا، مرال، بز کوهی و قرقاول از جنگهای گیلان زندهگیری و به باغوحش دوشانتپه در تهران فرستاده شوند.
جُستار هفتم: معرفی دو فرمان در ارتباط با دامپزشکی و جهان جانوران
نگارنده دو فرمان را از مجموعهٔ شخصی خود معرفی میکند؛ فرمان نخست از محمدعلی شاه قاجار است در انتصاب میرزا حسن خان احسنالدّوله به ریاست مدرسهٔ فلاحت و زراعت. در آن زمان، بیطاری دانشکدهٔ مجزایی نداشت و مبحث بیماریهای دامی در حد محدودی در مدرسهٔ فلاحت آموزش داده میشد. فرمان دوم از مظفرالدین شاه قاجار است مبنی بر پرداخت حقوق و مواجب به احمد خان میرشکارِ همایونی پس از درگذشت پدرش کلبعلی خان میرشکار.
جُستار هشتم: ارتش و دامپزشکی نوین در ایران
دامپزشکی نوین در ایران با نام ارتش گره خورده است. نخستین تأسیس دانشکدهٔ دامپزشکی در ایران در سلطنت احمد شاه قاجار توسط ژاندارمری و با دو افسر دامپزشک سوئدی به عنوان مستشار نظامی صورت گرفت. بنیانگذار تشکیلات دامپزشکی ارتش در ایران سرهنگ دکتر ابوطالب خان شیخ بود و همو است که به دلیل خدمات خود در دامپزشکی از طرف احمد شاه قاجار لقبِ «مشیر اعلم» را دریافت کرد. از دامپزشکان نظامی مشهور میتوان به سپهبد دکتر مهدیقلی علوی مقدّم (رئیس شهربانی کل کشور و سپس وزیر کشور)، سرلشکر دکتر عبّاس ایزدپناه (سرپرست سازمان تربیت بدنی)، سرتیپ دکتر جهانگیر اُشیدری (موبد موبدانِ زرتشتیانِ ایران)، سرلشکر دکتر اسدالله فتحی (نخستین رئیس دانشکدهٔ دامپزشکی در دومین تأسیسِ خود) و سپهبد دکتر محمدعلی میرزا شمس (بنیانگذار بانک خون ارتش) نام برد. سرلشکر حسن ارفع (ارفعالسّلطان) که به ریاست ستاد بزرگ ارتشتاران رسید، هرچند دامپزشک نبود، ولی نخستین گاوداری صنعتی ایران را در بخش خصوصی در اواخر دههٔ بیست شمسی در لارکِ تهران تأسیس کرد. باید دانست سپهبد دکتر عبدالکریم ایادی (پزشک محمدرضا شاه پهلوی) پیش از تحصیل در رشتهٔ پزشکی، از دانشکدهٔ دامپزشکیِ تولوز در فرانسه دکترای دامپزشکی گرفته بود ولی این موضوع را اغلب مخفی میکرد. از نخستین شهیدان دامپزشک نیز میتوان از سرگرد دکتر مصطفی گلسرخی (پسر دکتر مرتضی خان گلسرخی) و سرهنگ دکتر عبّاس معین آزاد نام برد که اولی در شهریور ۱۳۲۰ش در بمباران پادگان ارومیه توسط متفقین و دومی در ۱۳۲۵ش در جریان بحران آذربایجان، توسط فرقهٔ دموکرات به شهادت رسید.
جُستار نهم: تاریخچهٔ دانشکدهٔ دامپزشکی دانشگاه تهران
سنت دانشگاه از دیرباز در ایران وجود داشته است و نهادی وارداتی از غرب نیست. جندیشاپور را در عصر ساسانی باید نخستین دانشگاه بینالمللی جهان دانست. در دوران اسلامی نیز، مدارس نظامیه و همچنین رَبعِ رشیدی از دانشگاههای مهم ایران و جهان اسلام محسوب میشدند. همچنین مدارس مذهبی و حوزههای علمیه (از جمله در عصر صفویه) در واقع دانشکدههای الهیات بودند. اما در تاریخ معاصر، دانشکده دامپزشکی از جمله دانشکدههایی است که در عصر قاجاریه در ایران تأسیس شدند. نخستین دانشگاه نوین در ایران، دارالفنون است که در اوایل سلطنت ناصرالدین شاه قاجار به همت اتابک اعظم میرزا تقی خان امیرنظام (امیرکبیر) تأسیس شد و شامل چندین دانشکده از جمله دانشکدهٔ طب (پزشکی) بود. پس از عزل و کشتهشدنِ مرحوم امیر، ناصرالدین شاه مانع از تعطیلی دارالفنون توسط مخالفان امیر شد و این مدرسهٔ مهم تحت ریاست و توجه نخستین وزیر علوم ایران یعنی علیقلی میرزا اعتضادالسّلطنه (از پسران فتحعلی شاه) به حیات خود ادامه داد. دانشکدههای علوم سیاسی (مدرسهٔ سیاسی) و کشاورزی (مدرسه شاهنشاهی فلاحت) در سلطنت مظفرالدین شاه قاجار تأسیس شدند و دانشکدهٔ هنرهای زیبا (مدرسهٔ صنایع مستظرفه) و دانشکدهٔ دامپزشکی در نخستین تأسیس خود (مدرسهٔ بیطاریِ ژاندارمریِ دولتی) در سلطنت احمد شاه قاجار تأسیس گشتند. دانشکدهٔ دامپزشکی در واقع دو تأسیس دارد؛ تأسیس نخست در ۱۱ دی ۱۲۹۲ش که پس از حدود ۱۲ سال فعالیت در بهار ۱۳۰۵ش منحل شد و تأسیس دوم پس از ۶ سال وقفه در مهرماه ۱۳۱۱ش در سلطنت رضا شاه پهلوی.
رصد رویدادهای حوزه دامپزشکی و صنایع دام و طیور با درگاه های ارتباطی فاخته در «تلگرام»، «ایتا»، «بله» و «سروش»
دیدگاه خود را در خصوص این گزارش، از قسمت نظرات، به اشتراک بگذارید.
جُستار دهم: انسان و حیوان؛ فلسفه و دامپزشکی
مطالعهٔ سیر تاریخی نگاه انسان به حیوانات از اهمیت فراوانی برخوردار است؛ بهویژه در جهان درهمتنیدهٔ کنونی که با تخریب محیطزیست و گرمایش زمین، انقراض گونههای جانوری و گیاهی، و گسترش مفاهیمی چون «حقوق حیوانات» و «سلامت واحد» روبرو است. به نظر میرسد که پیش از ظهور کشاورزی، انسان به حیوانات به عنوان «مردمانی دیگر» مینگریست و از آنجا که هم شکار و هم شکارچی بود، نگاهی از بالا به پایین به حیوانات نداشت. غارنگارههای کشفشده که عمدتاً به نقاشی از حیوانات اختصاص دارند و ظاهراً بیشتر توسط زنان کشیده میشدهاند، از نگاه ویژه و تحسینبرانگیزِ اجداد ما به حیوانات حکایت دارند. پس از ظهور کشاورزی و اهلیشدنِ گاو و گوسفند توسط انسان، در حدود ۱۰ هزار سال پیش، یعنی با شروعِ تسخیر طبیعت توسط انسان، حس برتری نسبت به حیوانات نیز متولد شد. بومیان امریکا نگاه محترمانه و ویژهای به حیوانات داشتند. نگاه بودائیان نیز به جهان جانوران حائز اهمیتِ بسیار است. ایرانیان باستان نیز نگاه محترمانهای به برخی حیوانات داشتند و سگ و نیز سگ آبی نزد آنها تقریباً مقدس بودند. ارسطو و بهویژه فلوطین و سایر نوافلاطونیان، سلسله مراتب حیات را طرح کردند و انسان را در جایگاه برتر قرار دادند. این نگاه کمابیش در ادیان ابراهیمی نیز حفظ شد و انسان، «اشرف مخلوقات» در نظر گرفته شد. برخی فیلسوفانِ امروزین در مخالفت با این نگاهِ عمدتاً یونانی، مقالهها و کتابهای متعددی نگاشتهاند و «انسانمحوری» را نقد کردهاند. اگر عقل را ملاک برتری بگیریم، انسان، جایگاه ویژهای در جهان دارد؛ اما اگر جثّه، قدرت بدنی یا سرعت، یا فراوانی در کرهٔ زمین یا تأثیر در ژنوم سایر جانوران، یا شاخصِ مهمی چون «آسیبنرساندن به طبیعت» را ملاک برتری قرار دهیم، با هیچیک از این معیارها، انسان در جایگاهی برتر از حیوانات نمینشیند یا حداقل باید گفت هرچند از برخی جهات موجودی ویژه و دارای برتری است، اما به همین نسبت، در ارتباط با طبیعت دارای مسئولیت اخلاقی بیشتری نیز هست. قرآن کریم حیوانات را «ملّتهایی» همچون انسانها و دارای «حشر» عنوان کرده است. مطالعهٔ مقایسهای آرای فیلسوفان ایرانی-اسلامی از ابن سینا و ابونصر فارابی تا شیخ شهابالدین سهروردی و صدرالمتألهین (ملاصدرا) در این زمینه راهگشا خواهد بود. در نظرگاه نگارنده پژوهش در زمینهٔ دامپزشکی و فلسفه از ضروریات حرفهای در عصر کنونی است. دوست و همکار گرانقدر دکتر دانیال داوری چند سالی است به پژوهش در پدیدارشناسی دامپزشکی و استفاده از آراء ادموند هوسِرل (فیلسوف پدیدارشناس مشهور) در این زمینه مشغول است. در پایان، نگارنده انجام پژوهشی مقایسهای را جهت نگارش کتابی در زمینهٔ «تاریخ حیوانات در ایران و اسلام» پیشنهاد میکند.
این پایگاه خبری بر اساس مجوز معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول فعالیت است. این پایگاه خبری تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران بوده و هر گونه برداشت از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.