فاخته- برای دامپزشکی دولتی، این موضوع فقط افزایش هزینه رفتوآمد نیست؛ مسئلهای است که میتواند مستقیم بر کیفیت پایش بیماریها، نظارت بهداشتی و امنیت غذایی اثر بگذارد.
دامپزشکی، دستگاهی نیست که کارش پشت میز تمام شود. کارشناس بیماریهای دامی، دامپزشک و کارشناس بررسی اعم از کارهای عملیاتی و میدانی ، بازرس بهداشتی فرآورده های خام دامی، نیروی قرنطینه، بازرسی کارشناس اماکن دامی برای انجام وظیفه باید در جاده باشد؛ از روستا گرفته تا سطح شهر و دامداری تا مرغداری، کشتارگاه، سردخانه، مرکز عرضه و محل وقوع احتمالی بیماری و...
وقتی بنزین گران میشود، هزینه یک مأموریت فقط قیمت سوخت نیست؛ استهلاک خودرو، تعمیرات، لاستیک، روغن، بیمه، افت ارزش وسیله نقلیه و زمانی که کارمند در مسیر میگذراند نیز بخشی از آن است. اگر سازمان برای انجام وظیفه حاکمیتی خود به خودروی شخصی کارمند تکیه کند، باید بپذیرد که خودروی شخصی نیروی انسانی، ناوگان رایگان اداره نیست.
مسئله، کمکردن نظارت نیست
نگرانی اصلی این است که گرانی سوخت بهانهای برای کاهش مأموریتهای ضروری شود. این مسیر شاید در کوتاهمدت مصرف بنزین اداره را پایین بیاورد، اما در دامپزشکی میتواند هزینهای بسیار بزرگتر ایجاد کند: تأخیر در کشف بیماری، کاهش نمونهبرداری، افت نظارت بر فرآوردههای خام دامی و افزایش خطر برای سلامت دام و انسان.
در اینجا یک اصل مدیریتی باید جدی گرفته شود: تردد غیرضروری باید حذف شود، نه نظارت ضروری.
مدیر موفق کسی نیست که فقط میزان مصرف سوخت را کم کند؛ مدیر موفق کسی است که با کمترین تردد زائد، بیشترین پوشش نظارتی و سریعترین واکنش به خطرات بهداشتی را حفظ کند.
هر سفر و مأموریت، باید چند نتیجه داشته باشد
نخستین راهکار، پایان دادن به مأموریتهای تکمنظوره است. اگر خودرو یا کارشناس به منطقهای اعزام میشود، باید از پیش روشن باشد که آن سفر چه خروجیهایی دارد.
یک مأموریت میتواند، با رعایت اصول فنی و بهداشتی، همزمان شامل نمونهبرداری، بازدید از واحد تولیدی، پیگیری گزارش بیماری، تحویل یا دریافت اقلام ضروری، انتقال ایمن نمونه و رسیدگی به مسائل همان منطقه باشد. بهجای آنکه برای هر نامه، جلسه، نمونه یا کالای مصرفی یک خودرو حرکت کند، باید اصل «یک سفر، چند مأموریت» مبنای برنامهریزی قرار گیرد.
این کار به معنای افزایش فشار بر کارمند نیست؛ برعکس، یعنی کاهش سفرهای تکراری، حذف اتلاف وقت و استفاده درست از نیروی انسانی و ناوگان سازمانی.
همه خدمات، اعزامی نیستند
دامپزشکی نمیتواند وظایف حاکمیتی خود را به بهانه گرانی بنزین به دامدار واگذار کند. پایش بیماری، واکنش به کانون، قرنطینه، بازرسی بهداشتی، رسیدگی به تلفات غیرعادی و نظارت بر سلامت فرآوردههای خام دامی، وظیفه دولت است و باید با نیروی کافی، خودرو و اعتبار مناسب انجام شود.
اما همه درخواستها نیز نیازمند اعزام کارشناس نیستند. در اموری مانند ارائه مدارک، پیگیری پرونده، دریافت پاسخ اداری، تحویل برخی اقلام یا ارسال نمونههایی که حمل آنها از نظر فنی مجاز است، متقاضی و واحد تولیدی باید مسئولیت بیشتری بپذیرند.
قاعده روشن است: خدمت قابل واگذاری را واگذار کنیم؛ وظیفه حاکمیتی را خیر!
خودرو برای مأموریت است
خودروهای اداری باید برای مأموریتهای بیماری، قرنطینه، واکسیناسیون، بازرسیهای بهداشتی، انتقال نمونه و امور ضروری در اختیار کارکنان قرار گیرند؛ نه برای رفتوآمدهای تکی، تحویل یک نامه یا حضور در جلسهای که میتواند آنلاین برگزار شود.
استفاده از خودروی شخصی کارکنان نیز باید داوطلبانه، ثبتشده و همراه با جبران واقعی هزینه باشد. نمیتوان از کارشناس خواست با خودروی خود به مأموریت برود، اما هزینه سوخت و استهلاک آن را ماهها بعد، ناقص یا اساساً پرداختنشده رها کرد.
کارمند نباید برای انجام وظیفه، فقیرتر شود.
جلسه حضوری، آخرین گزینه
در شرایطی که مدیریت مصرف سوخت به یک مطالبه ملی تبدیل شده، فراخوان مکرر کارکنان شهرستانها به مرکز استان برای جلسات کوتاه، دورههای آموزشی یا امور اداری، قابل دفاع نیست. بسیاری از این موارد باید با وبینار، تماس تصویری، اتوماسیون اداری و امضای الکترونیکی انجام شود.
اگر حضور فیزیکی واقعاً ضروری است، میتوان جلسه را در سطح منطقهای برگزار کرد یا مدیران ستادی به شهرستانها بروند؛ نه اینکه دهها کارشناس برای یک جلسه چندساعته، ساعتها در جاده باشند و هزینه آن را خود یا سازمان پرداخت کنند.
حمایت از کارکنان، هزینه نیست
انتقال داوطلبانه کارکنان به نزدیکترین محل خدمت، سرویس سازمانی در مسیرهای پرتردد، ساعت کاری شناور در کلانشهرها، پرداخت واقعی حق ایابوذهاب، تسهیلات رفاهی برای تعمیر خودرو و جبران بهموقع هزینه مأموریت، امتیاز ویژه نیست؛ بخشی از مسئولیت سازمان در قبال نیروی انسانی است.
سازمان دامپزشکی باید اطلاعات تردد کارکنان را نیز به داده مدیریتی تبدیل کند: چه مسیرهایی پرتکرارند؟ کدام مأموریتها قابل تجمیعاند؟ چند جلسه قابلیت برگزاری آنلاین دارند؟ کدام کارکنان مسیر رفتوآمد طولانی دارند؟ پاسخ به این پرسشها میتواند هم هزینهها را پایین بیاورد و هم تصمیمگیری را عادلانهتر کند.
آزمون مدیریت
گرانی بنزین، اگر اجرایی شود، برای دامپزشکی یک آزمون مدیریتی خواهد بود. آزمون اینکه آیا مدیران، سادهترین راه یعنی انتقال فشار به کارکنان را انتخاب میکنند یا با اصلاح فرآیندها، از نیروی انسانی و کیفیت خدمت صیانت خواهند کرد.
پرسش ساده است: اگر یک جلسه میتواند آنلاین برگزار شود، چرا کارمند باید بنزین بسوزاند؟ اگر دو مأموریت در یک مسیر قابل انجام است، چرا دو خودرو حرکت کنند؟ اگر کارمندی میتواند در واحد نزدیک محل سکونتش خدمت کند، چرا هر روز ساعتها در ترافیک و جاده فرسوده شود؟
دامپزشکی در خط مقدم سلامت دام، سلامت انسان و غذای سالم ایستاده است. در روزگار سوخت گران، مدیران نیز باید در خط مقدم حمایت از نیروهایی بایستند که امنیت غذایی کشور، به حضور میدانی و توان ادامه کار آنان وابسته است.
اکنون که هزینه سوخت در حال افزایش است، مسئله فقط مدیریت بودجه خودرو و بنزین یک اداره نیست؛ مسئله، نحوه مواجهه یک دستگاه حاکمیتی با نیروی انسانی و مأموریتهای میدانی خود است.
آیا قرار است افزایش هزینه سوخت، به کاهش توان اقتصادی کارمند و فرسودگی بیشتر نیروی میدانی منجر شود، یا مدیران از این فرصت برای بازطراحی شیوه مأموریت، مدیریت تردد و حمایت واقعی از کارکنان استفاده خواهند کرد؟
آیا موفقیت یک مدیر در این شرایط با تعداد لیتر بنزین مصرفنشده سنجیده میشود، یا با این معیار که چگونه بدون کاهش کیفیت نظارت، هزینههای زائد را حذف کرده است؟
و شاید پرسش اصلی همین باشد:
در روزگار بنزین گران، چه کسی باید هزینه ناکارآمدی در شیوه انجام مأموریت را بپردازد؛ کارمند، سازمان یا مدیریتی که میتواند این فرآیند را اصلاح کند؟
دکتر جواد شایان خواه
این پایگاه خبری بر اساس مجوز معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول فعالیت است. این پایگاه خبری تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران بوده و هر گونه برداشت از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.