فاخته- تهران- دکتر جواد شایانخواه: گفتوگوی متفاوت و صریح دکتر جواد شایانخواه، مدیر دفتر «فاخته نیوز» در تهران با دکتر «سیدعلی بابایی»؛ مدیرکل سابق دامپزشکی استان تهران و مدیر کنونی حوزه ریاست سازمان جهاد کشاورزی استان تهران عنوان شد؛ از «صندلی داغ» انتصابات تا خون تازهای که دامپزشکی به آن نیاز دارد
اینجا قرار نیست فقط تبریک بگوییم!
۱۴ مهرماه است؛ روز دامپزشکی!
معمولاً در چنین روزهایی، مصاحبهها با یک جمله آشنا شروع میشوند؛ «این روز را به جامعه دامپزشکی تبریک میگوییم...» و بعد هم چند جمله درباره اهمیت دامپزشکی و نقش دامپزشکان در سلامت جامعه.
اما این بار تصمیم گرفتم مسیر را کمی عوض کنم.
وقتی روبهروی دکتر «سیدعلی بابایی» نشستم، میدانستم با کسی صحبت میکنم که صرفاً ناظر بیرونی ماجرا نیست.
او سالها در خود بدنه دامپزشکی استان تهران مسئولیت داشته؛ از معاونت منابع و توسعه اداری و مدیریت در ادارهکل دامپزشکی استان تهران گرفته تا ریاست اداره دامپزشکی شهر تهران و امروز نیز در جایگاه مدیرکل حوزه ریاست سازمان جهاد کشاورزی استان تهران فعالیت میکند.
بنابراین سؤال اصلی من این نبود که «دامپزشکی مهم است یا نه؟»
همه میدانیم مهم است.
سؤال سختتر این بود:
پس چرا با وجود این همه اهمیت، احساس میشود دامپزشکی آنطور که باید در جایگاه تصمیمسازی دیده نمیشود؟
گفتوگو از همینجا شروع شد.
دکتر بابایی؛ اول اجازه بدهید روز دامپزشکی را تبریک نگوییم!
لبخندی زد.
گفتم: اگر قرار باشد امروز، در روز دامپزشکی، فقط یک جمله به دامپزشکان کشور بگویید، چه میگویید؟
دکتر سیدعلی بابایی:
اول از همه روز دامپزشکی را به همه همکاران عزیزم در سراسر کشور تبریک میگویم؛ به همکارانی که در بخش دولتی و خصوصی، در مراکز درمانی، در مزارع و واحدهای تولیدی، در کشتارگاهها، آزمایشگاهها و در حوزه نظارت و بهداشت فعالیت میکنند.
اما اگر بخواهم فراتر از تبریک صحبت کنم، میگویم:
دامپزشکی باید دوباره درباره جایگاه خودش فکر کند.
ما نباید خودمان را فقط متولی بیماری حیوانات بدانیم.
دامپزشکی با تولید، اقتصاد، سلامت مردم، سفره خانوار، امنیت غذایی و حتی مسائل اجتماعی کشور ارتباط مستقیم دارد.
«من یک جمله دارم که شاید بعضیها با آن موافق نباشند»
اینجا گفتوگو برای من جدیتر شد.
از او پرسیدم:
شما اخیراً جملهای مطرح کردهاید که شاید برای برخی مدیران یا حتی همکاران دامپزشکی محل بحث باشد؛ اینکه «پایداری تولید حتی از امنیت غذایی مهمتر است». چرا؟
دکتر بابایی:
چون اگر تولید نداشته باشیم، امنیت غذایی هم نخواهیم داشت.
این خیلی ساده است.
امنیت غذایی بدون تولید پایدار معنا ندارد.
اگر تولیدکننده نتواند تولید کند، اگر واحدهای دام و طیور تعطیل شوند، اگر بیماریها تولید را متوقف کنند، اگر هزینهها بهقدری بالا برود که تولیدکننده از چرخه خارج شود، ما دیگر چیزی نداریم که درباره امنیت غذایی آن صحبت کنیم.
اما یک نکته را خیلی صریح بگویم؛
من به هیچ عنوان نمیخواهم از پایداری تولید، نتیجهای بگیریم که نظارت بهداشتی دامپزشکی را کمرنگ کنیم.
این دو در مقابل هم نیستند.
اتفاقاً تولید پایدار زمانی معنا دارد که تولید سالم و بهداشتی داشته باشیم.
پس اینجا یک مرز باریک وجود دارد؛ مرز بین «تولید به هر قیمت» و «تولید سالم»؟
دکتر بابایی:
دقیقاً.
ما نه میتوانیم بگوییم فقط تولید مهم است و بهداشت را کنار بگذاریم و نه میتوانیم آنقدر از الزامات صحبت کنیم که تولیدکننده را از چرخه تولید خارج کنیم.
مدیریت واقعی یعنی ایجاد تعادل.
دامپزشکی باید هم مدافع سلامت باشد و هم مدافع تولید سالم.
اگر یکی را حذف کنیم، دیگری هم در نهایت آسیب میبیند.
«مرغ را از سفره مردم حذف کنید؛ آنوقت اهمیت دامپزشکی را میبینید»
در ادامه، بحث به جایی رسید که به نظرم یکی از ملموسترین بخشهای گفتوگو بود.
از پشت میز کارش به مسئلهای اشاره کرد که شاید برای یک مدیر، کاملاً اقتصادی به نظر برسد؛ اما پشت آن یک واقعیت اجتماعی بزرگ وجود دارد:
مرغ و تخممرغ.
پرسیدم:
چرا در صحبتهایتان اینقدر روی مرغ و تخممرغ تأکید دارید؟
دکتر بابایی:
چون باید سفره مردم را ببینیم.
مرغ و تخممرغ امروز بخش بسیار مهمی از سبد غذایی خانوار هستند.
ممکن است در مورد برخی کالاها بتوانیم جایگزین پیدا کنیم.
مثلاً اگر برنج داخلی گران شود، بخشی از مردم ممکن است به برنج خارجی یا نوع دیگری از برنج روی بیاورند.
اما آیا میتوانیم به همین راحتی مرغ و تخممرغ را از سفره خانوار حذف کنیم؟
واقعیت این است که نمیتوانیم.
برای بخش بزرگی از جامعه، مرغ و تخممرغ یک منبع اصلی پروتئین هستند.
بنابراین وقتی درباره سلامت طیور، بیماریهای طیور، واکسیناسیون، امنیت زیستی، تولید و نظارت صحبت میکنیم، داریم درباره سفره مردم صحبت میکنیم.
یعنی یک بیماری در صنعت طیور، دیگر فقط یک مسئله دامپزشکی نیست؟
دکتر بابایی:
اصلاً.
ممکن است یک بیماری از یک واحد تولیدی شروع شود، اما اثر آن میتواند به بازار، تولیدکننده، قیمت و مصرفکننده برسد.
اینجاست که اهمیت دامپزشکی مشخص میشود.
گاهی مردم فقط نتیجه نهایی را میبینند؛ یعنی مرغی که روی سفرهشان قرار گرفته است.
اما پشت همان محصول، یک زنجیره بزرگ از تولید، سلامت، نظارت، کنترل بیماری و امنیت زیستی وجود دارد.
سؤال سختتر: پس چرا دامپزشکی با این همه نقش، گاهی خودش را در حاشیه میبیند؟
اینجا ترجیح دادم تعارف را کنار بگذارم.
گفتم: دکتر بابایی، اجازه بدهید صریح باشیم. شما سالها در دامپزشکی بودهاید. چرا احساس میکنید جایگاه دامپزشکی در بعضی مقاطع نسبت به گذشته کمرنگ شده است؟
کمی مکث کرد.
دکتر بابایی: به نظر من این مسئله را باید جدی گرفت.
دامپزشکی در سالهای اخیر تا حدودی جایگاه حرفهای و شأنی را که باید در جامعه و بین برخی دستگاههای اجرایی داشته باشد، کمرنگتر دیده است.
من نمیخواهم همه تقصیر را گردن دیگران بیندازم.
خود دامپزشکی هم باید این سؤال را از خودش بپرسد که:
ما برای حفظ جایگاه خودمان چه کردهایم؟
اگر ما نتوانیم اهمیت کارمان را برای مسئولان، مدیران، جامعه و حتی رسانهها توضیح بدهیم، طبیعی است که دیگران هم ممکن است اهمیت واقعی آن را نبینند.
«مدیر دامپزشکی فقط نباید دامپزشک خوبی باشد»
از او پرسیدم:
پس مشکل فقط ساختار نیست؛ بخشی از مشکل به نوع مدیریت هم برمیگردد؟
دکتر بابایی: قطعاً.
مدیر دامپزشکی باید علاوه بر تخصص، قدرت تعامل داشته باشد.
باید بتواند با مدیران دستگاههای دیگر صحبت کند.
باید قدرت دفاع از مجموعه خودش را داشته باشد.
باید بتواند اهمیت تصمیمات دامپزشکی را به زبان مدیریتی، اقتصادی و اجتماعی توضیح دهد.
من معتقدم مدیران دامپزشکی باید چیزی فراتر از مدیر باشند.
آنها باید سفیران دامپزشکی باشند.
سفیر دامپزشکی یعنی چه؟
دکتر بابایی:
یعنی وقتی مدیر دامپزشکی وارد جلسهای با یک دستگاه دیگر میشود، فقط درباره یک بیماری یا یک دستورالعمل صحبت نکند.
باید بتواند توضیح دهد که تصمیمی که درباره دامپزشکی گرفته میشود چه اثری بر تولید، اقتصاد، سلامت مردم و امنیت غذایی خواهد داشت.
این همان چیزی است که من از آن به عنوان دیپلماسی سلامت یاد میکنم.
مدیر دامپزشکی باید دیپلمات سلامت باشد.
اما شاید مهمترین بخش گفتوگو هنوز شروع نشده بود...
بحث به مدیریت رسید.
و اینجا دکتر بابایی یکی از صریحترین نقدهای خود را مطرح کرد.
پرسیدم:
اگر بخواهید فقط یک ضعف مدیریتی را در ساختار دامپزشکی کشور نام ببرید، چه میگویید؟
دکتر بابایی:
به نظر من یکی از مسائل مهم، چرخش مدیران بدون تربیت و شناسایی مدیران جدید است.
من با تغییر مدیر مخالف نیستم.
تغییر گاهی لازم است.
اما اگر قرار باشد همیشه چند نفر را از یک صندلی به صندلی دیگر منتقل کنیم، در واقع مدیر جدید تربیت نکردهایم.
«چرخش مدیران، بدون پرورش مدیر؛ یعنی حرکت در یک دایره»
پرسیدم:
یعنی مشکل شما با خود جابهجایی نیست؛ مشکل این است که دایره انتخاب محدود بماند؟
دکتر بابایی:
دقیقاً.
یک سازمان پویا باید برای آینده مدیر داشته باشد.
باید بداند اگر فردا یک جایگاه مدیریتی خالی شد، چه کسانی میتوانند آن را بهخوبی اداره کنند.
باید افراد را از قبل شناسایی کند.
مصاحبه کند.
ارزیابی کند.
تواناییهای آنها را بشناسد.
حتی نقاط ضعفشان را بداند و برای رفع آن برنامه داشته باشد.
این یعنی مدیریت آیندهنگر.
«این صندلی روبهرو را میبینید؟ من به آن میگویم صندلی داغ»
در همین لحظه، نگاهش به صندلی روبهروی میز افتاد.
گفت:
این صندلی را میبینید؟ من به آن میگویم صندلی داغ.
سؤال من هم طبیعی بود:
چرا صندلی داغ؟
دکتر بابایی:
چون قرار است آدمهایی روی این صندلی بنشینند که برای مسئولیتهای مدیریتی ارزیابی شوند.
ما در سازمان جهاد کشاورزی استان تهران به دنبال این هستیم که یک نگاه منظمتری به موضوع انتصابات داشته باشیم.
برای همین یک کمیته ویژه انتصابات ایجاد کردهایم.
هدف این است که افراد توانمند شناسایی شوند، مصاحبه شوند، ارزیابی شوند و در یک فهرست مدیریتی قرار بگیرند.
یعنی اگر در آینده برای یک پست مدیریتی نیاز به تغییر داشتیم، از روی ناچاری دنبال گزینه نگردیم.
یعنی شما میگویید مدیر را باید قبل از نیاز سازمان پیدا کرد؟
دکتر بابایی:
بله.
مدیر باید قبل از اینکه صندلی خالی شود، شناسایی شده باشد.
این یعنی بانک مدیران.
این یعنی جانشینپروری.
این یعنی سازمان برای فردای خودش برنامه دارد.
«خون مرده در رگها»
در این بخش از گفتوگو، تعبیر بسیار قابل تأملی به کار برد.
گفتم:
اگر بخواهیم با ادبیات پزشکی صحبت کنیم، شما وضعیت فعلی مدیریت در دامپزشکی را چگونه توصیف میکنید؟
دکتر بابایی:
نه حذف تجربه؛
نه کنار گذاشتن نیروهای قدیمی؛
بلکه ساختن نسلی تازه از مدیران توانمند، جسور، متخصص و اهل گفتوگو.
مدیرانی که فقط پشت میز ننشینند؛
برای دامپزشکی جایگاه بسازند.
و شاید این همان نقطهای باشد که روز دامپزشکی را از یک مناسبت تقویمی جدا میکند و به فرصتی برای فکر کردن درباره آینده یک حرفه تبدیل میسازد.
اگر بخواهم صریح باشم، در بخشهایی احساس میکنم خون مرده در رگها جریان دارد.
یعنی نیاز به خون تازه داریم.
نیروی تازه.
فکر تازه.
مدیر تازه.
انگیزه تازه.
و البته تجربه گذشته را هم نباید دور ریخت.
من نمیگویم هر مدیر قدیمی باید کنار گذاشته شود.
اتفاقاً تجربه سرمایه بزرگی است.
اما تجربه وقتی ارزشمند است که در کنار انرژی، دانش روز و نگاه جدید قرار بگیرد.
و اینجا سؤال اصلی مطرح میشود: تحول از کجا باید شروع شود؟
دکتر بابایی:
از مدیریت.
از انسان.
از شناسایی نیروهای توانمند.
از ایجاد فرصت برای جوانترها.
از ارزیابی واقعی عملکرد مدیران.
و از این نگاه که پست مدیریتی ملک شخصی کسی نیست.
مدیر باید هر روز ثابت کند که برای آن جایگاه مناسب است.
«مدیری که فقط امضا میکند، مدیر نیست»
پرسیدم:
اگر یک مدیر در یک جایگاه حساس باشد، اما عملاً تصمیمی نگیرد، تحول ایجاد نکند و فقط روزها را بگذراند، چه باید کرد؟
دکتر بابایی:
هر مدیری باید بر اساس عملکردش ارزیابی شود.
مدیر برای نشستن پشت میز منصوب نمیشود.
مدیر برای حل مسئله منصوب میشود.
اگر یک مدیر بتواند سازمان را جلو ببرد، باید از او حمایت کرد.
اگر نیاز به آموزش دارد، باید کمکش کرد.
اما اگر مدیری نتواند مأموریت خودش را انجام دهد، باید درباره ادامه مسئولیت او تصمیم گرفت.
مدیریت جای سکون نیست.
«دامپزشکی به مدیرانی با جرأت، بینش و قدرت گفتوگو نیاز دارد»
پرسیدم:
اگر فردا از شما بخواهند برای یک مدیرکل دامپزشکی ایدهآل، شرح حال بنویسید، چه ویژگیهایی در آن مینویسید؟
دکتر بابایی:
تخصص؛ حتماً.
اما فقط تخصص کافی نیست.
مدیر باید قدرت تصمیمگیری داشته باشد.
باید جسارت داشته باشد.
باید سالم باشد.
باید قدرت ارتباط داشته باشد.
باید بتواند مذاکره کند.
باید بتواند از مجموعه خودش دفاع کند.
باید اقتصاد تولید را بفهمد.
باید جامعه را بشناسد.
و مهمتر از همه، باید چشمانداز داشته باشد.
مدیری که فقط امروز را ببیند، نمیتواند سازمان را برای فردا آماده کند.
«دامپزشکی باید خودش را دوباره به جامعه معرفی کند»
در پایان، سؤال من بیشتر متوجه آینده بود.
اگر قرار باشد دامپزشکی جایگاه از دسترفته خود را دوباره به دست آورد، از کجا باید شروع کند؟
دکتر بابایی:
باید خودش را دوباره تعریف کند.
باید نشان دهد که دامپزشکی فقط درمان دام نیست.
دامپزشکی یعنی:
سلامت،
تولید،
اقتصاد،
امنیت غذایی،
سلامت عمومی،
پیشگیری،
کنترل بیماری،
و در نهایت سلامت جامعه.
باید ارتباطش با رسانهها را تقویت کند.
باید با دستگاههای اجرایی تعامل بیشتری داشته باشد.
باید مدیران توانمند تربیت کند.
باید نیروهای جوان را وارد میدان کند.
و باید مدیرانی داشته باشد که بتوانند در جلسات مهم تصمیمگیری از جایگاه دامپزشکی دفاع کنند.
یک جمله برای مدیران آینده دامپزشکی
پرسیدم:
و اگر بخواهید یک جمله را به مدیران فعلی و آینده دامپزشکی بگویید؟
دکتر بابایی:
به آنها میگویم:
مدیر دامپزشکی نباید منتظر باشد دیگران جایگاهش را به او بدهند؛ باید آنقدر توانمند، اثرگذار و مطالبهگر باشد که جایگاه دامپزشکی را در تصمیمگیریها تثبیت کند.
و یک جمله برای خود دامپزشکان
اگر قرار باشد آخرین جمله این گفتوگو خطاب به دامپزشکان کشور باشد، چه میگویید؟
دکتر بابایی:
میگویم کاری که انجام میدهید، بسیار بزرگتر از چیزی است که شاید در ظاهر دیده شود.
شاید مردم نبینند شما در یک واحد تولیدی جلوی یک بیماری را گرفتهاید.
شاید نبینند که یک تصمیم نظارتی شما چه تعداد انسان را از یک خطر احتمالی دور کرده است.
شاید ندانند که سلامت یک گله طیور چه ارتباطی با سفره خودشان دارد.
اما اینها واقعیتهای کار شماست.
بنابراین باید به کارتان افتخار کنید.
اما در کنار آن، باید برای جایگاه حرفهای خودتان هم تلاش کنید.
پایان گفتوگو؛ وقتی تبریک از پشت تلفن به درِ دفتر رسید
گفتوگو تمام شده بود.
اما روز دامپزشکی هنوز برای دکتر بابایی تمام نشده بود.
کمی بعد، جمعی از کارکنان و مسئولان سازمان جهاد کشاورزی استان تهران با حضور در دفتر مدیرکل حوزه ریاست، به مناسبت هفته دامپزشکی و روز دامپزشک با اهدای گل و شیرینی، این روز را به او تبریک گفتند و برایش آرزوی موفقیت و توفیق کردند.
صحنه، ساده اما معنادار بود.
در روزی که درباره مدیریت، تحول، جایگاه حرفهای دامپزشکی، تولید و امنیت غذایی صحبت کرده بودیم، حالا چند شاخه گل روی میز قرار گرفته بود.
شاید این پایان خوبی برای گفتوگویی بود که از یک تبریک شروع شد، اما به یک سؤال جدی رسید:
دامپزشکی امروز برای بازگشت به جایگاه واقعی خود، به چه چیزی بیش از همه نیاز دارد؟
پاسخ دکتر بابایی را میتوان در چند کلمه خلاصه کرد:
خون تازه در رگهای مدیریت.
یادداشت خبرنگار؛
آنچه در این گفتوگو برای من بهعنوان خبرنگار اهمیت داشت، نه صرفاً تبریک روز دامپزشکی، بلکه صراحت یک مدیر باسابقه در مواجهه با مسئلهای بود که سالهاست در محافل دامپزشکی درباره آن صحبت میشود:
آیا دامپزشکی به اندازه نقشی که در تولید، سلامت و امنیت غذایی کشور دارد، در ساختار مدیریتی و تصمیمسازی کشور دیده میشود؟
پاسخ به این سؤال را شاید نتوان در یک مصاحبه تمام کرد.
اما میتوان از یک نقطه شروع کرد:
از پذیرفتن اینکه تغییر، پیش از آنکه یک جابهجایی اداری باشد، یک تغییر در نگاه مدیریتی است.
و شاید «صندلی داغ» که دکتر بابایی از آن سخن گفت، فقط یک صندلی در اتاق انتصابات نباشد؛
بلکه نمادی باشد از اینکه از این پس، هر کسی که قرار است بر یک صندلی مدیریتی بنشیند، باید پاسخ یک سؤال مهم را بدهد:
برای بهتر شدن این سازمان، دقیقاً چه چیزی برای گفتن و چه چیزی برای انجام دادن دارد؟
دکتر جواد شایانخواه
خبرنگار و مصاحبهکننده
این پایگاه خبری بر اساس مجوز معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول فعالیت است. این پایگاه خبری تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران بوده و هر گونه برداشت از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز می باشد.