قالب وردپرس درنا توس
خانه / پیشنهاد سردبیر / زبان بسته‌ها و دردهایشان

زبان بسته‌ها و دردهایشان

ایمان معماریان فارغ‌التحصیل رشته دامپزشکی دانشگاه تهران و مدیر باغ وحش تهران یکی از معدود دامپزشکان ایرانی است که به صورت تخصصی در زمینه حیات وحش فعالیت می‌کند. وی در گفت وگو با «اعتماد» می گوید: تشخیص بیماری در حیوانات با انسان بسیار متفاوت است، مخصوصا اینکه حیوانات صحبت نمی‌کنند و نمی‌توانند مشکلات خودشان را بیان کنند.

به گزارش فاخته به نقل از ایرنا این دامپزشک ایرانی که اغلب به ‌واسطه فعالیت‌های موثرش در زمینه حفاظت از یوز آسیایی و پلنگ ایرانی شناخته شده؛ سابقه همکاری در پروژه تحقیقاتی پلنگ ایرانی در پارک ملی تندوره، مطالعه در زمینه شرایط تکثیر در اسارت پلنگ ایرانی، زنده‌گیری و رهاسازی مجدد حیوانات وحشی نظیر گور، کاراکال، سیاه‌گوش،پلنگ، سنجاب ایرانی و… به منظور انجام کارهای تحقیقاتی، برگزاری چندین دوره کارگاه آموزشی تکنیک‌های بیهوشی حیات‌وحش، معرفی قواعد و تکنیک‌های جدید برای بیهوش کردن حیواناتی نظیر گرگ‌های خاکستری و کفتار راه‌راه را هم در کارنامه خود دارد. 

معماریان عضو جامعه دامپزشکان حیات‌وحش اروپاست و در چندین دوره کنگره بین‌المللی دامپزشکان حیات‌وحش عنوان پرطرفدارترین سخنران را نیز احراز کرده است. وی در سال ۱۳۹۳ عنوان فعال‌ترین دامپزشک جوان حیات‌وحش را به خود اختصاص داد و برنده جایزه کنگره بین‌المللی دامپزشکان حیات وحش شد. از فعالیت‌های دیگر این دامپزشک ایرانی می‌توان به حضور در جراحی‌های مهم حیات‌وحش کشور از جمله جراحی روی دندان ریکا پلنگ ایرانی با سابقه چهار بار جراحی بالای ۸ ساعت که کسب جوایز متعدد برای کشورمان ایران را به همراه داشت، جراحی لمینکتومی لورا پلنگ ایرانی ماده(تنها جراحی موفق روی ستون مهره‌های پلنگ در خاورمیانه) و در آخر تلاش به منظور حفظ ذخایر ژنتیکی و لقاح مصنوعی دو گونه گربه‌سان با ارزش و در معرض خطر ایران(یوز آسیایی و پلنگ ایرانی) اشاره کرد.

**مهم‌ترین چالش‌ یک دامپزشک حیات وحش در ایران چیست؟
اگر بخواهم به صورت کلی بگویم به علت اینکه قبلا دامپزشک حیات وحشی در ایران وجود نداشته، جایگاه دامپزشکی حیات وحش هم آن‌ طور که باید در کشور ما مشخص و شناخته شده نیست و به همین دلیل متاسفانه شاهد هستیم که این رشته برای برخی از دامپزشکان به جای اینکه یک کار تخصصی باشد، تبدیل به یک وسیله برای خودنمایی شده چراکه در گذشته درآمد و جایگاهی، کسی برای آن تعریف نکرده است.

**هر ساله حدود چه تعداد گونه جانوری را درمان می‌کنید؟ 
گونه‌های بسیار متعدد و زیادی در طول سال برای یک دامپزشک حیات وحش ارجاع می‌شوند. از آنجایی که در ایران افراد زیادی نیستند که در این حوزه فعالیت داشته باشند، تعداد این گونه‌ها بسیار بیشتر و متعددتر از آنچه که باید باشد، هست.

**تشخیص بیماری در بسیاری از گونه‌های جانوری دشوار است، دامپزشکان حیات وحش برای تشخیص از چه روش‌هایی استفاده می‌کنند؟
به طور کلی تشخیص بیماری در حیوانات با انسان بسیار متفاوت است، مخصوصا اینکه حیوانات صحبت نمی‌کنند و نمی‌توانند مشکلات خودشان را بیان کنند. ضمن اینکه خیلی وقت‌ها تا زمانی که مشکل در حیوانی حاد نشود، علائمی هم بروز نمی‌دهد بنابراین لازم است که معاینات در آنها با دقت بیشتری انجام شود.

با این وجود روش‌های نوینی برای تشخیص بیماری حیوانات وجود دارد که از آن جمله می‌توان به روش‌های غیرتهاجمی آنالیزهای هورمونی در مدفوع، ادرار، بزاق و مو اشاره کرد. بر این اساس این امکان فراهم می‌شود که متابولیت‌های هورمون‌های مختلف را از مدفوع، ادرار، بزاق و موی آنها جدا کرد بدون اینکه نیازی به دسترسی خاص یا بیهوشی یا حتی مقیدسازی باشد. از سطح این هورمون‌ها در مدفوع، ادرار و بزاق حیوانات می‌توان متوجه بیمار یا سالم بودن، استرس داشتن یا نداشتن و حتی وضعیت تولید مثلی آنها شویم. البته روش‌های دیگری هم هست که از راه دور می‌توان حیوان را بررسی کرد مانند ترموگراف‌ها که با حرارت کار می‌کنند و از راه دور حرارت قسمت‌های مختلف بدن را تعیین می‌کنند. 

این روش‌ها کمک‌کننده هستند تا دامپزشکان بتوانند التهاب‌ها، دردها و مشکلات موضعی را در حیوانات مختلف شناسایی کنند. اما در مورد حیات وحش به طور کلی تشخیص بیماری‌ها حتی از سایر حیوانات هم بسیار دشوارتر است چراکه معمولا حیوانات حیات وحش اگر مشکلی یا بیماری هم داشته باشند در مراحل بسیار پایانی آن بیماری علایم خودش را نشان می‌دهد. فراموش نکنید که حیوانات حیات وحش تمام تلاش خودشان را برای سر پا بودن می‌کنند و این مورد در اصل راهکار آنها برای بقا در طبیعت است.

**آیا تاکنون سابقه داشته که توسط یک حیوان وحشی زخمی شوید؟
بله بارها اتفاق افتاده. البته دامپزشکان حیات وحش باید تمام تلاش خود را بکنند که کمترین آسیب متوجه خودشان، اطرافیان‌ و حیوانات باشد ولی به هر حال در کار دامپزشکی حیات وحش این موضوع اجتناب‌ناپذیر است. من تاکنون بارها توسط خرس، گونه‌های مختلف گربه‌سانان و حتی تک‌سمی‌ها و زوج‌سمان زخمی شده‌ام.

**علاقه شما به دامپزشکی حیات وحش از چه زمانی شکل گرفت؟
واقعیت امر این است که من شاید از همان اولین زمان‌هایی که در مورد انتخاب شغل فکر می‌کردم، علاقه به کار کردن با حیات وحش هم داشتم. متعاقبا زمانی که بزرگ‌تر شدم، متوجه کارهایی شدم که دامپزشکان می‌توانند انجام دهند و از بین تمام کارهای مختلفی که وجود داشت نیز ذهنم متوجه دامپزشکی شد. بعد از کنکور با توجه به رتبه‌ای که کسب کرده بودم، می‌توانستم هر رشته‌ای را که می‌خواستم و در هر دانشگاهی انتخاب کنم ولی با این‌ همه دامپزشکی را انتخاب کردم فقط برای اینکه دامپزشک حیات وحش شوم.

**مراقبت‌های بالینی که دامپزشکان حیات وحش ارایه می‌دهند تا چه اندازه می‌تواند تهدیدات پیش‌روی گونه‌های در معرض خطر را مرتفع کند؟
اجازه دهید کمی به گذشته برگردیم، یک زمانی حافظان حیات‌وحش(Conservationist) و افرادی که در راستای حفاظت از حیات وحش فعالیت می‌کردند بر این باور بودند که بیماری‌ها جزیی از روند حیاتی طبیعی حیوانات حیات وحش است. آنها این موضوع را به عنوان یک جزء طبیعی قلمداد می‌کردند در نتیجه لزومی هم نمی‌دیدند که کاری در مورد آن انجام دهند. در آن زمان اگر تلفاتی متوجه حیوانات حیات وحش می‌شد به این حساب گذاشته می‌شد که این روند جزیی کاملا طبیعی است. اما با گذشت زمان و با توجه به مداخلاتی که انسان در محیط‌های طبیعی داشت، کم‌کم متوجه شدند که بیماری‌ها و مشکلات متعاقب آن در حیات وحش می‌تواند بسیار خطرناک باشد و در بسیاری موارد حتی می‌تواند منجر به انقراض گونه‌ها یا آسیب رساندن به جمعیت‌های خیلی بزرگی شود. 

بعد از آن بود که حافظان حیات وحش برای بیماری‌ها و دامپزشکی حیات وحش جایگاه بسیار مهمی قایل شدند. در همین حد بگویم که بدون دامپزشکی حیات وحش چه در ایران و چه در کل دنیا، حیات‌وحش منقرض خواهد شد بنابراین باید بپذیریم که یکی از پایه‌های اصلی حفاظت از حیات‌ وحش، دامپزشکی حیات وحش است.

**از نظر شما کدام گروه از حیوانات در ایران بیشترین تعارض را با انسان‌ها دارند و برای رفع این تعارضات چه راهکارهایی را پیشنهاد می‌کنید؟
بدون‌ تردید گوشتخواران بیشترین تعارض را با انسان‌ها دارند که از جمله مثال‌های بارز هم می‌توان به پلنگ، گرگ و خرس اشاره کرد. البته انواع سمورها و گربه‌سانان دیگر هم در این زمره هستند. اما مهم‌ترین و اصلی‌ترین راهکار دایمی حل شدن این تعارضات، تغییر دادن و درست کردن سیستم دامپروری‌مان در ایران است یعنی اگر ما بتوانیم سیستم دامپروری خودمان را از سنتی به صنعتی تبدیل کنیم، آنگاه این تعارضات هم خود به خود از بین خواهند رفت. 

لازم به ذکر است کاری که در سیستم سنتی انجام می‌شود، اقتصادی نیست به دلیل اینکه از دام‌هایی استفاده می‌شود که اصلاح نژاد نشده‌اند و ضریب تولید مناسبی ندارند و در ضمن تصور بر این است که علوفه مجانی هم در اختیار دارند چراکه اغلب به راحتی وارد عرصه‌های طبیعی می‌شوند و چرا می‌کنند در حالی که برداشت آنها در اصل از منابع غنی و برگشت‌ناپذیر ملی و طبیعی ماست. فراموش نکنیم که این منابع بسیار برای ما با ارزش‌تر از دام‌ها هستند.

ضمن اینکه علاوه بر اقتصادی نبودن، سیستم دامپروری سنتی هم بهداشتی نیست چراکه اغلب کنترل‌های بهداشتی لازم از جمله واکسیناسیون و درمان‌های لازم روی دام‌هایی از این دست صورت نمی‌گیرد. در حالی که در سیستم صنعتی این مشکلات کاملا رفع شده و می‌توان با قطعیت گفت که سیستم دامپروری صنعتی هم اقتصادی هم بهداشتی هم ضریب تولید بالای دام دارد و هم اینکه از طبیعت استفاده نمی‌شود و بالطبع این تعارضات از بین خواهد رفت.

در ضمن در مورد باغ‌ها و مزارع کشاورزی و مشکلاتی که هم‌اکنون باغ‌دارها با آن دست به گریبان هستند، خیلی راحت می‌توان حفاظت از منطقه را افزایش داد تا تعارض کمتر شود. بنابراین، این راهکار اصلی و کلی در حل مساله است در حالی که سایر راهکارها نظیر بیمه کردن، پرداخت خسارت به زیان‌دید‌ه‌ها و موارد دیگر تنها راهکارهای کوتاه‌مدت این موضوع هستند.

**بازپروری حیات وحش در ایران از نظر شما چقدر جدی گرفته شده؟ 
اگر بخواهم به صورت کلی در مورد بازپروری حیات وحش در ایران صحبت کنم اول اینکه به هیچ عنوان جدی گرفته نمی‌شود و دوم اینکه به هیچ عنوان درست اجرا نمی‌شود یعنی همه بازپروری‌هایی که ما انجام می‌دهیم در حال حاضر اگر هم که فکر می‌کنیم، نام آن بازپروری هست همه با نتیجه اشتباه همراه است و مشکل‌ساز خواهد بود.

روند کار اصولی با آنچه در حال حاضر انجام می‌شود، بسیار متفاوت است. ما همیشه یک ذهنیت در مورد باز پس فرستادن حیوانات حیات ‌وحش به طبیعت یا رهاسازی داریم که در نوع خود ذهنیت مثبتی است و تصورمان هم این است که اگر این کار را انجام دهیم، چه کار قشنگی است اما واقعیت این است که این رهاسازی‌ها و آزادسازی‌ها همگی پیش‌زمینه‌های بسیار مهمی از جمله شناخت بیماری‌ها، نحوه انتقال و آماده‌سازی برای رهاسازی را نیاز دارند و طبیعی است زمانی که این کارها هیچ‌ کدام انجام نمی‌شود بیشتر از اینکه کمک‌کننده به طبیعت باشد، آسیب‌رسان خواهد بود.

**در مورد پروژه لقاح مصنوعی یوزپلنگ و پلنگ تاکنون خبرهای ضد و نقیض بسیاری در خبرگزاری‌ها منتشر شده، چندی پیش خبرگزاری فارس عنوان کرد که تلقیح مصنوعی می‌تواند، پلنگ ایرانی را از انقراض نجات دهد. آیا این واقعیت دارد؟
ما در پروژه نگهداری و انجام تحقیقات روی تنها یوزپلنگ‌های آسیایی در اسارت(کوشکی، دلبر و ایران) ابتدا کار را مرحله‌بندی کردیم و مراحل مختلفی هم در این طرح لحاظ شده است. در مرحله اول تلاش شد شرایطی فراهم شود که یوزها بتوانند به صورت طبیعی زادآوری داشته باشند. با وجود تحقق این مهم شاهد سقط جنین دلبر و مشکلات و مخاطرات رحمی برای این یوز ماده بودیم اما خوشبختانه با تلاش‌های انجام شده، دلبر درمان شد. بعد از آن اما اتفاق خاصی بین یوزها رخ نداد و به همین دلیل هم بود که ما وارد فاز بعدی پروژه یعنی امکان‌سنجی لقاح مصنوعی شدیم. 

خوشبختانه بعد از معایناتی که انجام شد، متوجه شدیم که دلبر کماکان امکان باروری را دارد و به همین دلیل برای دلبر(Implant Progesterone) گذاشته شد تا بتوانیم حدود ۹۰ روز دیگر آن را ‌برداریم و شاید در آن زمان لقاح مصنوعی را انجام دهیم. لازم به یادآوری است که این کار و این روش مدنظر ما البته اگر موفقیت‌آمیز باشد برای اولین ‌بار است که در مورد یوزها در دنیا انجام می‌شود. در مورد یوز ماده دیگر موسوم به ایران که یوز جوان‌تری است همچنان شانس زیادی برای انجام پروسه طبیعی وجود دارد. بر اساس معاینه‌هایی که روی این یوز ماده جوان انجام شده، دریافتیم که بالغ شده و ‌باید در زمان مناسب و خاص یعنی اوج فحلی به کوشکی معرفی شود.

اما در مورد پلنگ‌ها، در باغ وحش تهران یک پلنگ ایرانی ماده به اسم کیجا زندگی می‌کند که یک دست خود را در تله شکارچی‌ها حدود ۶ الی ۷ سال پیش از دست داده است. در ضمن یک پلنگ ایرانی نر از باغ‌وحش لیسبون کشور پرتغال هم به باغ وحش تهران فرستاده شد چراکه باغ‌وحش تهران شرایط استاندارد نگهداری از پلنگ‌های ایرانی را به طور کامل فراهم کرده بود.

در حال حاضر باغ‌ وحش تهران به عنوان تنها باغ وحش استاندارد ایران، عضویت اتحادیه باغ وحش‌های اروپا را به صورت موقت کسب کرده و در مورد پلنگ‌های ایرانی هم عضویت EEP را دارد و به همین دلیل است که این پلنگ از پرتغال به ایران فرستاده شد. 

در مراحل اول، پروسه طبیعی انجام نشد و به همین دلیل هر دو پلنگ را بیهوش کردیم و متوجه شدیم که هم پلنگ نر واجد اسپرم مناسبی است و هم پلنگ ماده کاملا سالم است. با دستکاری‌های هورمونی که انجام شد، خوشبختانه پروسه طبیعی بین پلنگ‌ها اتفاق افتاد و امیدواریم که تا حدود ۱۰۰ روز آینده شاهد توله‌های آنها باشیم. اما باید به این نکته اشاره کنم، مخصوصا در مورد یوزپلنگ‌ها که تکثیرشان حتی با تمام سختی‌ها و درصد پایین شانسی که وجود دارد، اگر در اسارت محقق شود، این به هیچ عنوان به این معنی نیست که این کار کمکی به جلوگیری از انقراض نسل آنها در طبیعت خواهد کرد.

**سازمان حفاظت محیط‌زیست عنوان کرده که قراردادی را با پژوهشکده محیط‌زیست در خصوص تکثیر در اسارت یوزها امضا کرده و برای دو یوز نر یزد هم برنامه‌هایی جدی از جمله زنده‌گیری دارد. نظر شما در این مورد چیست؟
تا جایی که من اطلاع دارم این قرارداد به این دلیل بسته شد که بتوانند این کاری که همین الان در مورد یوزپلنگ‌ها توضیح داده شد را انجام دهند که این کار را هم در مورد یوزها، ما انجام دادیم بنابراین مورد خاصی نیست.

اما در مورد اینکه برای یوزهای یزد چه اتفاقی می‌افتد باید بگویم که جلسات متعددی وجود داشته و اگر تمام کارشناسان به این نتیجه برسند که فقط دو یوز نر در آن منطقه وجود دارد و یوز ماده‌ای نیست مسلما بهترین راهکار استفاده از آنها خواهد بود اما به هر صورت هنوز در این مورد به جمع‌بندی کامل در جلسات کارشناسی نرسیده‌اند.

**شما اولین دامپزشکی بودید که در مورد خطر بیماری دیستمپر در گربه‌سانان درشت‌ جثه ایران و احتمال انتقال این بیماری از سگ‌های ولگرد به گونه‌های در معرض خطر هشدار دادید و بعد از آن هم انتقادات زیادی از جانب حامیان افراطی حقوق حیوانات به شما وارد شد. کمی بیشتر در مورد این مساله و اهمیت آن توضیح دهید.
واقعیت این است که در ایران هنوز تعریف درستی از حیوان اهلی و حیوان وحشی وجود ندارد. وقتی که صحبت از حیوانات وحشی می‌شود بسیاری تصور می‌کنند، وحشی بودن یعنی پرخاشگر بودن اما هر حیوانی که پنجه بکشد یا گاز بگیرد، حیوان وحشی نیست. این تعاریف، تعاریف اشتباهی هستند.

حیوانات اهلی، حیواناتی هستند که طی چندین هزار سال توسط انسان به صورت غیرطبیعی و به منظور برطرف کردن نیازهای انسان‌ها انتخاب شده‌اند. تولید پوست، گوشت، مو، شیر یا بعضا حفاظت و همراهی با انسان‌ها از جمله این اهداف بوده است. اما برخلاف آنها، حیوانات وحشی هستند که در مورد نقش آنها در طبیعت انسان کوچک‌ترین نقشی نداشته است. 

جایگاه این دو نوع حیوان کاملا با هم متفاوت است. بر همین اساس است که سگ‌ها و گربه‌های ولگرد در طبیعت می‌توانند آسیب‌های مستقیم و غیرمستقیم متفاوتی را به حیوانات حیات وحش وارد کنند. سگ‌های ولگرد و آزاد در طبیعت می‌توانند به صورت مستقیم، حیوانات حیات وحش را شکار کنند بالاخص سگ‌های ولگرد وقتی به صورت گروهی باشند خیلی خیلی جدی آسیب‌رسان خواهند بود و نشخوارکنندگان و علفخواران متعدد از آنها آسیب خواهند دید. متاسفانه ما هر هفته نمونه‌های بسیار زیادی از این حیوانات آسیب‌دیده داریم و این تازه حیواناتی هستند که بعد از حمله سگ‌ها جان به در می‌برند و زنده می‌مانند. همه اینها را گفتم که به اینجا برسم، یکی از بزرگ‌ترین تهدیدهای یوزپلنگ در حال حاضر می‌تواند همین سگ‌ها باشد.

متاسفانه و برخلاف تصور عمومی، سگ‌های ولگرد خیلی راحت زورشان به یوزها می‌رسد و می‌توانند آنها را به صورت مستقیم از بین ببرند. مثال‌های متعددی از این قبیل اتفاقات و آسیب‌ها هست. اما از جمله آسیب‌های غیرمستقیم همین سگ‌ها، انتقال بیماری‌های متفاوت به حیات‌وحش است.

در مورد بیماری دیستمپر که یک بیماری ویروسی است قبلا دانشمندان تصور می‌کردند که فقط در سگ‌ها و آن هم فقط سگ‌های جوان اتفاق می‌افتد اما بعدها متوجه شدند که احتمال درگیر شدن پستانداران دریایی هم وجود دارد و این امر می‌تواند منجر به تلفات بسیار زیاد شود. در مورد شیرها هم این اتفاق رخ داده و یک زیرگونه از شیرها با همین موضوع تا معرض انقراض پیش رفته است. 

جالب است که بعدها تحقیقات نشان داد، منبع ویروس از سگ‌های ولگرد در اطراف زیستگاه‌شان بوده. در مورد ببرهای سیبری نیز در روسیه بعد از تلفات خیلی زیادی که دیستمپر ایجاد کرد، مشخص شد جمعیت‌های زیر ۲۰ عدد ببرهای سیبری اگر مبتلا به دیستمپر شوند، منقرض خواهند شد. بعد از آن هم در مورد پلنگ‌های آمور در روسیه گزارشاتی بود.

در ایران متاسفانه پلنگ‌های متعددی بوده‌اند که علائم شبیه به بیماری دیستمپر را داشته‌اند ولی هیچ ‌وقت روی آنها کار تشخیصی کاملی انجام نشده و همین امر متاسفانه باعث شده تا این پلنگ‌ها از دست بروند یا اینکه اگر بعد از مدتی علائم آنها برگشته، نتوانسته‌اند از آنها به عنوان نمونه تحقیقاتی استفاده کنند و نمونه ویروس را بگیرند.

**فکر می‌کنید دامپزشک‌های بیشتری به دامپزشکی حیات‌وحش علاقه‌مند شوند تا دست‌کم متخصصان بیشتری در این زمینه برای حفظ حیات‌وحش داشته باشیم؟
امیدوارم در آینده دانشجوهای دامپزشکی علاوه بر اینکه علم‌شان را افزایش می‌دهند به دامپزشکی حیات وحش هم علاقه‌مند شوند چراکه بدون آنها حیات وحش ایران بدون شک آسیب جدی خواهد دید. امیدوارم بتوانیم فرهنگ‌سازی درستی برای افرادی که فکر می‌کنند حیوانات را دوست دارند، انجام دهیم تا از دوست داشتن صرفا احساسی به سمت حفاظت پیش بروند و حفاظت از حیات وحش را جزء اصلی دیدگاه خود قرار دهند. بدانیم که اگر حیوانات را دوست داریم، حیوانات فقط سگ و گربه نیستند. حیات وحش بسیار جالب و منحصر به‌فرد ایران نیاز به حمایت و حفاظت همگانی دارد. امیدوارم که این فرهنگ‌سازی و اطلاع‌رسانی افراد مختلف و رسانه‌ها بتواند زمینه را برای تغییر ذهنیت افراد ایجاد کند.

مطلب پیشنهادی

وجود رانت گسترده در واردات محصولات کشاورزی/دولت از صادرات محصولات مازاد جلوگیری می‌کند

عضو کمیسیون کشاورزی مجلس شورای اسلامی گفت: متاسفانه رانت گسترده در واردات محصولات کشاورزی و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *